English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lock out U بسته شدن کارخانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
packets U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet U بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging U ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window U پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap U بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet U بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
production U ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions U ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
slated items U مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
shopped U کارخانه
shop U کارخانه
worked U کارخانه
factories U کارخانه
work U کارخانه
factory-spun U نخ کارخانه ای
coopery U کارخانه
workhouses U کارخانه
house work U کارخانه
shops U کارخانه
factory U کارخانه
works U کارخانه
workhouse U کارخانه
manufactory U کارخانه
workplaces U کارخانه
workplace U کارخانه
plants U کارخانه
plant U کارخانه
gasworks U کارخانه گاز
smeltery U کارخانه گدازگری
out <adv.> U بیرون از کارخانه
smelting plant U کارخانه ذوب
He is running ( runs ) the factory . U او کارخانه را می گرداند
works inspector U بازرس کارخانه
works superintendent U مدیر کارخانه
plants U نبات کارخانه
spinning U کارخانه نخریسی
pilot plant U کارخانه نمونه
packingplant U کارخانه کنسروسازی
siren U سوت کارخانه
plant U نبات کارخانه
industrialist U کارخانه دار
industrialists U کارخانه دار
plant construction U ساختمان کارخانه
manufacturing U کارخانه دار
plant mixing U اختلاط در کارخانه
plant mixing U امیختن در کارخانه
breweries U کارخانه ابجوسازی
brewery U کارخانه ابجوسازی
power house U کارخانه برق
power station U کارخانه برق
power stations U کارخانه برق
shed U کارخانه سرپوشیده
sirenic U سوت کارخانه
sirens U سوت کارخانه
sheds U کارخانه سرپوشیده
shedding U کارخانه سرپوشیده
studio U کارگاه کارخانه
studios U کارگاه کارخانه
factory chimney U دودکش کارخانه
cotton factory U کارخانه نخ ریسی
copper smelting plant U کارخانه ذوب مس
ice plant U کارخانه یخ ساز
cut back U تعطیل کارخانه
chimney stalk U دودکش کارخانه
cast steel plant U کارخانه فولادریزی
spinning factory U کارخانه نخ ریسی
cotton mill U کارخانه نخ ریسی
mill U کارخانه نورد
mills U کارخانه نورد
ex mill U تحویل در کارخانه
ex factory U تحویل در کارخانه
electric plant U کارخانه برق
installation U کارخانه نصب
installations U کارخانه نصب
fulling mill U کارخانه قصاری
gas works U کارخانه گاز
generating plant U کارخانه برق
generating station U کارخانه برق
car factory U کارخانه خودروسازی
manufaturer U صاحب کارخانه
manufactoring plant U کارخانه تولیدی
manufacturer U صاحب کارخانه
cement plant U کارخانه سیمان
packinghouse U کارخانه کنسروسازی
bookbindery U کارخانه صحافی
lock out U تعطیل کارخانه
manufacturers U صاحب کارخانه
cotton spinner U صاحب کارخانه نخ ریسی
shipyard U کارخانه کشتی سازی
powder mill U کارخانه باروت سازی
shipyards U کارخانه کشتی سازی
creamery U کارخانه کره گیری
saw mill U کارخانه اره کشی
dockyard U کارخانه کشتی سازی
printworks U کارخانه چیت بافی
salt works U کارخانه نمک سازی
dockyards U کارخانه کشتی سازی
glassworks U کارخانه شیشه گری
ropewalk U کارخانه طناب سازی
ship yard U کارخانه کشتی سازی
energy plant U کارخانه تولید نیرو
fielded U خارج اداره یا کارخانه
fields U خارج اداره یا کارخانه
plant U محل کارخانه یا کارگاه
plants U ماشین الات کارخانه
mills U کارخانه اسیاب کردن
plants U محل کارخانه یا کارگاه
wirework U کارخانه سیم سازی
engineering works U کارخانه ماشین سازی
dye works U کارخانه رنگ سازی
tinwork U کارخانه قلع کاری
tin smelting plant U کارخانه ذوب قلع
smeltery U کارخانه ذوب فلزات
mill U کارخانه اسیاب کردن
gas works U کارخانه تولید گاز
gas works tar U قطران کارخانه گاز
plant U ماشین الات کارخانه
pottery factory U کارخانه چینی سازی
firmer U کارخانه موسسه بازرگانی
concreting plant U کارخانه بتن سازی
firmest U کارخانه موسسه بازرگانی
concrete plant U کارخانه بتن سازی
field U خارج اداره یا کارخانه
computer integrated manufactureing U کارخانه کاملا" اتوماتیک
shopped U کارخانه خرید کردن
shop U کارخانه خرید کردن
iron foundry U کارخانه ذوب اهن
firms U کارخانه موسسه بازرگانی
contractor plant U کارخانه پیمان کار
stonework U کارخانه سنگ بری
ashery U کارخانه نمک قلیاسازی
nailery U کارخانه میخ سازی
metallurgical plant U کارخانه ذوب اهن
shops U کارخانه خرید کردن
foundries U کارخانه گداز فلز
foundries U کارخانه ذوب فلز
foundry U کارخانه گداز فلز
foundry U کارخانه ذوب فلز
lead works U کارخانه سرب گدازی
cotton-mills U کارخانه ریسندگی پنبه ای
firm U کارخانه موسسه بازرگانی
coking plant U کارخانه ذغال سازی
sawmill U کارخانه چوب بری والوارسازی
sawmills U کارخانه چوب بری والوارسازی
grindery U کارخانه تیزکنی افزارکفش دوزی
factory team U تیم کارخانه اتومبیل سازی
distillery U کارخانه یا محل تقطیر رسومات
distilleries U کارخانه یا محل تقطیر رسومات
sheet roller U کارخانه نورد ورق فلزی
computer aided factory management U مدیریت کارخانه با استفاده ازکامپیوتر
dairy farm U مزرعه یا کارخانه لبنیات سازی
saltern U کارخانه یا معدن استخراج نمک
installs U قرار دادن ماشین در شرکت یا کارخانه
installing U قرار دادن ماشین در شرکت یا کارخانه
power plant U کارخانه برق نیروی محرکه هواپیماواتومبیل
install U قرار دادن ماشین در شرکت یا کارخانه
rolling mill U کارخانه تولید ورق اهن وفولاد
power plants U کارخانه برق نیروی محرکه هواپیماواتومبیل
laboratorial U ازمایشگاهی مربوط به کارخانه شیمیائی یاداروسازی
to put something into operation U دستگاهی [کارخانه ای] را راه انداختن [مهندسی]
Its no joke running a factory . U اداره کردن یک کارخانه شوخی نیست
to start up something U دستگاهی [کارخانه ای] را راه انداختن [مهندسی]
blueprints U تجدید ساختمان اتومبیل طبق مشخصات کارخانه
blueprint U تجدید ساختمان اتومبیل طبق مشخصات کارخانه
cost in use U هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
rolling mill U ماشین غلتک دار کارخانه شیشه جام
d , top concept U تدابیر مخصوص رساندن اماداز کارخانه یا سکو تا خط جبهه
feed stock U مواد اولیه که جهت تولید به کارخانه وارد میشود
default setting U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default value U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
set value U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default U تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
finery U زر و زیور جامه پر زرق و برق کارخانه تصفیه فلزات
equipment U وسایل مورد نیاز برای کار در یک کارخانه یا شرکت
preprogrammed U که در کارخانه برنامه ریزی شده است تا تابعی را انجام دهد
shipyard U کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
shipyards U کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
downtime U مدتی که کارخانه کار نمیکند مدت استراحت ماشین وکارخانه درشبانه روز
assembly U کارخانهای که واحدهای آن از قط عاتی از کارخانه هایی دیگر و در کنار هم جمع شده اند
technical observer U بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
marketing U بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
stacked U بسته
parcels U بسته
packed بسته ای
ice bound U یخ بسته
parcel U بسته
bundling U بسته
bundles U بسته
corked U بسته
shut U بسته
kit U بسته
stacks U بسته
solid U بسته
solids U بسته
pent U بسته
fronted U صف بسته
bunged up U بسته
packet U بسته
imperforate U بسته
closed U بسته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com