English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
He hasn't had much of an appetite lately. U به تازگی او [مرد] هیچ اشتها ندارد.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
latterly U به تازگی
modernity U تازگی
flicker U تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickered U تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
flickers U تصویر گرافیک کامپیوتری که شدت آن در اثر نرخ پایین تازگی تصویر یا اختلال سیگنال تغییر میکند
newness U تازگی
stale U تازگی وطراوت چیزی را از بین بردن
freshness U تازگی
refurbishment U تر و تازگی
novelties U تازگی
novelty U تازگی
freshly U به تازگی
dewiness U تازگی
greenness U تازگی
greenth U تازگی
incipience or ency U تازگی
it is nothing new U تازگی ندارد
maidenhood U تازگی
modernness U تازگی
nine days wonder U چیزی که جند صباحی تازگی داردو پس از ان زودفراموش میشود
not long a go U همین تازگی ها
orinality U تازگی بکری
recency U تازگی
stimulus novelty U تازگی محرک
the interest of it is gone U دیگر خوش مزگی یا تازگی ندارد
verdancy U تازگی
verdure U تازگی سبزیجات سبزی
uninspired U عاری از تازگی و لطف
Medici Mamluk rug U قالی مدیسه مملوک [این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com