English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
port of call U بندر توقف
ports of call U بندر توقف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
transient U پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
transients U پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
Other Matches
cabotage U کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
terminal port U بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
cabotage U کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
keelage U حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
interlook dormant period U زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
stand fast U فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
harbored U بندر
harboring U بندر
cril U سد بندر
harbors U بندر
harbour U بندر
harboured U بندر
harbouring U بندر
harbours U بندر
port U بندر
seaport U بندر
harbourless U بی بندر
seaports U بندر
wayside U بندر
port of destination U بندر مقصد
port of embarkation U بندر عزیمت
port of entry U بندر مقصد
destination port U بندر مقصد
port watch U نگهبان بندر
jetties U اسکله بندر
jetty U اسکله بندر
harbor master U راهنمای بندر
harbour dues U حقوق بندر
harbour master U رئیس بندر
harbour master U متصدی بندر
seaports U بندر دریایی
seaports U دریا بندر
bars U پیش بندر
malaga U بندر مالاگا
minor port U بندر کوچک
bar U پیش بندر
harbor master U رئیس بندر
free ports U بندر ازاد
naval port U بندر دریایی
seaport U بندر دریایی
on berth U در داخل بندر
free port U بندر ازاد
outer harbor U پیش بندر
seaport U دریا بندر
inner harbor U بندر داخلی
main port U بندر اصلی
aport U بسوی بندر
longshoreman U باربرلنگرگاه بندر
Calcutta U بندر کلکته
port U بندر گاه
Yangon U بندر یانگون
terminal port U بندر مقصد
Abidjan U بندر ابیجان
Tel Aviv U بندر تلآویو
treaty port U بندر پیمانی
Plymouth U بندر پلیموت
way port U بندر سر راه
wharfmaster U رئیس بندر
port U بندر ورودی
Bissau U بندر بیسائو
aport U روبه بندر
Douala U بندر دوالا
port of call U بندر لنگراندازی
registered port U بندر مشخص
Sydney U بندر سیدنی
ports of call U بندر لنگراندازی
secondary port U بندر فرعی
longshoremen U باربرلنگرگاه بندر
George Town U بندر جرج تاون
lay day U روز معطلی در بندر
embargoes U توقیف کشتی در بندر
lay an embargo on U در بندر توقیف کردن
Georgetown U بندر جرج تاون
harbourage U پهلو گرفتن در بندر
Cape Town U بندر کیپ تاون
destination port U بندر تحویل کالا
bender gestalt test U ازمون طرحهای بندر
jetty U موج شکن بندر
jetties U موج شکن بندر
captain of the port U افسر انتظامات بندر
port watch U پست نگهبانی بندر
cargo handling at port U جابجایی کالا در بندر
cril U مانع دهانه بندر
put into port U وارد بندر شدن
entry plan U طرح ورود به بندر
ex quay U تحویل در بندر مقصد
harbor control tower U برج مراقبت بندر
embargo U توقیف کشتی در بندر
out port U بندر دور از مقصد
named port of destination U بندر مقصد مشخص
controlled port U بندر نظامی کنترل شده
afloat support U لجستیکی به طورشناور یا خارج از بندر
fast cruise U ازمایش سریع ناو در بندر
clearance papers U اسناد خروج کشتی از بندر
harbour master U مسئول بندر متصدی لنگرگاه
roustabout U کارگر اسکله یا بندر گاه
Free pree (trade,port). U مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
portcall U زمان رسیدن وسایل به بندر
out bound U عازم بیرون رفتن از بندر
water bailiffs U مامور تفتیش کشتیها در بندر
named port of shipment U بندر مشخص برای حمل
port of debarkation U بندر مقصد حمل کالا
to lay one on a ship U کشتی را در بندر توقیف کردن
convoy assembly port U بندر محل تجمع ستون موتوری
visual bender motor gestalt test U ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
bender visual motor gestalt test U ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
convoy assembly port U بندر محل تجمع کاروان دریایی
portcapacity U فرفیت بندر از نظر بارگیری یاتخلیه بار
yhis port is not yet peopled U این بندر هنوز اباد نشده است
port of embarkation U بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
sandbar U جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
free on quay U قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
prize of war U کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
portmark U علامت روی بسته که مشخصات بندر مقصد نیز دران ذکر گردیده
suspension U توقف
stop U توقف
stopped U توقف
stops U توقف
stoppages U توقف
park U توقف
halt U توقف
parks U توقف
halted U توقف
tarriance U توقف
suspension of payment U توقف
stoppage U توقف
parked U توقف
interruption U توقف
interruptions U توقف
suspensions U توقف
interrupt U توقف
interrupting U توقف
interrupts U توقف
pausing U توقف
pauses U توقف
paused U توقف
pause U توقف
halts U توقف
stand U توقف
stop code U کد توقف
cessation U توقف
stopping U توقف
syncope U توقف
commorant U توقف
flag stop U توقف
insolvency U توقف
stopple U توقف
captain a protest U افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
payment stopped U توقف پرداخت
parking place U جایگاه توقف
down time U زمان توقف
dead halt U توقف مطلق
bankruptcies U توقف بازرگان
bankruptcy U توقف بازرگان
stopcocks U وسیله توقف
halt instruction U دستورالعمل توقف
hemostasis U توقف خونریزی
idle period U زمان توقف
no parking U توقف ممنوع
no waiting U توقف ممنوع
nonstop U بدون توقف
to sojourn [formal] [in a place as a visitor] U توقف کردن
halting place U توقف گاه
stop instruction U دستورالعمل توقف
continuously U بدون توقف
stopcock U وسیله توقف
slack U توقف درحرکت
slackest U توقف درحرکت
slacks U توقف درحرکت
lay-bys U منطقه توقف
break point U نقطه توقف
break key U کلید توقف
stop mechanism U مکانیزم توقف
stop sign U علامت توقف
thermal critical point U نقطه توقف
bar stop U توقف میله
stoppage of the game U توقف بازی
suspensive U درحال توقف
lay-by U منطقه توقف
lay by U منطقه توقف
black induction U توقف القا
come down gracefully U توقف منضبط
program stop U توقف برنامه
carport U توقف گاه
until stop [up to the stop] U تا جای توقف
stop bit U بیت توقف
sudden stoppage U توقف ناگهانی
parks U محل توقف
parked U محل توقف
failures U توقف کردن
closes U ایست توقف
closer U ایست توقف
closest U ایست توقف
cease U ایست توقف
close U ایست توقف
ceased U ایست توقف
ceases U ایست توقف
stayed U توقف مکث
park U محل توقف
failure U توقف کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com