Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
(live off the) fat of the land
<idiom>
U
بهترین از هرچیز را داشتند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
brand leader
U
بهترین علامت تجاری بهترین مارک
call of nature
<idiom>
U
احتیاج به دستشویی داشتند
they intended to kill him
U
قصدکشتن اورا داشتند
the matter was kept private
U
مطلب را پوشیده نگاه داشتند
The soldiers were diggeng trenches .
U
سربازها داشتند سنگ می کندند
anyone
U
هرچیز
anything
U
هرچیز
pads
U
هرچیز نرم
pad
U
هرچیز نرم
apiece
U
هرچیز هریک
minims
U
هرچیز کوچک
flip side
U
پشت هرچیز
platters
U
هرچیز پهن
platter
U
هرچیز پهن
pair
U
هرچیز دو جزئی
minim
U
هرچیز کوچک
flip side
U
بخش ثانوی هرچیز
rib
U
هرچیز شبیه دنده
shelf
U
هرچیز تاقچه مانند
three decker
U
هرچیز سه طبقهای یا سه لایهای
mixed bag
U
هرچیز قاتی پاتی
board
تخته یا مقوا و یا هرچیز مسطح
pots
U
هرچیز برجسته ودیگ مانند
pot
U
هرچیز برجسته ودیگ مانند
potting
U
هرچیز برجسته ودیگ مانند
signalled
U
هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
signaled
U
هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
signal
U
هرچیز حامل اطلاعات سیگنال
everything is good in its season
<proverb>
U
گویند که هرچیز به هنگام خوش است
charger
U
دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
chargers
U
دستگاه پرکردن باطری و هرچیز دیگر
pickup
U
هرچیز انتخاب شده اشنایی تصادفی
behemoth
U
کرگدن هرچیز عظیم الجثه و نیرومند
bobtail
U
اسب یا سگ دم کل هرچیز ناقص یامختصر شده ادم مهمل
ballast
U
هرچیز سنگینی چون شن و ماسه که در ته کشتی میریزند تا از واژگون شدنش جلوگیری کند
priding
U
بهترین
gilt edged
U
بهترین
foremost
U
بهترین
best
U
بهترین
prides
U
بهترین
prided
U
بهترین
of the first water
U
بهترین
gilt-edged
U
بهترین
gilt edge
U
بهترین
first class
U
بهترین
the best of all
U
بهترین
tiptop
U
بهترین
pride
U
بهترین
top-notch
<idiom>
U
عالی ،بهترین
best efforts
U
بهترین مساعی
In the best possible manner.
U
به بهترین وجه
optimum
U
بهترین امکان
qualities
U
بهترین کیفیت
quality
U
بهترین کیفیت
best
U
بهترین کار
best
U
به بهترین وجه
napping
U
بهترین شرکت کننده
dressed to kill
<idiom>
U
بهترین لباس را پوشیدن
skimeister
U
بهترین اسکی باز
second best theory
U
نظریه بهترین دوم
tip top
U
بهترین اعلی درجه
back on one's feet
<idiom>
U
به بهترین سلامتی رسیدن
nap
U
بهترین شرکت کننده
naps
U
بهترین شرکت کننده
napped
U
بهترین شرکت کننده
lion share
U
بزرگترین یا بهترین بخش
prime
U
کمال بهترین قسمت
primes
U
کمال بهترین قسمت
best move
U
بهترین حرکت شطرنج
first-class
U
درخورمردم طبقه یک بهترین
classics
U
مطابق بهترین نمونه
designated tournament
U
مسابقه بهترین بازیگران
classic
U
مطابق بهترین نمونه
primed
U
کمال بهترین قسمت
the best thatone can do
U
بهترین کاری که میتوان کرد
hit it off with someone
<idiom>
U
بهترین همراه با کسی داشتن
dress up
<idiom>
U
بهترین لباس خود را پوشیدن
The best advice is, not to give any
<idiom>
U
بهترین اندرز ندادن آن است
History is the best testimony.
U
تاریخ بهترین شاهد است
You are counted among my best friends.
U
شما را از بهترین دوستانم می شمارم
flight
U
بهترین نتیجه دور مقدماتی
best governed country
U
کشوری که بهترین طرزحکومت رادارد
honesty is the best policy
U
راستی ودرستی بهترین رویه
beluga
U
نام بهترین نوع خاویار
the best game out
U
بهترین بازیکه تاکنون پیداشده است
I wish you the best of luck.
U
بهترین موفقیتها رابرایتان آرزومی کنم
optima legum ilerpres est consuetudo
U
عرف و عادت بهترین تفسیرقانونی است
ground badge
U
علامت بهترین درجه دار یاسرباز
give someone the benefit of the doubt
<idiom>
U
همیشه بهترین را درمورد کسی فرض کن
golden shoe
U
بهترین جایزه گلزن فصل اروپا
make the best of
<idiom>
U
دربدترین شرایط بهترین را انجام دادن
Which is the best way to Tehran ?
U
بهترین راه به تهران کدام است ؟
i had best to leaveit
U
بهترین کاران است که ان راول کنیم
heisman trophy
U
جام هایزمن برای بهترین بازیگر دانشگاهی
cover search
U
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
money player
U
ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
least cost design
U
بهترین روش استفاده از حافظه به کمک فضا یا قط عات
sullivan award
U
جایزه سولیوان برای بهترین ورزشکار اماتور سال
Shoppers were scrambling to get the best bargains.
U
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
to make the most of
U
به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از
gooseneck
U
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
record prices
U
بهترین نرخ هائی که تاکنون یاد داشت یا ثبت شده
best ball
U
بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
Hunger is the best sauce.
<proverb>
U
گشنگی بهترین خوشمزه کننده غذا است.
[ضرب المثل ]
handicaps
U
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
handicap
U
مسابقه بین بهترین اسبهابادادن وزن اضافی برای ایجاد تعادل
pike
U
نوک نیزه هرچیز نوک تیز
tilt and swivel
U
که روی محوری نصب شده است تا بتواند در بهترین جهت مناسب اپراتور بچرخد
dud
U
ترقه خراب هرچیز خراب
say's law
U
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
adjudicating
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicated
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
U
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
decca
U
سیستم تعیین محل دقیق یا بهترین محل برای ایستگاه فرستنده
doll up
U
بهترین لباس خود را پوشیدن خود را اراستن
Memmaker
U
امکان نرم افزاری در برخی گونههای DOS-MS برای تشخیص خودکار تنظیم حافظه کامپیوتر برای تامین بهترین کارایی
goat hair
U
موی بز
[الیاف نازک و پشمی بز که بیشتر در قسمت های ظریف و تزئینی بافت بدلیل ظرافت آن بکار می رود. بهترین نوع آن مربوط به بز کشمیری هندوستان است که از لحاظ ظرافت و لطافت سبیه ابریشم است.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com