English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
expand U بسط یافتن
expanding U بسط یافتن
expands U بسط یافتن
hold out U بسط یافتن
overspread U بسط یافتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
retriever U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
retrievers U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
formula U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
answer U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answers U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
wax U رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxed U رو به بدر رفتن استحاله یافتن
waxes U رو به بدر رفتن استحاله یافتن
reduce U کاهش یافتن
reduce U تقلیل یافتن
reduces U کاهش یافتن
reduces U تقلیل یافتن
reducing U کاهش یافتن
reducing U تقلیل یافتن
exchange U عوض کردن تسعیر یافتن
exchanged U عوض کردن تسعیر یافتن
exchanges U عوض کردن تسعیر یافتن
exchanging U عوض کردن تسعیر یافتن
gain U کسب کردن باز یافتن
gain U بهبودی یافتن رسیدن
gained U کسب کردن باز یافتن
gained U بهبودی یافتن رسیدن
gains U کسب کردن باز یافتن
gains U بهبودی یافتن رسیدن
replace U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaced U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replaces U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
replacing U دستوری به کامپیوتربرای یافتن یک داده مشخص وقرار دادن چیزدیگری درآن محل
diagnoses U یافتن خطا یا کشف علامت خطا. نتایج تشخیص خطای سخت افزاری یا نرم افزاری
diagnosis U یافتن خطا یا کشف علامت خطا. نتایج تشخیص خطای سخت افزاری یا نرم افزاری
queried U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queries U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
query U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
querying U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
strike U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
meet U : برخورد کردن یافتن
meets U : برخورد کردن یافتن
spread U گسترش یافتن
spread U بسط وتوسعه یافتن گسترش
spreads U گسترش یافتن
spreads U بسط وتوسعه یافتن گسترش
over U بیرونی شفا یافتن
over U پایان یافتن
over- U بیرونی شفا یافتن
over- U پایان یافتن
machine U شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machined U شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machines U شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
toggle U تغییر یافتن بین دو وضعیت
toggles U تغییر یافتن بین دو وضعیت
test U عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
tested U عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
tests U عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
location U شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
locations U شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است مشخص میکند
flow U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flowed U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
flows U لبریز شدن سلیس بودن طغیان کردن سیلان یافتن
realised U تحقق یافتن
realises U تحقق یافتن
realising U تحقق یافتن
realize U تحقق یافتن
realized U تحقق یافتن
realizes U تحقق یافتن
realizing U تحقق یافتن
effective U نرخ یافتن یک بخش مشخص از اطلاع از یک رسانه ذخیره سازی
generate U گسترش یافتن افریدن
generated U گسترش یافتن افریدن
generates U گسترش یافتن افریدن
generating U گسترش یافتن افریدن
measure U عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی
measure U 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
rise U خاتمه یافتن
rises U خاتمه یافتن
detect U یافتن
detected U یافتن
detecting U یافتن
detects U یافتن
demise U وفات یافتن
contact U تماس یافتن تماسی
contacted U تماس یافتن تماسی
contacting U تماس یافتن تماسی
contacts U تماس یافتن تماسی
select U یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
selected U یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
selects U یافتن و بازیابی اطلاعات مشخص از پایگاه داده ها
adjourn U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourned U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourning U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
adjourns U بوقت دیگر موکول کردن خاتمه یافتن
extend U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extend U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extending U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extends U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
Other Matches
propagated U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagates U گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate U گشترش یافتن یا نشر یافتن
trial and error <idiom> U یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
finds U یافتن
discovered U یافتن
discovering U یافتن
discovers U یافتن
discover U یافتن
find U یافتن
wrap up U خاتمه یافتن
lessened U تقلیل یافتن
to undergo a change U تغییر یافتن
penetract U راه یافتن
lessening U تقلیل یافتن
wind up U پایان یافتن
lessens U تقلیل یافتن
accruing U افزایش یافتن
escalated U فزونی یافتن
perennate U دوام یافتن
accrues U افزایش یافتن
protend U امتداد یافتن
accrue U گسترش یافتن
conquer U پیروزی یافتن بر
accrues U گسترش یافتن
conquers U پیروزی یافتن بر
pull round U بهبودی یافتن
learns U اگاهی یافتن
learn U اگاهی یافتن
overpowered U استیلا یافتن بر
centralization U مرکزیت یافتن
conquering U پیروزی یافتن بر
lessen U تقلیل یافتن
pickup U بهبودی یافتن
overmatch U تفوق یافتن
alters U تغییر یافتن
come up with <idiom> U یافتن پاسخ
accede U دست یافتن
lay hands on something <idiom> U یافتن چیزی
masters U تسلط یافتن
masters U تسلط یافتن بر
mastered U تسلط یافتن
mastered U تسلط یافتن بر
master U تسلط یافتن
master U تسلط یافتن بر
pull through <idiom> U بهبود یافتن
accede U راه یافتن
centred U تمرکز یافتن
centre U تمرکز یافتن
escalating U فزونی یافتن
specialises U تخصص یافتن
specialising U تخصص یافتن
overmaster U برتری یافتن بر
alter U تغییر یافتن
accrue U افزایش یافتن
altered U تغییر یافتن
altering U تغییر یافتن
booms U توسعه یافتن
booming U توسعه یافتن
boomed U توسعه یافتن
boom U توسعه یافتن
escalate U فزونی یافتن
escalates U فزونی یافتن
specializing U تخصص یافتن
specializes U تخصص یافتن
specialize U تخصص یافتن
centers U تمرکز یافتن
accruing U گسترش یافتن
attain U دست یافتن
dwindles U تدریجاکاهش یافتن
dwindled U تدریجاکاهش یافتن
dwindle U تدریجاکاهش یافتن
relaxing U تخفیف یافتن
relaxes U تخفیف یافتن
relax U تخفیف یافتن
recvperate U بهبودی یافتن
recuperate U بهبودی یافتن
recuperated U بهبودی یافتن
recuperates U بهبودی یافتن
terminates U خاتمه یافتن
to be transferred U انتقال یافتن
terminated U خاتمه یافتن
to come to know U اگاهی یافتن
dwindling U تدریجاکاهش یافتن
deploy U گسترش یافتن
to be through U فراغت یافتن
attained U دست یافتن
attaining U دست یافتن
attains U دست یافتن
sublate U تغییرشکل یافتن
taper off U کاهش یافتن
to a greatness U بزرگی یافتن
transcends U برتری یافتن
transcending U برتری یافتن
transcended U برتری یافتن
transcend U برتری یافتن
to be prolonged U امتداد یافتن
deploys U گسترش یافتن
deploying U گسترش یافتن
to extricate oneself U رهایی یافتن
terminate U خاتمه یافتن
diminish U تقلیل یافتن
diminish U نقصان یافتن
overpowers U استیلا یافتن بر
prefer U ترجیح یافتن
preferring U ترجیح یافتن
to grow better U بهبودی یافتن
to look oneself again U بهبود یافتن
prefers U ترجیح یافتن
to pull round U بهبودی یافتن
waning U کاهش یافتن
to reach for knowledge U برای یافتن
wanes U کاهش یافتن
to quit oneself of U رهائی یافتن از
waned U کاهش یافتن
specialization U تخصص یافتن
wane U کاهش یافتن
diminishes U نقصان یافتن
diminishes U تقلیل یافتن
overpower U استیلا یافتن بر
to gain in nealth U بهبودی یافتن
to gain the upper hand U غلبه یافتن
dominates U تفوق یافتن
dominated U تفوق یافتن
dominate U تفوق یافتن
to get fame U شهرت یافتن
to get off U رهایی یافتن از
to get ones hand in U دست یافتن به
to get rid of U رهایی یافتن از
insuring U اطمینان یافتن
insures U اطمینان یافتن
ensuring U اطمینان یافتن
ensures U اطمینان یافتن
ensured U اطمینان یافتن
ensure U اطمینان یافتن
recuperating U بهبودی یافتن
to take courage U خرات یافتن
centered U تمرکز یافتن
recover U بهبودی یافتن
luxuriates U شکوه یافتن
come off U وقوع یافتن
luxuriating U شکوه یافتن
come off U تحقق یافتن
to alter [to] U تغییر یافتن
achieve U دست یافتن
achieved U دست یافتن
come round U شفا یافتن
overcoming U غلبه یافتن
recovering U بهبودی یافتن
to get back on one's feet U بهبودی یافتن
recovers U بهبودی یافتن
convect U انتقال یافتن
luxuriate U شکوه یافتن
come through U وقوع یافتن
luxuriated U شکوه یافتن
achieves U دست یافتن
shrinking U کاهش یافتن
tensest U تشدید یافتن
tenses U تشدید یافتن
tenser U تشدید یافتن
tensed U تشدید یافتن
tense U تشدید یافتن
outspread U گسترش یافتن
scant U تخفیف یافتن
shrinks U کاهش یافتن
achieving U دست یافتن
end U خاتمه یافتن
circumfuse U گسترش یافتن
ended U خاتمه یافتن
to peter out U نقصان یافتن
center U تمرکز یافتن
ends U خاتمه یافتن
bunchout U برامدگی یافتن
break out U شیوع یافتن
tensing U تشدید یافتن
shrink U کاهش یافتن
acceded U دست یافتن
decreases U کاهش یافتن
decreases U نقصان یافتن
look oneself again U بهبود یافتن
decreased U کاهش یافتن
decreased U نقصان یافتن
lay hands on something U چیزی را یافتن
decrease U کاهش یافتن
decrease U نقصان یافتن
overcome U غلبه یافتن
overcomes U غلبه یافتن
pick up health U بهبود یافتن
development U تکامل یافتن
acceded U راه یافتن
accedes U دست یافتن
accedes U راه یافتن
acceding U دست یافتن
acceding U راه یافتن
outreach U برتری یافتن
take steps <idiom> U آمادگی یافتن
misalign U تغییر یافتن
up and about <idiom> بهبود یافتن
meliorate U بهبود یافتن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com