English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 281 (44 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gross U بزرگ کردن
grossed U بزرگ کردن
grosser U بزرگ کردن
grosses U بزرگ کردن
grossest U بزرگ کردن
grossing U بزرگ کردن
enlarge U بزرگ کردن
enlarged U بزرگ کردن
enlarges U بزرگ کردن
enlarging U بزرگ کردن
magnified U بزرگ کردن
magnifies U بزرگ کردن
magnify U بزرگ کردن
magnifying U بزرگ کردن
dilate U بزرگ کردن
dilates U بزرگ کردن
dilating U بزرگ کردن
maximised U بزرگ کردن
maximises U بزرگ کردن
maximising U بزرگ کردن
maximize U بزرگ کردن
maximized U بزرگ کردن
maximizes U بزرگ کردن
maximizing U بزرگ کردن
distend U بزرگ کردن
distending U بزرگ کردن
distends U بزرگ کردن
heave U بزرگ کردن
heaved U بزرگ کردن
zoom U بزرگ کردن
zoomed U بزرگ کردن
zooms U بزرگ کردن
aggrandise U بزرگ کردن
aggrandize U بزرگ کردن
largen U بزرگ کردن
largen vi U بزرگ کردن
bring up <idiom> U بزرگ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
slice U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices U ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
scale U کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
nurture U غذا بزرگ کردن
nurtured U غذا بزرگ کردن
nurtures U غذا بزرگ کردن
nurturing U غذا بزرگ کردن
aggrandizement U عمل بزرگ کردن
fill U اجرا کردن بزرگ شدن
fills U اجرا کردن بزرگ شدن
zooming U بزرگ کردن یک ناحیه از متن یا گرافیک
zooming U بزرگ و کوچک کردن تصویر
amplified U بزرگ کردن مفصل کردن
amplifies U بزرگ کردن مفصل کردن
amplify U بزرگ کردن مفصل کردن
amplifying U بزرگ کردن مفصل کردن
magnified U زیر ذربین بزرگ کردن
magnifies U زیر ذربین بزرگ کردن
magnify U زیر ذربین بزرگ کردن
magnifying U زیر ذربین بزرگ کردن
grandmother U مثل مادر بزرگ رفتار کردن
grandmothers U مثل مادر بزرگ رفتار کردن
loom U بزرگ جلوه کردن رفعت
loomed U بزرگ جلوه کردن رفعت
looming U بزرگ جلوه کردن رفعت
looms U بزرگ جلوه کردن رفعت
port U بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
lattice U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
lattices U خطوط شبکه بندی ثابت مخصوص بزرگ کردن نقشه
justification U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
justifications U مرتب کردن خط وط با یک پهنای مشخص و قط ع کردن کلمات بزرگ در انتهای خط
zoom U بزرگ کردن یک ناحیه از متن
zoomed U بزرگ کردن یک ناحیه از متن
zooms U بزرگ کردن یک ناحیه از متن
aggrantizement U عمل بزرگ کردن
bottoming reamer U وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
conformal projection U نوعی سیستم تهیه نقشه بزرگ کردن یکنواخت نقشه
fat bits U بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
hyperbolize U بدرجه اغراق امیزی بزرگ کردن
processor U ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
projection print U روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
ratioing U کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی
to give prominence to U بزرگ کردن برجسته کردن
room-sized rug U فرش های ایرانی [فرش های درباری] [بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
Other Matches
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
walloping U بزرگ
stour U بزرگ
doyennes U زن بزرگ
decuman U بزرگ
spankings U بزرگ
swingeing U بزرگ
spanking U بزرگ
long ton U تن بزرگ
wallopings U بزرگ
macrocephalic U بزرگ سر
magacephalic U بزرگ سر
bandog U سگ بزرگ
doyenne U زن بزرگ
greatest U بزرگ
majestic U بزرگ
vasty U بزرگ
grossing U بزرگ
egregious U بزرگ
nonus U بزرگ
massive U بزرگ
extensive U بزرگ
massively U بزرگ
headman U بزرگ
headmen U بزرگ
canis majoris U سگ بزرگ
majuscular U بزرگ
considerably large U بس بزرگ
majuscule U بزرگ
megapod U بزرگ پا
biggest U بزرگ
bigger U بزرگ
big U بزرگ
gravest U بزرگ
graves U بزرگ
grave U بزرگ
canis major U سگ بزرگ
smaller U بزرگ نه
macro U بزرگ
bulky U بزرگ
major U بزرگ
bulkiest U بزرگ
gate U در بزرگ
gates U در بزرگ
majored U بزرگ
majoring U بزرگ
swith U بزرگ
bulkier U بزرگ
enormous U بزرگ
mightiest U بزرگ
immane U بزرگ
mighty U بزرگ
voluminous U بزرگ
great U بزرگ
largest U بزرگ
great- U بزرگ
small U بزرگ نه
king size U بزرگ
grossest U بزرگ
smallest U بزرگ نه
extras U بزرگ
grosses U بزرگ
dignified U بزرگ
paternal grandmother U نه نه بزرگ
larger U بزرگ
adults U بزرگ
gross U بزرگ
grossed U بزرگ
large U بزرگ
extra U بزرگ
grosser U بزرگ
extra- U بزرگ
jumbos U بزرگ
highest U بزرگ
propylon U در بزرگ
eminent U بزرگ
high U بزرگ
highs U بزرگ
large sized a U بزرگ
of a large size U بزرگ
large sized U بزرگ
full bottomed U بزرگ
vast U بزرگ
mightier U بزرگ
jumbo U بزرگ
adult U بزرگ
hugeous U بزرگ
ursae majoris U خرس بزرگ
the powers U دولتهای بزرگ
bonefire U اتش بزرگ
billow U موج بزرگ اب
medallion U مدال بزرگ
magnifications U بزرگ نمایی
billowed U موج بزرگ اب
the supreme U خدای بزرگ
big bang U انفجار بزرگ
ursa major U خرس بزرگ
big league U لیگ بزرگ
tun U بشکه بزرگ
hauteur U بزرگ منشی
billowing U موج بزرگ اب
paterfamilias U بزرگ خانواده
medallions U مدال بزرگ
august U بزرگ جاه
magnification U بزرگ نمایی
billows U موج بزرگ اب
archbshop U اسقف بزرگ
archangel U فرشتهء بزرگ
antrum U غار بزرگ
to fil out U بزرگ شدن
arch enemy U دشمن بزرگ
arch fiend U دیو بزرگ
to grow old U بزرگ شدن
cavern U غار بزرگ
to grow up U بزرگ شدن
archfiend U دیو بزرگ
archduchess U دوشس بزرگ
numerous U بزرگ پرجمعیت
archduke U دوک بزرگ
grandmother U مادر بزرگ
avous U پدر بزرگ
caverns U غار بزرگ
aggrandise U بزرگ شدن
grow U بزرگ شدن
grows U بزرگ شدن
mausoleum U ارامگاه بزرگ
mausoleums U ارامگاه بزرگ
archpriest U کشیش بزرگ
bass fiddle U ویلن سل بزرگ
grandmothers U مادر بزرگ
bass drum U طبل بزرگ
equerries U اصطبل بزرگ
bulldogs U نوعی سگ بزرگ
equerry U اصطبل بزرگ
archenemy U دشمن بزرگ
bulldog U نوعی سگ بزرگ
grand father U پدر بزرگ
argosy U کشتی بزرگ
greaten U بزرگ شدن
paternal grandmother U مادر بزرگ
progenitor U پدر بزرگ
progenitors U پدر بزرگ
grandfather U پدر بزرگ
grandfathers U پدر بزرگ
particianship U بزرگ منشی
particianship U بزرگ زادگی
jack plane U رنده بزرگ
jeroboam U قدح بزرگ
pantoscopic U بزرگ نما
oxeye U چشم بزرگ
ox eye U چشم بزرگ
jumbo risks U خطرات بزرگ
kalong U شبکور بزرگ
large aircraft U هواپیمای بزرگ
large detail U جزء بزرگ
pigsticker U چاقوی بزرگ
outgrew U بزرگ تر شدن از
greenshank U یکجوریاوه بزرگ
griff fifi U فی فی بزرگ کوهنوردی
grow old U بزرگ شدن
grow up U بزرگ شدن
hassan primus U حسن بزرگ
carbuncles U دمل بزرگ
carbuncle U دمل بزرگ
high level signal U سیگنال بزرگ
high minded U بزرگ منش
high polymer U بسپار بزرگ
hosghead U چلیک بزرگ
megalocephalia U بزرگ سری
outgrows U بزرگ تر شدن از
outgrown U بزرگ تر شدن از
outgrowing U بزرگ تر شدن از
outgrow U بزرگ تر شدن از
large intestine U روده بزرگ
large ship U کشتی بزرگ
macrocyte U هاگدان بزرگ
macrography U بزرگ نگاری
magnifcation U بزرگ سازی
magnifier U بزرگ کننده
magnifier U بزرگ ساز
main frame U کامپیوتر بزرگ
major cycle U بزرگ چرخه
major cycle U چرخه بزرگ
major epilepsy U صرع بزرگ
major planets U سیارات بزرگ
minster U کلیسای بزرگ
mandola U ماندولین بزرگ
mandore U ماندولین بزرگ
grandiose U بزرگ نما
megalopolis U بزرگ شهر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com