English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
snarl U بغرنجی برجسته کردن
snarled U بغرنجی برجسته کردن
snarling U بغرنجی برجسته کردن
snarls U بغرنجی برجسته کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
embossing U طرح برجسته [برجسته کردن زمینه فرش]
stereograph U نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
complications U بغرنجی
intricacy U بغرنجی
complication U بغرنجی
puzzlement U بغرنجی
intricacies U بغرنجی
compiexity U درهمی بغرنجی
complicacy U بغرنج بغرنجی
tactical complication U بغرنجی تاکتیکی
alto-rilievo U [ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model U مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
supereminent U برجسته فوق العاده برجسته
bas relif U حجاری ونقوش برجسته برجسته
saliency U نکته برجسته موضوع برجسته
salience U نکته برجسته موضوع برجسته
embossment U نقوش برجسته برجسته کاری
stereoscope U جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
signalize U برجسته کردن
emboss U برجسته کردن
goffer U مجعدکردن برجسته کردن
to bring out in relief U برجسته یا روشن کردن
bossed U نقش برجسته تهیه کردن
bossing U برجسته کاری ریاست کردن بر
bosses U نقش برجسته تهیه کردن
bosses U برجسته کاری ریاست کردن بر
bossing U نقش برجسته تهیه کردن
bossed U برجسته کاری ریاست کردن بر
boss U نقش برجسته تهیه کردن
boss U برجسته کاری ریاست کردن بر
repousse U برجسته نمایاحکاکی برجسته
to give prominence to U بزرگ کردن برجسته کردن
anaglyph U عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
eminent U برجسته
conspicuous U برجسته
rilievo U برجسته
raised U برجسته
stereometric U برجسته
strikingly U برجسته
striking U برجسته
stereometric U خط برجسته
kenspeckle U برجسته
primes U برجسته
distinguished U برجسته
outstanding U برجسته
illustrous U برجسته
outstandingly U برجسته
primed U برجسته
in relief U برجسته
predominant U برجسته
laureate U برجسته
prosilient U برجسته
relief emboss U برجسته
pre-eminent U برجسته
relievo U برجسته
prime U برجسته
mainlining U برجسته
cordon bleu U برجسته
mainline U برجسته
dominant U برجسته
mainlined U برجسته
mainlines U برجسته
salient U برجسته
crowned U برجسته
illustrious U برجسته
noted U برجسته
starring U برجسته
overriding U برجسته
of d. U برجسته
masterwork U برجسته
ridged U برجسته
illustrated U برجسته
convex U برجسته
par excellence U برجسته
prominent U برجسته
pre eminent U برجسته
staring U برجسته
torose U برجسته
in relief U بطور برجسته
bas-reliefs U برجسته کوتاه
topography U برجسته نگاری
humdingers U تفوق برجسته
boss U ارباب برجسته
mezzo relief U نیم برجسته
stucco relief U گچبریهای برجسته
distinguished U برجسته مهم
humdinger U تفوق برجسته
premiere U هنرپیشه برجسته
exaggerated stereoscopy U برجسته بین
fash butt welding U جوش برجسته
premieres U هنرپیشه برجسته
half relief U نیم برجسته
bas-reliefs U نقش کم برجسته
milestones U مرحله برجسته
premiering U هنرپیشه برجسته
predominantly U بطور برجسته
eminently U بطور برجسته
aegicrane U آذین برجسته سر
illustriously U برجسته وار
bosses U ارباب برجسته
bas relief U برجسته کوتاه
bas relief U نقش کم برجسته
stand out U برجسته بودن
stand out U برجسته عالی
bossing U ارباب برجسته
front face U سطح برجسته
bossed U ارباب برجسته
stereoscopics U برجسته نمایی
signally U بطور برجسته
stereoscopic U برجسته بین
high relief U نقوش برجسته
bas-relief U برجسته کوتاه
poet laureate U شاعر برجسته
smatt U برجسته زیرکانه
premiered U هنرپیشه برجسته
bas-relief U نقش کم برجسته
stereoscopic U برجسته بینی
bas relif U نقش کم برجسته
acrography U گچ کاری برجسته
cordon bleu U آدم برجسته
bas-relief U برجسته کاری
bas relif U نقوش برجسته
swelled U برجسته شیک
personage U شخص برجسته
milestone U مرحله برجسته
aegicranium U آذین برجسته سر
tyupical U نوبهای برجسته
to create an image for oneself as somebody U برجسته شدن
personages U شخص برجسته
topographic map U نقشه برجسته
palmy U برجسته کامیاب
affigy U تصویر برجسته
raised figure طرح برجسته
mezzo rillievo U نیم برجسته
basso relief U برجسته کوتاه
projects U برجسته بودن
notbility U شخص برجسته
magnific U معروف برجسته
leading U عمده برجسته
projected U برجسته بودن
feats U کار برجسته
project U برجسته بودن
anaglyph U حجاری برجسته
feat U کار برجسته
alto relievo U برجسته بلند
swell U برجسته شیک
contour map U نقشه برجسته
swells U برجسته شیک
embossed alphabet U الفبای برجسته
premiers U هنرپیشه برجسته
relief U برجسته کاری
relief U حجاری برجسته
raised shoulder U شانه برجسته
to make one's mark U برجسته شدن
anaglyph U تزئینات برجسته
relievo U برجسته کاری
premier U هنرپیشه برجسته
laureatel U شاعر برجسته
relief emboss U نقشه برجسته
saleint U برجسته چشمگیر
egregious U برجسته نمایان
embossed U برجسته شده
drop shadow U سایه برجسته
effigy U تصویر برجسته
effigies U تصویر برجسته
projection welding U جوش برجسته
piece de resistance U فقره برجسته
to stand out U برجسته بودن
salient pole U قطب برجسته
contour U نقشه برجسته
saleintiant U برجسته چشمگیر
to put forward U برجسته نمودارکردن
relief map U نقشه برجسته
embossing die U حدیده برجسته کاری
high relief U نقش تمام برجسته
bold faced type U حروف سیاه برجسته
high light U نکات برجسته یا جالب
blebby U برجسته یاحباب دار
bosomed U دارای سینه برجسته
convex fillet weld U جوش نواری برجسته
banks U قسمت برجسته سر پیچ
vectograph U عکس برجسته بینی
distinguished unit citation U نشان یکان برجسته
bosomy U دارای پستان برجسته
to stand out in relief U برجسته یا روشن بودن
bank U قسمت برجسته سر پیچ
brilliantly U چنانکه برجسته باشد
stereoscopic pair U زوج برجسته بینی
narrative relief U نقش برجسته روایتی
oner U شخص یا چیز برجسته
biggest U ستبر ادم برجسته
perspective spatial model U مدل برجسته بینی
bell-cast U [لبه ی برجسته بام]
bigwig U شخص مهم و برجسته
person of f. U شخص برجسته یا با نفوذ
low relief U نقش نیم برجسته
bigwigs U شخص مهم و برجسته
inconspicuous U غیر برجسته کمرنگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com