English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
know allmen by these presents U بموجب این سندعموم را اگاهی میدهد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
we are informed by him that U محترما` اگاهی میدهد که
you are advised that U به شما اگاهی میدهد
thereunder U بموجب ان
by of U بموجب
under these rules U بموجب این قوانین
indicement U اتهام بموجب ادعانامه
whereby U که بموجب ان بچه وسیله
thereby U از ان راه بموجب ان در نتیجه
hereby U بموجب این نامه یا حکم یا سند
psephism U حکمی که بموجب رای مجلس صادر میشد
mutual terms U شرایطی که بموجب ان دو تن بجای اینکه پول بدهند کارمیکند
jussoli U قانونی که بموجب ان شخص تبعهء کشوریست که در ان متولد شده
free fishery U حق انحصاری ماهی گیری درابهای عمومی بموجب فرمان شاه
theory of preformation U فرضیهای که بموجب ان هربخشی ازموجودالی درنطفه موجودبوده بایدبزرگ شود
plutonism U فرضیهای که بموجب ان خارههای پی در پی پوسته زمین دراثرگرمادرست شده اند
interpleader U محاکمهای که بموجب ان دوکس ناگزیر میشونداز اینکه ....خاتمه دهند
phonetic system of spelling U اصول املایی بموجب ان هرحرف نماینده همیشگی یک صدای معین میباشد
copyhold U تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
plutonic theory U فرضیهای که بموجب ان خارههای پی درپی پوسته زمین دراثرگرمای درست شده اند
logical U حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
jus sanguinis U قانونی که بموجب ان تابعیت فرزند از روی تابعیت والدینش معین میگردد
dma U UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
support U CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
graphics U پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
ToolTips U برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
consciousness U اگاهی
informational U اگاهی
noticing U اگاهی
conscious mind U حس اگاهی
information U اگاهی
conscience [archaic for: consciousness] U حس اگاهی
perception U اگاهی
awareness U حس اگاهی
awareness U اگاهی
perceptions U اگاهی
consciousness U حس اگاهی
inkling U اگاهی
intimation U اگاهی
monition U اگاهی
mindfulness U اگاهی
idea U اگاهی
ideas U اگاهی
notice U اگاهی
noticed U اگاهی
notices U اگاهی
acquaintances U اگاهی
cogency U اگاهی
intelligence U اگاهی
advertisements U اگاهی
conizance U اگاهی
i.e. U اگاهی
knowledge U اگاهی
intimations U اگاهی
appreciation [awareness] U حس اگاهی
transinformation U اگاهی متقابل
monitors U اگاهی دهنده
meta knowledge U اگاهی غیرنمادین
conversancy U اگاهی کامل
conversance U اگاهی کامل
knowledge base U پایگاه اگاهی
knowledge engineer U مهندسی اگاهی
knowledge domain U قلمرو اگاهی
monitor U اگاهی دهنده
criminal i. department U اداره اگاهی
the d. poliee U اداره اگاهی
criminal investigation department U اداره اگاهی
the infinitive mood U مصدر اگاهی
augury U پیش اگاهی
to come to know U اگاهی یافتن
to give intelligence U اگاهی دادن
coconscious U اگاهی ثانوی
class consciousness U اگاهی طبقهای
letter of a U اگاهی نامه
auguries U پیش اگاهی
to give notice U اگاهی دادن
coconsciousness U اگاهی ثانوی
to give the alarm U اگاهی دادن
to give to understand U اگاهی دادن
monitored U اگاهی دهنده
knowlege representation U نمایش اگاهی
informatory U اگاهی بخش
forebedement U اگاهی از پیش
notifies U اگاهی دادن
foredknowlege U اگاهی از پیش
notify U اگاهی دادن
advertisers U اگاهی دهنده
advertiser U اگاهی دهنده
prescience U اگاهی از پیش
apprising U اگاهی دادن
apprises U اگاهی دادن
foreknowledge U اگاهی از پیش
apprise U اگاهی دادن
notifying U اگاهی دادن
cognizance U شناسایی اگاهی
group consciousness U اگاهی گروهی
notified U اگاهی دادن
learns U اگاهی یافتن
learn U اگاهی یافتن
inform U اگاهی دادن
informs U اگاهی دادن
precognition U پیش اگاهی
information theory U نظریه اگاهی
informant U اگاهی دهنده
informants U اگاهی دهنده
awakened U اگاهی یافته
informing U اگاهی دادن
foretell U ازپیش اگاهی دادن
dope U اگاهی داروی مخدر
alarum U : هشدار اگاهی از خطر
dopes U اگاهی داروی مخدر
foretells U ازپیش اگاهی دادن
immediacy U اگاهی حضور ذهن
foretelling U ازپیش اگاهی دادن
sciences U علم طبیعی اگاهی
Scotland U اداره اگاهی در لندن
for your information U برای اگاهی شما
alarm U : هشدار اگاهی از خطر
subliminal U خارج ازمرحله اگاهی
science U علم طبیعی اگاهی
subliminally U خارج ازمرحله اگاهی
foreknow U از غیب اگاهی داشتن
alarmingly U : هشدار اگاهی از خطر
alarmed U : هشدار اگاهی از خطر
alarms U : هشدار اگاهی از خطر
sensibleness U عملی بودن اگاهی
foretold U از پیش اگاهی داد
intuitivism U اصولی که بموجب ان مبادی اخلاقی را حسی میدانند اصول اخلاقی حسی
monitory U وابسته به اخطار یا اگاهی یاانگیزه
briefer U کوتاه کردن اگاهی دادن
enlightement U روشنی فکر اگاهی حقیقی
brief U کوتاه کردن اگاهی دادن
briefed U کوتاه کردن اگاهی دادن
to keep the track of something U پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
to obtaini. on anything U درباره چیزی اگاهی یافتن
self awareness U اگاهی از خود خویشتن شناسی
briefest U کوتاه کردن اگاهی دادن
it came to my knowledge U من ازان اگاهی یافتم مرامعلوم گردید
forecast U از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
forecasted U از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
forecasts U از پیش اگاهی دادن یاحدی زدن
intelligently U از روی هوش ازروی اگاهی و بصیرت
supervisory U 1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
agents provocateurs U مامور اگاهی که با لباس مبدل در باندی کار میکند
agent provocateur U مامور اگاهی که با لباس مبدل در باندی کار میکند
i have no idea of that U هیچ اگاهی از ان ندارم نمیتوانم تصور کنم چه چیزاست
to off an agreement U قصد خود را برای الغای قراردادی اگاهی دادن
fenders U علائمی که جهت اگاهی ازوضع جاده در راهها نصب میشود
check string U ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
HTML U مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
book U اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
private d. U کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
booked U اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
books U اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
wrming message U پیام تشخیصی که توسط کامپایلر برای اگاهی استفاده کننده تولید میشود
to put any one up to something U کسیرا از چیزی اگاهی دادن کسیرادر کاری دستور دادن
prity to any one's designs U اگاهی از مقاصدنهانی کسی محرمیت نسبت مقاصد کسی
presentment U اطلاع هیات منصفه دادگاه جنایی از وقوع جرم درصورتی که مبنی بر مشاهده یا اگاهی خود ایشان بوده بر مبنای کیفرخواست تنظیمی نباشد
subjective U فلسفه مبتنی بر اعتقاد به اصالت ادراکات ذهنی ومحدودیت اگاهی انسان صرفا" به همین ادراکات درون گرایی
preconsclous U قبل از هوشیاری قبل از خود اگاهی
i have no knowledge of it U هیچ اگاهی از ان ندارم اطلاعی از ان ندارم
the i U [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
information science U علوم اگاهی علوم اطلاعاتی
fibre over Etherenet U میدهد
worlds U میدهد
readout U را میدهد
world U میدهد
the garden provides food U میدهد
belly dancer U زنیکهرقصشکمانجام میدهد
creditor's bill U به ورثه میدهد
periodic U که مرتب رخ میدهد
the ship leaks U کشتی اب تو میدهد
periodical U که مرتب رخ میدهد
point U نشان میدهد
sea mark U خطی که حدجزرومدرانشان میدهد
it gives off a bad odour U بوی بدی میدهد
it smells sour U بوی ترشیده میدهد
gunners U بازیگری که کمترپاس میدهد
factor U ثیر قرار میدهد
fasted U کیلو baud میدهد
previous U آنچه زودتر رخ میدهد
switches U ثیر قرار میدهد
factors U ثیر قرار میدهد
transaction U ثیر قرار میدهد.
timed U ثیر قرار میدهد
switched U ثیر قرار میدهد
switch U ثیر قرار میدهد
time U ثیر قرار میدهد
fasts U کیلو baud میدهد
What does this mean? U این چه معنی میدهد؟
he pays his own money U پولش را خودش میدهد
times U ثیر قرار میدهد
voters U کسی که رای میدهد
fast U کیلو baud میدهد
fastest U کیلو baud میدهد
what is the thir everning U امشب چه نشان میدهد
voter U کسی که رای میدهد
gunner U بازیگری که کمترپاس میدهد
clocks U ماشینی که زمان را نشان میدهد
upsilon U است وصدای u را در فرانسه میدهد
business U نمایشگاهی که محصولات را نشان میدهد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com