English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cross polinize U بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
cross pollinate U بطورمصنوعی گرده افشانی کردن لقاح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interfruitful U قابل گرده افشانی یا لقاح با یکدیگر
pollinating U گرده افشانی کردن
pollinate U گرده افشانی کردن
pollen U گرده افشانی کردن
pollinated U گرده افشانی کردن
pollinates U گرده افشانی کردن
pollenation U گرده افشانی
pollination U گرده افشانی
palynology U گرده افشانی شناسی
palynology U مبحث گرده افشانی
hydrophilous U گرده افشانی کننده بوسیله اب
wind pollinated U گرده افشانی شده بوسیله باد
cross pollination U گرده افشانی از گلی بگل دیگر
self pollination U گرده افشانی خود بخود گیاه
reg U گرده لقاح
autogamy U لقاح وباروری بوسیله گرده خودگل
autogamous U مربوط به لقاح یا باروری گل بوسیله گرده خودش
cross fertilization U لقاح دو سلول جنسی متفاوت لقاح متقابل
hypnotising U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotises U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotised U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotized U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizes U بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizing U بطورمصنوعی خواب کردن
self U وضع لقاح کردن
crossfertilize U لقاح متقابل کردن
impregnate U لقاح کردن اشباع کردن
fertilises U حاصلخیز کردن لقاح کردن
fertilising U حاصلخیز کردن لقاح کردن
fertilize U حاصلخیز کردن لقاح کردن
fertilized U حاصلخیز کردن لقاح کردن
fertilizes U حاصلخیز کردن لقاح کردن
impregnating U لقاح کردن اشباع کردن
impregnates U لقاح کردن اشباع کردن
fertilised U حاصلخیز کردن لقاح کردن
dummies U مصنوعی بطورمصنوعی ساختن
dummy U مصنوعی بطورمصنوعی ساختن
plolinate U با گرده تلقیح کردن
metal spraying فلز افشانی
dancing U دست افشانی
refulgence U نور افشانی
aspersion U اب پاشی و اب افشانی
winnowing machine U ماشین باد افشانی
winnower U کسیکه باد افشانی میکند ماشین بوجاری
conception U لقاح
fecundation U لقاح
zygosis U لقاح
conceptions U لقاح
fertilization U لقاح
autoerotism U لقاح با خود
autoeroticism U لقاح با خود
autoerotic U مربوط به لقاح با خود
oosperm U تخم لقاح شده
anemophilous U لقاح شونده در اثرباد
self fertility U لقاح خود بخود
interfertile U قابل لقاح در داخل خود
parthenocarpy U میوه اوری بدون لقاح
crossfertilize U پیوستن دونوع متفاوت از طریق لقاح
conceptions U لقاح تخم وشروع رشد جنین
cross fertile U اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
gametogenesis U ایجاد سلول جنسی قابل لقاح
conception U لقاح تخم وشروع رشد جنین
zygosity U کیفیت تخم لقاح شده پیوند جنسی
gametophore U سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
apomixis U تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
parthenogenesis U ایجاد مولود بوسیله جنس مونث بدون عمل لقاح
apomict U کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
apogamy U رشد و نمو گیاه هاگدار بدون عمل لقاح ازسلول جنسی
pronucleus U هسته سلول قابل لقاح پس ازتکمیل دوره بلوغ وورودنطفه به درون تخم جانور
granule U گرده
haunch U گرده
hunkers U گرده
huckle U گرده
disks U گرده
loin U گرده
disk U گرده
discs U گرده
camber U گرده
cambers U گرده
kidney U گرده
granules U گرده
pollen U گرده
haunches U گرده
loins U گرده
coxa U گرده
feuilleton U گرده
kidneys U گرده
disc U گرده
disk U گرده قرص
ridges U گرده ماهی
vaults U گرده ماهی
ridgewise U گرده ماهی
pollen U دانه گرده
diskette U گرده کوچک
disk unit U واحد گرده
ridgeways U گرده ماهی
disk platter U گرده سینی
disk pack U گرده بسته
magnetic disk U گرده مغناطیسی
pollinizer U گرده افشان
vault U گرده ماهی
round timber U گرده بینه
platelet U گرده خون
nephrectomy U دراوردن گرده
nephritic U دچارناخوشی گرده
nephritis U اماس گرده
nephroid U گرده مانند
reg U گشن گرده
nephroptosis U گرده جنبنده
convex U گرده ماهی
camber U گرده ماهی
nephrectomy U برش گرده
nephralgia U درد گرده
polliniferous U گرده افشان
coxarthritis U نقرس گرده
pollinator U گرده افشان
paranephric U نزدیک گرده
nephrotomy U گرده بری
disks U گرده قرص
cambers U گرده ماهی
ridge U گرده ماهی
pounce U گرده نقاش
ridged U گرده ماهی
disk drive U گرده ران
pounced U گرده نقاش
color disk U گرده رنگها
disk drives U گرده چرخان
floppy disks U گرده لرزان
floppy disks U گرده لغزان
disk drives U گرده ران
floppy disk U گرده لغزان
floppy disk U گرده لرزان
induction disk U گرده القائی
domes U گرده ماهی
fish backed U گرده ماهی
pounces U گرده نقاش
dome U گرده ماهی
floppy discs U گرده لرزان
rolls U گرده نان
pouncing U گرده نقاش
floppy discs U گرده لغزان
disk drive U گرده چرخان
pollinose U شبیه گرده گیاهی
fixed head disk U گرده با نوک ثابت
gibbous U گرده ماهی گوژپشت
paranephros U دژ پیه روی گرده
puffball U سماروق گرده افشان
puffballs U سماروق گرده افشان
pollenizer U درخت گرده افشان
pollenizer U درخت نر گرده افشان
farinose U شبیه گرده گیاه
disk controller U کنترل کننده گرده
loculus U حفره کیسه گرده
pollinium U توده ذرات گرده گل
hip roof U پشت بام گرده ماهی
paranephritis U اماس غده روی گرده
his kidnegs have gone w U گرده هایش درست کارنمیکنند
nephritic U درمان کننده ناخوشی گرده
styloipodium U گرده بالای میوه گیاهان چتری
leaf fat U لایه پیه دور گرده خوک
sori U خوشههای گرده گیاهی خوشه هاگی
self fruitful U تولید مثل بوسیله گرده خود
superfecundation U لقاح دویاچند تخم در یک تخم ریزی
integrated U ای که حاوی گرده وسایل جانبی است که با هم سیستم کامپیوتری را تشکیل می دهند
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
stenciled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling U الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
log U گرد بینه گرده بینه
logs U گرد بینه گرده بینه
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com