Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
adduct
U
بمرکز نزدیک کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
insides
U
نزدیک بمرکز
inside
U
نزدیک بمرکز
closes
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closest
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
inshore
U
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
point bland
U
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
approximates
U
نزدیک کردن
approximated
U
نزدیک کردن
approximate
U
نزدیک کردن
To turn into cash.
U
به پول نزدیک کردن
transverse adduction
U
نزدیک کردن افقی
to trun to a
U
بصرفه نزدیک کردن
ride herd on
<idiom>
U
از نزدیک دیدن وکنترل کردن
osculate
U
تماس نزدیک حاصل کردن
range alongside
U
نزدیک کردن ناو به ناوی دیگر
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
approached
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
hovering
U
پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
see for oneself
U
از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
alliterate
U
چند کلمهء نزدیک بهم را با یک حرف اغاز کردن
aggress
U
نزدیک کردن حمله کردن
the sun is near setting
U
افتاب نزدیک بغروب کردن یانزدیک است غروب کند
to catch at something
U
برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
approach lane
U
مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
best gold
U
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
forby
U
نزدیک
foreby
U
نزدیک
closest
U
نزدیک
vicinal
U
نزدیک
proximate
U
نزدیک
near
U
نزدیک
close-ups
U
از نزدیک
closes
U
نزدیک
closer
U
نزدیک
forbye
U
نزدیک
on the eve of
U
نزدیک
in sight
U
نزدیک
nearby
U
نزدیک
close by
U
نزدیک
at hand
U
نزدیک
forbye
U
از نزدیک
up against
<idiom>
U
نزدیک به
upcoming
U
نزدیک
neared
U
نزدیک
on the verge of
U
نزدیک به
near-
U
نزدیک
fast by
U
نزدیک
nigh
U
نزدیک
not ahunderd mails flom
U
نزدیک
near by
U
نزدیک
next door to
U
نزدیک
beside
U
نزدیک
towards
U
نزدیک
near by
U
نزدیک به
near at hand
U
نزدیک
narrowly
U
از نزدیک
imminent
U
نزدیک
neighbouring
U
نزدیک
approaching
U
نزدیک
forthcoming
U
نزدیک
up to
<idiom>
U
نزدیک به
nears
U
نزدیک
nearing
U
نزدیک
contiguous
U
نزدیک
nearest
U
نزدیک
nearer
U
نزدیک
by
U
از نزدیک
adjacent
U
نزدیک
accessible
U
نزدیک
near upon
U
نزدیک
hard by
U
نزدیک
caudal
U
نزدیک به دم
cephalo
U
نزدیک به سر
close
U
نزدیک
forby
U
از نزدیک
close aboard
U
نزدیک
hand to hand
U
نزدیک
hand-to-hand
U
نزدیک
close up
U
از نزدیک
to gain ground upon
U
نزدیک
close-up
U
از نزدیک
accede
U
نزدیک شدن
by
U
نزدیک کنار
short-range
U
نزدیک برد
neared
U
نزدیک به ضربه
close coordination
U
هماهنگی نزدیک
upcoming
U
دراتیه نزدیک
to come by
U
نزدیک شدن
close in
U
نزدیک شدن
acceded
U
نزدیک شدن
accedes
U
نزدیک شدن
converged
U
به هم نزدیک شدن
converges
U
به هم نزدیک شدن
converging
U
به هم نزدیک شدن
parotic
U
نزدیک به گوش
in
U
نزدیک دم دست
shorter
U
نزدیک تور
besides
U
بعلاوه نزدیک
near-sighted
U
نزدیک بین
acceding
U
نزدیک شدن
paulo postfuture
U
اینده نزدیک
approachable
U
نزدیک شدنی
to be on the way
U
نزدیک شدن
grazes
U
نزدیک به زمین
in the near future
U
در آینده نزدیک
near sighted
U
نزدیک بین
in-
U
نزدیک دم دست
graze
U
نزدیک به زمین
in
U
نزدیک ساحل
draw on
U
نزدیک شدن
grazed
U
نزدیک به زمین
accost
U
نزدیک کشیدن
short sighted
U
نزدیک بین
draw near
U
نزدیک شدن
to draw near or nigh
U
نزدیک شدن
hand in glove
U
خیلی نزدیک
in-
U
نزدیک ساحل
deep
U
نزدیک به هدف
deeper
U
نزدیک به هدف
low
U
نزدیک سبد
approaches
U
نزدیک شدن
going on
U
نزدیک شدن
close supervision
U
نظارت نزدیک
upstream
U
نزدیک به سرچشمه
close range
U
فاصله نزدیک
hail fellow
U
صمیمی نزدیک
near sightedness
U
نزدیک بینی
near sight
U
نزدیک بینی
myopy
U
نزدیک بینی
cypres
U
تقریبی نزدیک
short range
U
نزدیک برد
toward(s) evening
U
نزدیک به عصر
near by
U
دم دست نزدیک
come by
U
نزدیک شدن
Near East
U
خاور نزدیک
nearer the end
U
نزدیک تر بیابان
near shore
U
نزدیک به ساحل
near point
U
نقطه نزدیک
nearsightedness
U
نزدیک بینی
almost
U
بطور نزدیک
neighbor
U
همسایه نزدیک
whitish
U
نزدیک به سفید
close support
U
پشتیبانی نزدیک
odd comeshortly
U
روز نزدیک
odd comeshortly
U
اینده نزدیک
subsaturated
U
نزدیک به اشباع
near-
U
نزدیک به ضربه
hand and glove
U
خیلی نزدیک
myopia
U
نزدیک بینی
far and near
U
دور و نزدیک
shortest
U
نزدیک تور
erelong
U
در اینده نزدیک
parahepatic
U
نزدیک جگر
on the simmer
U
نزدیک بجوش
subcentral
U
نزدیک مرکز
subapical
U
نزدیک راس
of kin
U
نزدیک همانند
adjoining
U
نزدیک مجاور
near
U
نزدیک به ضربه
close range
U
مسافت نزدیک
short-sighted
U
نزدیک بین
converge
U
به هم نزدیک شدن
close price
U
قیمت نزدیک
immediate flanks
U
جناحین نزدیک
nearsighted
U
نزدیک بین
subadult
U
نزدیک سن تکلیف
paranephric
U
نزدیک گرده
accost
U
نزدیک شدن
closest
U
نزدیک به ناو
at
U
پهلوی نزدیک
infighting
U
نبرد نزدیک
closes
U
نزدیک بهم
inextremis
U
نزدیک بمرگ
gain on
U
نزدیک شدن به
closes
U
نزدیک به ناو
inapproachable
U
نزدیک نشدنی
one of these days
U
دراینده نزدیک
recent memory
U
حافظه نزدیک
neighbors
U
نزدیک مجاور
approach
U
نزدیک شدن
accosting
U
نزدیک کشیدن
stand by
<idiom>
U
نزدیک بودن
keep back
U
نزدیک نشوید
toward
U
نزدیک به مقارن
paranasal
U
نزدیک بینی
neighbours
U
نزدیک مجاور
neighbour
U
نزدیک مجاور
accosts
U
نزدیک کشیدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com