Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 260 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gain
U
بهره برداری
gained
U
بهره برداری
gains
U
بهره برداری
operation
U
بهره برداری
utilization
U
بهره برداری
exploitation
U
بهره برداری
exploitation
[utilization]
U
بهره برداری
usage
U
بهره برداری
using
U
بهره برداری
utilisation
[British]
U
بهره برداری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
U
بهره برداری کردن از
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
U
بهره برداری کردن از
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
U
بهره برداری کردن از
operate
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operate
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operated
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates
U
عمل کردن بهره برداری کردن
operates
U
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
tap
U
بهره برداری کردن از
tapped
U
بهره برداری کردن از
tapping
U
بهره برداری کردن از
royalties
U
حق بهره برداری از چیزی
royalty
U
حق بهره برداری از چیزی
utilised
U
بهره برداری کردن
utilised
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises
U
بهره برداری کردن
utilises
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising
U
بهره برداری کردن
utilising
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilize
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
بهره برداری کردن
utilizes
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing
U
بهره برداری کردن
utilizing
U
مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
agronomics
U
علم بهره برداری از زمین
arrentation
U
پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
cost in use
U
هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
economic life
U
مدت بهره برداری از ماشین الات
emergency operation
U
بهره برداری اضطراری
escaped water
U
تلفات اب هنگام بهره برداری
european atomic energy community
U
جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
integrated reservoir operation
U
بهره برداری توام از چندمخزن
maximum value
U
مقدار بهره برداری
operating bridge
U
پلی که جهت عبور و انتقال وسایل کار در کارگاه ساختمانی ساخته میشود پل بهره برداری
operating budget
U
بودجه بهره برداری
operating cost
U
هزینه بهره برداری
operational research
U
تحقیق درخصوص بهره برداری
ready for use
U
اماده بهره برداری
super imposed working load
U
بار مربوط به بهره برداری از بنا
tinpenny
U
حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
water utilization project
U
پروژه بهره برداری از منابع اب
watershed management
U
کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
A concession
U
امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
usages
U
بهره برداری ها
utilizations
U
بهره برداری ها
utilisations
U
بهره برداری ها
Other Matches
tontine
U
تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury
U
گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
xerographic
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography
U
عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stencil
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils
U
الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph
U
ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
geodesy
U
نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
common control
U
کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum
U
سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
bench mark
U
شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
diminishing marginal productivity
U
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
survey station
U
ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
yielded
U
بهره
portion
U
بهره
yield
U
بهره
yields
U
بهره
exploiter
U
بهره کش
exploiters
U
بهره کش
productive
U
بهره زا
efficiency
U
بهره
quotient
U
بهره
quotients
U
بهره
exploited
U
بهره ده
portions
U
بهره
gain
U
بهره
gained
U
بهره
efficient
U
بهره ور
gains
U
بهره
interests
U
بهره
interest
U
بهره
interest rate
U
نرخ بهره
interest for delay
U
بهره دیرکرد
high interest
U
بهره گران
high interest
U
بهره سنگین
rate of interest
U
نرخ بهره
rat of interest
U
نرخ بهره
quantum yield
U
بهره کوانتومی
put out to interest
U
به بهره گذاشتن
pure interest
U
بهره خالص
divested
U
بی بهره کردن
divesting
U
بی بهره کردن
divests
U
بی بهره کردن
passive debt
U
وام بی بهره
loan interest
U
بهره وام
legal interest
U
بهره قانونی
laser gain
U
بهره لیزر
productive work
U
کار بهره زا
lending rate
U
بهره - نزولپول
sweatshops
U
بهره کشخانه
sweatshop
U
بهره کشخانه
divest
U
بی بهره کردن
productivity
U
بهره وری
abuse
U
بهره کشی
dispossessor
U
بی بهره سازنده
deprival
U
بی بهره سازی
abused
U
بهره کشی
declaration of interest
U
اعلام بهره
abuses
U
بهره کشی
abusing
U
بهره کشی
contango
U
بهره دیرکرد
accrued interest
U
بهره متعلقه
advantage by illness
U
بهره بیماری
cheap money
U
پول با بهره کم
benefic
U
بهره بردار
transducer gain
U
بهره دگرسازی
default interest
U
بهره معوق
antenna gain
U
بهره انتن
bank interest
U
بهره بانکی
divestiture
U
بی بهره سازی
voltage gain
U
بهره ولتاژ
resipatory quotient
U
بهره تنفسی
rq
U
بهره تنفسی
factor payments
U
بهره وسود
exploiting class
U
طبقه بهره کش
exploited class
U
طبقه بهره ده
exploitative character
U
منش بهره کش
gavel
U
بهره غیرمجاز
economic rent
U
بهره اقتصادی
gavels
U
بهره غیرمجاز
economic rent
U
بهره مالکانه
exploitation
U
بهره کشی
divestment
U
بی بهره سازی
at % interest
U
با بهره 21 درصد
depriving
U
بی بهره کردن
efficiency
U
بهره وری
gained
U
بهره تقویت
interest
U
بهره
[اقتصاد]
optimising
U
بهره بردن
gains
U
بهره تقویت
interest
U
سودیا بهره
share
U
بهره قسمت
shared
U
بهره قسمت
shares
U
بهره قسمت
lot
U
بهره قسمت
lot
U
بخش بهره
interests
U
سودیا بهره
gain
U
بهره تقویت
compound interest
U
بهره مرکب
deprives
U
بی بهره کردن
deprive
U
بی بهره کردن
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
money lender
U
پول به بهره گذار
money rate of interest
U
نرخ بهره پولی
neutral rate of interest
U
نرخ بهره خنثی
nominal interest rate
U
نرخ بهره اسمی
sexual abuse
U
بهره کشی جنسی
effective interest rate
U
نرخ بهره موثر
epinosic gain
U
بهره ثانوی بیماری
secondary gain
U
بهره ثانوی بیماری
exploitation of colonies
U
بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor
U
بهره کشی کارگر
natural rate of interest
U
نرخ بهره طبیعی
bank rate
U
نرخ بهره بانکی
enjoyment
U
بهره مند شدن از
average productivity
U
بهره دهی متوسط
utilization statistics
U
امار بهره وری
underutilization of labor
U
کم بهره گیری از کارگر
i paid the debt plus interest
U
بدهی را با بهره ان دادم
passives
U
پدافندغیر عامل بی بهره
passive
U
پدافندغیر عامل بی بهره
to put out money to interest
U
پول به بهره گذاشتن
child abuse
U
بهره کشی از کودک
gain
U
سود بردن بهره
factor productivity
U
بهره دهی عوامل
gained
U
سود بردن بهره
it was sold at 0 year's p
U
بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
principal and interest
U
اصل پول و بهره
landuse
U
بهره وری از زمین
market rate of interest
U
نرخ بهره بازار
marginal productivity
U
بهره وری نهائی
margin productivity
U
حد بهره وری تولید
out law
U
از حقوق بی بهره کردن
paranosic gain
U
بهره اصلی بیماری
prime rate of interest
U
نرخ بهره ترجیحی
prime rate
U
نرخ بهره پایه
per capita productivity
U
بهره وری سرانه
primary gain
U
بهره اصلی بیماری
pure rate of interest
U
نرخ بهره خالص
interest rate per annum
U
نرخ بهره سالانه
respiratory exchange index
U
شاخص بهره تنفسی
real rate of interest
U
نرخ بهره واقعی
real interest rate
U
نرخ بهره واقعی
rate of yield
U
نرخ بهره موثر
myrmecophilous
U
بهره برنده ازمورچه
high efficiency
U
ضریب بهره بالا
high rate of interest
U
نرخ بالای بهره
high rate of interest
U
نرخ سنگین بهره
infatute
U
ازخرد بی بهره کردن
interest free loan
U
وام بدون بهره
interest profit
U
عایدی حاصل از بهره
gains
U
سود بردن بهره
paranosis
U
بهره کشی از بیماری
sweatshop
U
کارگاه بهره کشی
enjoying
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
beneficiary
U
بهره بردار ذیحق
beneficiaries
U
بهره بردار ذیحق
enjoys
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoy
U
برخوردارشدن از بهره مندشدن از
sweatshops
U
کارگاه بهره کشی
decreasing marginal productivity
U
بهره وری نهائی نزولی
short term rate of interest
U
نرخ بهره کوتاه مدت
impart
U
بهره مند شدن از رساندن
long term interest rate
U
نرخ بهره طویل المدت
imparted
U
بهره مند شدن از رساندن
imparting
U
بهره مند شدن از رساندن
agricultural labor productivity
U
بهره دهی کارگر کشاورزی
imparts
U
بهره مند شدن از رساندن
partook
U
بهره داشتن طرفداری کردن
benefical owner of an estate
U
مالک بهره برداریک دارایی
partaking
U
شریک شدن بهره داشتن
partakes
U
شریک شدن بهره داشتن
partaken
U
شریک شدن بهره داشتن
partake
U
شریک شدن بهره داشتن
closed loop gain
U
بهره تقویت درطبقه بسته
gated automatic gain control
U
تنظیم بهره با کلید خودکار
open loop gain
U
بهره تقویت در حلقه باز
keyed automatic gain control
U
تنظیم بهره با کلید خودکار
to p athing to a person
U
کسی را از چیزی بهره دادن
imperialistic
U
استعمار گرای بهره جویانه
time utility
U
بهره گیری از شرایط زمانی
capacity utilization rate
U
نرخ بهره داری از فرفیت
imparted
U
سهم دادن بهره مند ساختن
imparting
U
سهم دادن بهره مند ساختن
impart
U
سهم دادن بهره مند ساختن
imparts
U
سهم دادن بهره مند ساختن
time preference theory of interest
U
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
low level injection efficiency
U
ضریب بهره تزریق در سطح پایین
decerebration
U
مخ برداری
vector
U
برداری
vectors
U
برداری
embodiment
U
در برداری
marginal productivity theory of
U
نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
exploitation
U
بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com