Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to trun to a
U
بصرفه نزدیک کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
closest
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closes
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
commodious
U
مقرون بصرفه
advantageaus
U
مقرون بصرفه
to a
U
بصرفه سودمندانه
It is not to your advantage.
U
مقرون بصرفه نیست
pay load
U
اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
point bland
U
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
inshore
U
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
approximated
U
نزدیک کردن
approximate
U
نزدیک کردن
approximates
U
نزدیک کردن
To turn into cash.
U
به پول نزدیک کردن
adduct
U
بمرکز نزدیک کردن
transverse adduction
U
نزدیک کردن افقی
osculate
U
تماس نزدیک حاصل کردن
ride herd on
<idiom>
U
از نزدیک دیدن وکنترل کردن
range alongside
U
نزدیک کردن ناو به ناوی دیگر
near all
U
نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
approached
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
hovering
U
پرواز کردن نزدیک زمین به طور ثابت
see for oneself
U
از نزدیک مشاهده کردن بچشم خود دیدن
alliterate
U
چند کلمهء نزدیک بهم را با یک حرف اغاز کردن
aggress
U
نزدیک کردن حمله کردن
the sun is near setting
U
افتاب نزدیک بغروب کردن یانزدیک است غروب کند
to catch at something
U
برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
approach lane
U
مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
best gold
U
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
close up
U
از نزدیک
imminent
U
نزدیک
forthcoming
U
نزدیک
forbye
U
نزدیک
approaching
U
نزدیک
vicinal
U
نزدیک
close-ups
U
از نزدیک
proximate
U
نزدیک
closes
U
نزدیک
in sight
U
نزدیک
nigh
U
نزدیک
forby
U
نزدیک
forby
U
از نزدیک
by
U
از نزدیک
forbye
U
از نزدیک
foreby
U
نزدیک
close-up
U
از نزدیک
neighbouring
U
نزدیک
at hand
U
نزدیک
close by
U
نزدیک
near by
U
نزدیک
accessible
U
نزدیک
upcoming
U
نزدیک
near
U
نزدیک
near-
U
نزدیک
neared
U
نزدیک
nearby
U
نزدیک
on the verge of
U
نزدیک به
on the eve of
U
نزدیک
contiguous
U
نزدیک
near by
U
نزدیک به
near at hand
U
نزدیک
near upon
U
نزدیک
next door to
U
نزدیک
not ahunderd mails flom
U
نزدیک
adjacent
U
نزدیک
nearer
U
نزدیک
nearest
U
نزدیک
closer
U
نزدیک
fast by
U
نزدیک
close
U
نزدیک
hand to hand
U
نزدیک
hand-to-hand
U
نزدیک
nearing
U
نزدیک
nears
U
نزدیک
closest
U
نزدیک
hard by
U
نزدیک
caudal
U
نزدیک به دم
towards
U
نزدیک
to gain ground upon
U
نزدیک
beside
U
نزدیک
up against
<idiom>
U
نزدیک به
cephalo
U
نزدیک به سر
up to
<idiom>
U
نزدیک به
close aboard
U
نزدیک
narrowly
U
از نزدیک
short
U
نزدیک تور
approached
U
نزدیک شدن
hail fellow
U
صمیمی نزدیک
almost
U
بطور نزدیک
near
U
نزدیک به ضربه
recent memory
U
حافظه نزدیک
hand in glove
U
خیلی نزدیک
hand and glove
U
خیلی نزدیک
near-
U
نزدیک به ضربه
close support
U
پشتیبانی نزدیک
deciding
U
نزدیک به هدف
Near East
U
خاور نزدیک
approaches
U
نزدیک شدن
neared
U
نزدیک به ضربه
approachable
U
نزدیک شدنی
adducent
U
نزدیک کننده
adductor
U
نزدیک کننده
in the near future
U
در آینده نزدیک
admaxillary
U
نزدیک ارواره
paulo postfuture
U
اینده نزدیک
cypres
U
تقریبی نزدیک
near-sighted
U
نزدیک بین
aftermost
U
نزدیک پاشنه
danger close
U
خطر نزدیک
nearsighted
U
نزدیک بین
upcoming
U
دراتیه نزدیک
approach
U
نزدیک شدن
short-sighted
U
نزدیک بین
abut
U
نزدیک بودن
abuts
U
نزدیک بودن
besides
U
بعلاوه نزدیک
abutted
U
نزدیک بودن
parotic
U
نزدیک به گوش
keep back
U
نزدیک نشوید
close control
U
کنترل نزدیک
graze
U
نزدیک به زمین
shorter
U
نزدیک تور
acceding
U
نزدیک شدن
about
U
در اطراف نزدیک
shortest
U
نزدیک تور
close coordination
U
هماهنگی نزدیک
closer
U
نزدیک به ناو
grazed
U
نزدیک به زمین
close
U
نزدیک بهم
close coordination
U
همکاری نزدیک
closer
U
نزدیک بهم
accede
U
نزدیک شدن
closes
U
نزدیک بهم
close controlled
U
همکاری نزدیک
closest
U
نزدیک به ناو
close combat
U
رزم نزدیک
acceded
U
نزدیک شدن
closes
U
نزدیک به ناو
accedes
U
نزدیک شدن
erelong
U
در اینده نزدیک
closest
U
نزدیک بهم
grazes
U
نزدیک به زمین
nears
U
نزدیک به ضربه
nearest
U
نزدیک به ضربه
to come by
U
نزدیک شدن
close range
U
مسافت نزدیک
nearer
U
نزدیک به ضربه
deep
U
نزدیک به هدف
deeper
U
نزدیک به هدف
deepest
U
نزدیک به هدف
foreground
U
نزدیک نما
close range
U
فاصله نزدیک
close price
U
قیمت نزدیک
proximal
U
نزدیک مبدا
short-range
U
نزدیک برد
close in
U
نزدیک شدن
toward(s) evening
U
نزدیک به عصر
far and near
U
دور و نزدیک
close
U
نزدیک به ناو
his almost night
U
نزدیک شب است
offing
U
در اینده نزدیک
short range
U
نزدیک برد
close supervision
U
نظارت نزدیک
upstream
U
نزدیک به سرچشمه
accosting
U
نزدیک کشیدن
neighbours
U
نزدیک مجاور
neighbour
U
نزدیک مجاور
neighbors
U
نزدیک مجاور
accosted
U
نزدیک کشیدن
insides
U
نزدیک بمرکز
near shore
U
نزدیک به ساحل
immediate flanks
U
جناحین نزدیک
myopia
U
نزدیک بینی
hare sighted
U
نزدیک بین
gain on
U
نزدیک شدن به
neighbor
U
همسایه نزدیک
subsaturated
U
نزدیک به اشباع
nearsightedness
U
نزدیک بینی
inside
U
نزدیک بمرکز
beetle eyed
U
نزدیک بین
by
U
نزدیک کنار
nearer the end
U
نزدیک تر بیابان
near point
U
نقطه نزدیک
myopy
U
نزدیک بینی
converge
U
به هم نزدیک شدن
in
U
نزدیک ساحل
paranasal
U
نزدیک بینی
one of these days
U
دراینده نزدیک
in the near f.
U
دراینده نزدیک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com