Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
discomfort relief ratio
U
بهر راحتی- ناراحتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inconvenience
U
ناراحتی
turmoil
U
ناراحتی
incommodiousness
U
ناراحتی
inquietude
U
ناراحتی
inconveniences
U
ناراحتی
inconveniencing
U
ناراحتی
uneasiness
U
ناراحتی
queasiness
U
ناراحتی
unease
U
ناراحتی
disquietude
U
ناراحتی
discommodity
U
ناراحتی
hazards
U
ناراحتی
hazarding
U
ناراحتی
hazarded
U
ناراحتی
hazard
U
ناراحتی
inconvenienced
U
ناراحتی
kiaugh
U
اضطراب ناراحتی
discomfort
U
ناراحتی رنج
discomforts
U
ناراحتی رنج
dyspnea
U
ناراحتی درتنفس
discomfiture
U
ناراحتی رنج
thorn
U
موجب ناراحتی
thorns
U
موجب ناراحتی
flea bite
U
اندک ناراحتی
heavy heart
<idiom>
U
احساس ناراحتی
irritation
U
خشم ناراحتی
ailment
U
درد ناراحتی
ailments
U
درد ناراحتی
malease
U
ناراحتی بیقراری
irritations
U
خشم ناراحتی
worriment
U
ناراحتی غم زدگی
worrisome
U
مسبب ناراحتی
incommodity
U
زیان ناراحتی
malaise
U
ناراحتی بیقراری
disturbance
U
ناراحتی مزاحمت
disturbances
U
ناراحتی مزاحمت
conveniences
U
راحتی
convenience
U
راحتی
relief
U
راحتی
easing
U
راحتی
eases
U
راحتی
ease
U
راحتی
eased
U
راحتی
comfortableness
U
راحتی
get (someone) down
<idiom>
U
باعث ناراحتی شدن
stomach upset
U
ناراحتی معده
[پزشکی]
tummy upset
[coll.]
U
ناراحتی معده
[پزشکی]
upset stomach
U
ناراحتی معده
[پزشکی]
indigestion
U
ناراحتی معده
[پزشکی]
dyspepsy
U
ناراحتی معده
[پزشکی]
squirm
U
ناراحتی نشان دادن
squirmed
U
ناراحتی نشان دادن
squirming
U
ناراحتی نشان دادن
squirms
U
ناراحتی نشان دادن
easement
U
راحتی اسایش
davenport
U
نیمکت راحتی
pantofle
U
کفش راحتی
armchair
U
صندلی راحتی
shoepac
U
کفش راحتی
shoepack
U
کفش راحتی
comforter
U
راحتی بخش
armchairs
U
صندلی راحتی
morris chair
U
صندلی راحتی
arm chair
U
صندلی راحتی
sandal
U
کفش راحتی
sandals
U
کفش راحتی
plimsoll
U
کفش راحتی
slipper
U
کفش راحتی
slippers
U
کفش راحتی
plimsolls
U
کفش راحتی
fleshpots
U
راحتی جسمانی
comforters
U
راحتی بخش
slack suit
U
لباس راحتی
sock
U
کفش راحتی بی پاشنه
accommodations
U
منزل وسایل راحتی
off duty
U
مرخصی راحتی نگهبانی
juliet
U
کفش راحتی زنانه
accommodation
U
منزل وسایل راحتی
warm one's blood/heart
<idiom>
U
احساس راحتی کردن
circulating
U
آنچه به راحتی می چرخد
unaccommodated
U
بدون وسایل راحتی
peacefulness
U
راحتی صلح جوئی
psychoneurotic
U
مریض مبتلا به ناراحتی عصبی وروانی
psychoneurosis
U
ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
foofaraw
U
ریزه کاری پر زرق وبرق ناراحتی
conscience-stricken
U
دچار ناراحتی وجدان یا احساس گناه
What's up with him?
U
این چه ناراحتی دارد؟
[اصطلاح روزمره]
huarache
U
کفش راحتی پاشنه کوتاه
security blanket
<idiom>
U
استفاده از چیزی برای راحتی
ease of movement
U
سهولت حرکت راحتی مانور
whip up
<idiom>
U
به راحتی وسریع به انجام رساندن
sit back
<idiom>
U
راحتی داشتن ،مرخصی گرفتن
air one's dirty laundry (linen) in public
<idiom>
U
مسئلهای که فاش شدنش باعث ناراحتی شود
nuisance tax
U
مالیات پرسر و صدا که با ناراحتی زیادوصول شود
hammock chair
U
صندلی راحتی تاشوکه پشت ان پارچه ایست
Her teacher's presence caused her considerable discomfort.
U
بودن دبیر او
[زن]
احساس ناراحتی زیادی برای او
[زن]
ایجاد کرد.
ergonomics
U
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
reduces
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reducing
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduce
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
plugging
U
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plug
U
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
plugs
U
مدار الکترونیکی کوچک که به راحتی وارد سیستم میشود تا توانش را افزایش دهد
partitions
U
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
partition
U
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
contrasting
U
فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrast
U
فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrasts
U
فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
contrasted
U
فیلتری که روی صفحه نمایش می گذارند تا جذب نور را بیشتر کنند و از ناراحتی چشم جلوگیری کند
MNP 0
U
پروتکل تصحیح خطای ارتباطی که میتواند داده راحتی روی اتصالات تلفن ضعیف منتقل کند
neuritis
U
التهاب یا اماس وزخم عصبی که دردناک است وسبب ناراحتی عصبی وگاهی فلج میگردد
icons
U
نشانه نگرافیکی یا تصویر کوچک روی صفحه نمایش که در سیستم کامپیوتری محاورهای به کار می رود تا یک تابع را به راحتی مشخص کند
icon
U
نشانه نگرافیکی یا تصویر کوچک روی صفحه نمایش که در سیستم کامپیوتری محاورهای به کار می رود تا یک تابع را به راحتی مشخص کند
ikons
U
نشانه نگرافیکی یا تصویر کوچک روی صفحه نمایش که در سیستم کامپیوتری محاورهای به کار می رود تا یک تابع را به راحتی مشخص کند
notebook computer
U
که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد
rom
U
نرم افزار ذخیره شده در ROM روی کارتریج که به راحتی قابل نصب روی کامپیوتراست .
rocking chairs
U
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
lounged
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
rocking chair
U
صندلی تاب صندلی راحتی تکان خور
lounging
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounge
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
lounges
U
اطاق استراحت سالن استراحت صندلی راحتی
faldstool
U
صندلی تا شو بدون پشتی صندلی راحتی
languages
U
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
language
U
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com