English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
upthrust U بطرف بالا پرتاب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
uptilt U بطرف بالا کج کردن
skyward U بطرف اسمان بطرف بالا
cockshy U پرتاب تیر بطرف هدف
cockshot U پرتاب تیر بطرف هدف
upgraded U بطرف بالا
upgrade U بطرف بالا
atop U بطرف بالا
upward U بطرف بالا
upgrades U بطرف بالا
upgrading U بطرف بالا
upwards U بطرف بالا
upthrust U حرکت بطرف بالا
upstroke U خط منبسط بطرف بالا
upwell U بطرف بالا رفتن
overhand U بازی با دست بطرف بالا
upstroke U حرکت قلم بطرف بالا
side sweep and over under U گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
upload U نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
skittle U که در طی که توپی بطرف میخ پرتاب میکنند ودرصورت اصابت به میخ برنده محسوب میشوند
duster U پرتاب عمدی توپ به بالا وبداخل
dusters U پرتاب عمدی توپ به بالا وبداخل
upwash U حرکت هوا بطرف بالا درجلوی لبه حمله بال مادون صوت که منجر به تولید برامیگردد
brush back U پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
split jump U پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
throw U باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throwing U باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
throws U باخت عمدی پرتاب توپ به بالا در موقع سرویس فنون پرتابی
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
starboard U بطرف راست حرکت کردن
evanesce U بطرف صفر میل کردن
one and one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
one plus one U جایزه پرتاب دوم اگر پرتاب اول گل شود
delivery groups U مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
free drop U پرتاب وسایل و تدارکات بدون چتر پرتاب ازاد
to push down U بطرف پایین هل دادن یا پرت کردن
pentathlon U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
pentathlons U مسابقه پنجگانه شامل پرش طول و پرتاب نیزه و دو 002متر و پرتاب دیسک و دو0051 متر
throws U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
throwing U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
ballistics U مبحث پرتاب گلوله واجسام پرتاب شونده
throw U ناگه وازا پرتاب وزنه پرتاب چکش
skate off U حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
shoot U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots U زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
ejection U خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
projected U پرتاب کردن
project U پرتاب کردن
shoots U پرتاب کردن
jettisons U پرتاب کردن
pelted U پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن
foin U پرتاب کردن
skeet U پرتاب کردن
pelt U پرتاب کردن
projects U پرتاب کردن
pelts U پرتاب کردن
let fly U پرتاب کردن
jettison U پرتاب کردن
thrust U پرتاب کردن
unsling U پرتاب کردن
thrusts U پرتاب کردن
jaculate U پرتاب کردن
pitches U پرتاب کردن
jettisoned U پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن
pitch U پرتاب کردن
thrusting U پرتاب کردن
lobbing U باهستگی پرتاب کردن
jet U بخارج پرتاب کردن
shoots U پرتاب کردن گلوله
lobbed U باهستگی پرتاب کردن
spits U اب دهان پرتاب کردن
jettisons U پرتاب کردن به بیرون
lobs U باهستگی پرتاب کردن
lob U باهستگی پرتاب کردن
shoot U پرتاب کردن گلوله
unsling U از فلاخن پرتاب کردن
spit U اب دهان پرتاب کردن
castaway U پرتاب کردن وزنه
launch a missile U موشک پرتاب کردن
slinging U زنجیردار پرتاب کردن
slings U زنجیردار پرتاب کردن
sling U زنجیردار پرتاب کردن
triggers U پرتاب کردن فشنگ
jettisoned U پرتاب کردن به بیرون
jetted U بخارج پرتاب کردن
jettison U پرتاب کردن به بیرون
projectable U قابل پرتاب کردن
jets U بخارج پرتاب کردن
castaways U پرتاب کردن وزنه
jetting U بخارج پرتاب کردن
trigger U پرتاب کردن فشنگ
to launch a torpedo U اژدری پرتاب کردن
to fire a torpedo U اژدری پرتاب کردن
jettisoning U پرتاب کردن به بیرون
triggered U پرتاب کردن فشنگ
command ejection U پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
pash U بازور پرتاب کردن کوبیدن
provisional ball U گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
shoved U با زور پیش بردن پرتاب کردن
slog U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
skyrocket U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shove U با زور پیش بردن پرتاب کردن
skyrocketing U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
skyrocketed U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
shoving U با زور پیش بردن پرتاب کردن
skyrockets U مثل موشک بهوا پرتاب کردن
slogged U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
shoves U با زور پیش بردن پرتاب کردن
squish U صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
slogging U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogs U ضربت سخت زدن پرتاب کردن
pitches U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
pitch U توپ رابه طرف چوگان زن پرتاب کردن
send down U پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
refire time U زمان لازم بد از پرتاب موشک برای اماده شدن سکوی پرتاب برای موشک بعد
pitch U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
pitches U پرتاب کردن تراکم کاراکترها روی یک خط چاپ شده
hurl U پرتاب کردن پرت کردن
hurled U پرتاب کردن پرت کردن
hurls U پرتاب کردن پرت کردن
run-up [start-up] U نزدیکی به مکان شروع با دویدن [برای جهش یا پرتاب کردن] [ورزش]
to tilt up U به بالا کج کردن [مهندسی]
to turn up [collar] U به بالا کج کردن [مهندسی]
to fold up U به بالا کج کردن [مهندسی]
to hinge up U به بالا کج کردن [مهندسی]
buck U بالا پریدن وقوز کردن
souffle U پف کردن یا بالا امدن غذا
bucks U بالا پریدن وقوز کردن
souffles U پف کردن یا بالا امدن غذا
elate U بالا بردن محفوظ کردن
soufflTs U پف کردن یا بالا امدن غذا
spinwriter U چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
fluctuated U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
overestimate U غلو کردن دست بالا گرفتن
fluctuate U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
overestimated U غلو کردن دست بالا گرفتن
overestimates U غلو کردن دست بالا گرفتن
high ball U شوت کردن بالا توپ [فوتبال]
fluctuates U نوسان کردن بالا وپایین رفتن
overestimating U غلو کردن دست بالا گرفتن
to reject something with a shrug [of the shoulders] U با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
seesaw U بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
vertically U از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
deathlon U مسابقه دهگانه شامل دو001 متر و دو 004 طول ودو 0051 متر و دو 011 متربا مانع و پرش طول و پرتاب دیسک و پرش با نیزه و پتاب نیزه و پرتاب وزنه و پرش ارتفاع
quails U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quail U نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
in U بطرف
levo U بطرف چپ
into U بطرف
at U بطرف
in- U بطرف
inflates U پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflating U پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflate U پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
manward U بطرف انسان
riverward U بطرف رودخانه
rearward U بطرف عقب
aport U بطرف چپ کشتی
to the east of U بطرف مشرق
eastwards U بطرف مشرق
earthwards U بطرف زمین
pakkorro U بطرف بیرون
earthward U بطرف زمین
apporro U بطرف جلو
edgewise U بطرف لبه
abaft U بطرف عقب
mediad U بطرف وسط
forwards U بطرف جلو
homeward U بطرف منزل
cephalad U متمایل بطرف سر
to U بطرف روبطرف
with U بطرف درجهت
toward U بطرف نسبت به
to win over to one's side U بطرف خوداوردن
mesail U بطرف وسط
cityward U بطرف شهر
downwards U بطرف پائین
dorsad U بطرف پشت
heavenward U بطرف اسمان
without U بطرف خارج
homes U بطرف خانه
on U بعلت بطرف
edgeways U بطرف جلوباشد
frontward U بطرف جلو
frontwards U بطرف جلو
home U بطرف خانه
onwards U بطرف جلو
mesal U بطرف وسط
orients U بطرف خاوررفتن
coastward U بطرف ساحل
orienting U بطرف خاوررفتن
coastwards U بطرف ساحل
orient U بطرف خاوررفتن
to beg [of a dog holding up front paws] U التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to sit up and beg U التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
ina northerly direction U بطرف شمال شمالا
fronting U بطرف جلو روکردن به
nobbles U بطرف خود اوردن
front U بطرف جلو روکردن به
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com