English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bearing U بلبرینگ
ball bearing U بلبرینگ
ball bearings U بلبرینگ
call bearing U بلبرینگ
support roller U بلبرینگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ball bearings U بلبرینگ ساچمهای
clutch pilot bearing U بلبرینگ کلاچ
cross bearing U بلبرینگ سوزنی
pilot bearing U بلبرینگ لغزنده
ball bearing U بلبرینگ ساچمهای
radial ball bearing U بلبرینگ شعاعی
roller bearing U بلبرینگ غلطکی
roller path U صفحه بلبرینگ
spherical roller bearing U بلبرینگ غلطکی
wheel bearing U بلبرینگ چرخ
pilot bearing U بلبرینگ کلاج
angular contact thrust ball bearing U بلبرینگ طولی محوری
double thrust ball bearing U بلبرینگ با فشار محوری دوبل
roller skate U کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller-skate U کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller-skated U کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller-skates U کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller-skating U کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
hangers U اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hanger U اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hub U (وسط چرخ که اغلب بلبرینگ دارد و روی محور یا آسه می چرخد) توپی، چرخمیان، ناف، (مرکز فعالیت یا اهمیت یا توجه و غیره) کانون، قلبگاه، میانگاه، توپی چر، قطب
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com