Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
On the face of it. Outwardly.
U
بظاهر امر ( بر حسب ظاهر )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
To appear. To reveal .
U
ظاهر شدن ( ظاهر کردن)
ostensibly
U
بظاهر
verisimilar
U
بظاهر درست وحقیقی
In appiarance it is a strong building.
U
بظاهر ساختمان محکمی است
One must not judge by appearances .
U
بظاهر اشخاص نباید قضاوت کرد
irish bull
U
بیان بظاهر موافق و درحقیقت مخالف
disjunctive
U
حرف عطفی که بظاهر پیوند میدهدو در معنی جدا میسازد
to the casual eye
<adv.>
U
بر حسب ظاهر
at first glance
<adv.>
U
بر حسب ظاهر
at face value
<adv.>
U
بر حسب ظاهر
at first glance
<adv.>
U
به ظاهر امر
at face value
<adv.>
U
به ظاهر امر
to the casual eye
<adv.>
U
به صورت ظاهر
at first glance
<adv.>
U
به صورت ظاهر
at face value
<adv.>
U
به صورت ظاهر
Outwardly . on the face of it.
U
بصورت ظاهر
to the casual eye
<adv.>
U
به ظاهر امر
to appear before the court
U
در دادگاه ظاهر شدن
With her pompous ( deceptively impressive ) appearance.
U
با ظاهر غلط اندازش
To keep up appearances.
U
ظاهر را حفظ کردن ( حفظ ظاهر کردن )
He came under the guise of friend ship .
U
درقالب دوستی ظاهر ( وارد ) شد
Appearances are deceptive.
U
فریب ظاهر رانباید خورد
To appear on the scene (stage).
U
روی صحنه ظاهر شدن
To keep up appearances. For forms sake.
U
برای حفظ ظاهر( آبرو)
to turn something
U
تغییر کردن در ظاهر یا خواص خود
to haunt
U
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to walk
U
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
Police are out in force.
U
نیروی پلیس با قدرت بزرگی ظاهر است.
A fair face may hide a foul heart.
<proverb>
U
از ظاهر کسی نمی شود به باطنش پی پرد.
[ضرب المثل]
All show and no substance.
<proverb>
U
از ظاهر کسی نمی شود به باطنش پی پرد.
[ضرب المثل]
He acquired kudos by appearing on television.
U
او
[مرد]
با ظاهر شدن در تلویزیون جلال
[شهرت]
به دست آورد.
burning
U
دوارشور کردن فرش جهت کهنه کردن ظاهر آن
nap side
U
خواب فرش
[با انجام عمل پرداخت الیاف از قسمت گره بصورت راست و کشیده درآمده و ظاهر حقیقی فرش را بوجود می آورند.]
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com