English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 210 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
look oneself again U بهبود یافتن
pick up health U بهبود یافتن
meliorate U بهبود یافتن
to look oneself again U بهبود یافتن
pull through <idiom> U بهبود یافتن
up and about <idiom> بهبود یافتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
recover U بهبود یافتن بازیابی
recovering U بهبود یافتن بازیابی
recovers U بهبود یافتن بازیابی
to turn the corner <idiom> U بهبود یافتن پس از گذشت مرحله دشواری یا بحرانی [اصطلاح روزمره]
Other Matches
propagated U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate U گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error <idiom> U یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
revivals U بهبود
recovery upturn U بهبود
improvement U بهبود
improvements U بهبود
revival U بهبود
recoveries U بهبود
recovery U بهبود
remission U بهبود
advances U بهبود ها
progression U بهبود
improvement U بهبود
advance U بهبود
proceedings U بهبود ها
progress U بهبود
mending U بهبود
temper U حالت بهبود
upgrading U بهبود امکانات
improvements U بهبود دادن
improvement U بهبود دادن
meliorist U بهبود گرای
ameliorative U بهبود یابنده
meliorism U بهبود طلبی
modifies U بهبود دادن
modify U بهبود دادن
restore to health U بهبود دادن
betterment U اصلاح بهبود
to restorative to health U بهبود دادن
recovery time U زمان بهبود
tempers U حالت بهبود
tempered U حالت بهبود
quick recovery U بهبود سریع
upgrade U بهبود امکانات
tempering quality U قابلیت بهبود
upgrades U بهبود امکانات
improvable U بهبود پذیر
ameliorator U بهبود دهنده
improvability U بهبود پذیری
modifying U بهبود دادن
It'll be OK. <idiom> U بهبود میابد!
upgraded U بهبود امکانات
welfare state U دولت بهبود بخش
improvised U بهبود سازی شده
spontaneous remission U بهبود خود به خودی
spontaneous recovery U بهبود خود به خودی
recuperation U بهبود جبران خسارت
recoverable error U خطای قابل بهبود
To recover. To get well. U خوب شدن ( بهبود یا فتن )
uprating U بهبود میزان کارائی [مهندسی]
vulnerary U بهبود دهنده داروی زخم
digital darkroom U برنامهای برای بهبود تصویر
army ready material program U برنامه بهبود امادگی رزمی اماد
to mend matters U کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
customize U بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customising U بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customizes U بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
customizing U بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
interface human machine interface U امکانات بهبود رابط ه بین کاربرد و سیستم کامپیوتری
customises U بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
shadow RAM U روش بهبود کارایی PC با کپی کردن محتوای قطعه
customized U بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
enhancer U وسیله یا نرم افزاری که یک فرآیند یا محصول را بهبود می بخشد
customised U بهبود دادن به سیستم برای تط ابق با نیاز مشتری
human computer U امکانات تامین بهبود ارتباط بین کاربر و سیستم کامپیوتر
retrofit U بروز در اوردن یا اضافه نمودن به یک سیستم موجودبه منظور بهبود ان
HMI U امکاناتی برای بهبود ارتباط بین کاربرد سیستم کامپیوتری
HMI's U امکاناتی برای بهبود ارتباط بین کاربرد سیستم کامپیوتری
ActiveX U که برای بهبود کارایی صفحه وب یا یک برنامه کاربردی به کار می رود
dead U دستوربرنامه کار یا خطایی که باعث توقف برنامه بدون بهبود میشود
prototype U اولین مدل کاری وسیله یا برنامه که بعداگ آزمایش و تط بیق میشود تا بهبود یابد
prototypes U اولین مدل کاری وسیله یا برنامه که بعداگ آزمایش و تط بیق میشود تا بهبود یابد
enhance U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extends U خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
normal U روش ساخت اطلاعات در پایگاه داده برای جلوگیری از افزونگی و بهبود کارایی ذخیره
extend U خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
enhanced U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhances U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhancing U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
whitcomb body U جسم ایرودینامیکی که به هواپیما اضافه میشود و سبب بهبود توزیع حجم اریارول میگردد
extending U خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
fields U مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
fielded U مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
add-on U سخت افزار یا نرم افزاری که به سیستم کامپیوتری اضافه شده است تا آنرا بهبود بخشد
add-ons U سخت افزار یا نرم افزاری که به سیستم کامپیوتری اضافه شده است تا آنرا بهبود بخشد
EIDE U مشخصات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده و دریافت آن به دیسک سخت را بهبود می بخشد
field U مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
multimedia U قطعه پردازنده که حاوی قط عاتی است که برای بهبود کارایی چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
workflow U نرم افزار طراحی شده برای بهبود جریان متنهای الکترونیکی در یک شبکه اداری از یک کاربر به دیگری
Perl U برای تولید متنهای CGI که میتواند فراهم را پردازش کند و روی وب سرور عملیاتی انجام دهد تا وب سایت را بهبود بخشید
desk accessory U در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
collective bargaining U مذاکرات دسته جمعی مذاکرات بین موسسات متشکل از کارگران و کارفرمایان برای بهبود کار
backlight U چراغ پشت صفحه کریستال مایع که شدت حروف صفحه را بهبود می بخشد وآنها را خوانا تر میکند
MMX U قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
practical extraction and report language U برای توید متنهای CGI که می توانند فرم هایی را پردازش کنند یا روی وب سرور برای بهبود وب سایت توابعی انجام دهند
processor U پردازنده مخصوص مثل پردازنده آرایهای یا عددی که میتواند برای بهبود کارایی با پردازنده اصلی کار کند
systems analysis U 1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
find U یافتن
discover U یافتن
discovers U یافتن
finds U یافتن
discovering U یافتن
detects U یافتن
detected U یافتن
detect U یافتن
detecting U یافتن
discovered U یافتن
to get rid of U رهایی یافتن از
relax U تخفیف یافتن
dominated U تفوق یافتن
conquers U پیروزی یافتن بر
expands U بسط یافتن
to grow better U بهبودی یافتن
to get ones hand in U دست یافتن به
recuperate U بهبودی یافتن
conquering U پیروزی یافتن بر
conquer U پیروزی یافتن بر
specialization U تخصص یافتن
prefers U ترجیح یافتن
preferring U ترجیح یافتن
prefer U ترجیح یافتن
overpowers U استیلا یافتن بر
overpower U استیلا یافتن بر
recuperating U بهبودی یافتن
recuperates U بهبودی یافتن
dominate U تفوق یافتن
overpowered U استیلا یافتن بر
recuperated U بهبودی یافتن
centralisation U مرکزیت یافتن
relaxes U تخفیف یافتن
attain U دست یافتن
wrap up U خاتمه یافتن
escalate U فزونی یافتن
dominates U تفوق یافتن
escalated U فزونی یافتن
deploy U گسترش یافتن
transcend U برتری یافتن
to pull round U بهبودی یافتن
transcended U برتری یافتن
transcending U برتری یافتن
transcends U برتری یافتن
to undergo a change U تغییر یافتن
to take courage U خرات یافتن
terminate U خاتمه یافتن
to quit oneself of U رهائی یافتن از
terminated U خاتمه یافتن
attained U دست یافتن
relaxing U تخفیف یافتن
expanding U بسط یافتن
dwindle U تدریجاکاهش یافتن
dwindled U تدریجاکاهش یافتن
expand U بسط یافتن
dwindles U تدریجاکاهش یافتن
dwindling U تدریجاکاهش یافتن
deploying U گسترش یافتن
terminates U خاتمه یافتن
attains U دست یافتن
wind up U پایان یافتن
attaining U دست یافتن
deploys U گسترش یافتن
to reach for knowledge U برای یافتن
centralization U مرکزیت یافتن
recvperate U بهبودی یافتن
shrinks U کاهش یافتن
immix U امیزش یافتن
penetract U راه یافتن
overspread U بسط یافتن
overmatch U تفوق یافتن
scant U تخفیف یافتن
overmaster U برتری یافتن بر
outspread U گسترش یافتن
shrink U کاهش یافتن
perennate U دوام یافتن
pickup U بهبودی یافتن
achieve U دست یافتن
achieves U دست یافتن
achieving U دست یافتن
end U خاتمه یافتن
ended U خاتمه یافتن
ends U خاتمه یافتن
pull round U بهبودی یافتن
protend U امتداد یافتن
tense U تشدید یافتن
tensed U تشدید یافتن
come off U وقوع یافتن
come round U شفا یافتن
come through U وقوع یافتن
convect U انتقال یافتن
lay hands on something U چیزی را یافتن
keep one's head above water U رهایی یافتن
get out U رهایی یافتن
hold out U بسط یافتن
come off U تحقق یافتن
circumfuse U گسترش یافتن
misalign U تغییر یافتن
tenser U تشدید یافتن
tenses U تشدید یافتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com