Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
deal lift
U
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
foot pound
مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
dapping
U
نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
dipsey sinker
U
نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
multipoundage syatem
U
روش تمرین وزنه برداری باکاستن وزنه هنگام سختی کار
squatting
U
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squat
U
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats
U
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatted
U
وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
light and heavy system
U
روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
shot putters
U
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
shot putter
U
شرکت کننده در پرتاب وزنه وزنه پران
antilift device
U
ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
fluctuates
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuate
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
sinkers
U
وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
sinker
U
وزنه ریسمان ماهی گیری وزنه
seesaw
U
بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
castaways
U
پرتاب کردن وزنه
castaway
U
پرتاب کردن وزنه
skips
U
بالا وپایین رفتن
teeter
U
بالا وپایین رفتن
teetered
U
بالا وپایین رفتن
teeters
U
بالا وپایین رفتن
hods
U
بالا وپایین پریدن
hod
U
بالا وپایین پریدن
skip
U
بالا وپایین رفتن
skipped
U
بالا وپایین رفتن
teetering
U
بالا وپایین رفتن
clackvalve
U
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
lower class
U
طبقه پست وپایین اجتماع
subclass
U
طبقه پست وپایین اجتماع
foremast
U
دگل جلو وپایین کشتی
underclass
U
طبقه پست وپایین اجتماع
forepeak
U
مخزن جلو وپایین کشتی
tout
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
U
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
scend
U
در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
dirndl
U
نوعی دامن بلند با کمر بلند
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
centaurs
U
حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
centaur
U
حیوان افسانهای با بالاتنه انسان وپایین تنه اسب قنطورس
weight belt
U
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
exalts
U
بلند کردن
hoist
U
بلند کردن
elevates
U
بلند کردن
exalting
U
بلند کردن
exalt
U
بلند کردن
hoists
U
بلند کردن
hoisted
U
بلند کردن
heists
U
بلند کردن
heightening
U
بلند کردن
heightens
U
بلند کردن
upraise
U
بلند کردن
heightened
U
بلند کردن
elevate
U
بلند کردن
walk off with
U
بلند کردن
heighten
U
بلند کردن
elevating
U
بلند کردن
heaved
U
بلند کردن
lifting
U
بلند کردن
to kick up
U
با پا بلند کردن
lift
U
بلند کردن
erects
U
بلند کردن
lifts
U
بلند کردن
erected
U
بلند کردن
heist
U
بلند کردن
throw up
U
بلند کردن
erect
U
بلند کردن
to throw up
U
بلند کردن
lifted
U
بلند کردن
erecting
U
بلند کردن
heave
U
بلند کردن
vertical
U
متن نمایش داده شده که بالا وپایین صفحه کامپیوتر حرکت میکند در هر لحظه یک خط
turn down
<idiom>
U
کم کردن صدای بلند
chairlift
U
سردست بلند کردن
lift fire
U
بلند کردن اتش
hoists
U
وسیله بلند کردن
craning
U
وسیله بلند کردن
hoist
U
وسیله بلند کردن
hoisted
U
وسیله بلند کردن
soars
U
بلند پروازی کردن
steal
U
بلند کردن چیزی
craned
U
وسیله بلند کردن
chairlifts
U
سردست بلند کردن
hydraulic lift
U
بلند کردن اب به نیروی اب
crane
وسیله بلند کردن
cranes
U
وسیله بلند کردن
soared
U
بلند پروازی کردن
soar
U
بلند پروازی کردن
steals
U
بلند کردن چیزی
neutralizing
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralize
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralising
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralises
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralised
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizes
U
بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
uncreate
U
نابود کردن نیست شدن معدوم کردن از میان بردن
commissions
U
بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
commissioning
U
بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
commission
U
بکار بردن عده ها عملیاتی کردن مامور کردن
sound off
U
باصدای بلند صحبت کردن
hoist
U
بلند کردن وسایل سنگین
banks
U
کپه کردن بلند شدن
bank
U
کپه کردن بلند شدن
hoisted
U
بلند کردن وسایل سنگین
shoplifting
U
بلند کردن جنس از مغازه
to put forth
U
بلند کردن نمایش دادن
hoists
U
بلند کردن وسایل سنگین
harangue
U
باصدای بلند نطق کردن
harangued
U
باصدای بلند نطق کردن
raise a dust
U
گرد و خاک بلند کردن
harangues
U
باصدای بلند نطق کردن
haranguing
U
باصدای بلند نطق کردن
pedestal
U
بلند کردن ترفیع دادن
pedestals
U
بلند کردن ترفیع دادن
vociferate
U
با صدای بلند ادا کردن
to make a dust
U
گردو خاک بلند کردن
dropped
U
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops
U
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
dropping
U
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drop
U
محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
cranes
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craning
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craned
U
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
bite off more than one can chew
<idiom>
U
با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
crane
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
lifted
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
lay hands one someone
U
دست روی کسی بلند کردن
ululate
U
باصدای بلند ناله وزاری کردن
lift
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
long ball
U
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
lifts
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
to pick up women
<idiom>
U
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
lifting
U
بلند کردن شریک رقص اززمین
take off
U
بردن کم کردن
jabs
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
To vacate a house.
U
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
jabbed
U
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
too many irons in the fire
<idiom>
U
بایک دست چند هندوانه بلند کردن
forklift
U
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
conducting
U
هدایت کردن بردن
infer
U
استنباط کردن پی بردن به
inferred
U
استنباط کردن پی بردن به
infers
U
استنباط کردن پی بردن به
takes
U
لمس کردن بردن
inferring
U
استنباط کردن پی بردن به
conduct
U
هدایت کردن بردن
conducted
U
هدایت کردن بردن
take
U
لمس کردن بردن
conducts
U
هدایت کردن بردن
to push out
U
پیش بردن جلو بردن
imbibe
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibes
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibing
U
تحلیل بردن فرو بردن
collects
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
toe raise
U
تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
collect
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collecting
U
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
U
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
to blast something
U
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
spike
U
میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
encouage
U
پیش بردن دلگرم کردن
extirpate
U
ریشه کن کردن ازبین بردن
elate
U
بالا بردن محفوظ کردن
to show one to the door
U
کسیرا تا دم در بردن یارهنمایی کردن
forays
U
تهاجم کردن بیغما بردن
swooping
U
چپاول کردن از بین بردن
swooped
U
چپاول کردن از بین بردن
swoop
U
چپاول کردن از بین بردن
make for
U
کمک کردن پیش بردن
encourage
U
تقویت کردن پیش بردن
encouraged
U
تقویت کردن پیش بردن
encourages
U
تقویت کردن پیش بردن
abolishes
U
ازمیان بردن منسوخ کردن
abolishing
U
ازمیان بردن منسوخ کردن
run (someone) in
<idiom>
U
به زندان بردن ،دستگیر کردن
swoops
U
چپاول کردن از بین بردن
foray
U
تهاجم کردن بیغما بردن
liquidating
U
از بین بردن مایع کردن
profits
U
سود بردن منفعت کردن
reveled
U
عیاشی کردن لذت بردن
profit
U
سود بردن منفعت کردن
reveling
U
عیاشی کردن لذت بردن
pt down
U
منسوخ کردن از بین بردن
liquidated
U
از بین بردن مایع کردن
to wash offŠout or away
U
باشستش بردن یاپاک کردن
liquidate
U
از بین بردن مایع کردن
liquidates
U
از بین بردن مایع کردن
aminister
U
تهیه کردن بکار بردن
revelled
U
عیاشی کردن لذت بردن
revelling
U
عیاشی کردن لذت بردن
revels
U
عیاشی کردن لذت بردن
profited
U
سود بردن منفعت کردن
revel
U
عیاشی کردن لذت بردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com