Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
magnification
U
بزرگ نمایی
magnifications
U
بزرگ نمایی
grandiosity
U
بزرگ نمایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
magnification
U
بزرگ سازی درشت نمایی
magnifications
U
بزرگ سازی درشت نمایی
Other Matches
spectroscopic binary
U
دوتایی طیف نمایی دوتایی بیناب نمایی
My grandparents are six feet under.
<idiom>
U
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
U
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous
U
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
museum piece
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
fossil
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
big game
U
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
shabbiness
U
نخ نمایی
squalidity
U
بد نمایی
seediness
U
بد نمایی
bimodal
U
دو نمایی
effeminacy
U
زن نمایی
unimodal
U
یک نمایی
modals
U
نمایی
modal
U
نمایی
squalidness
U
بد نمایی
male protest
U
نر نمایی
exponential
U
نمایی
aberration
U
کج نمایی
characterization
U
منش نمایی
exhibitionism
U
عورت نمایی
stereoscopics
U
برجسته نمایی
verisimilitude
U
راست نمایی
boldfacing
U
درشت نمایی
spectroscopy
U
طیف نمایی
data display
U
داده نمایی
transparecy
U
پشت نمایی
transparence
U
پشت نمایی
death feigning
U
مرده نمایی
playing dead
U
مرده نمایی
dichroism
U
دو رنگ نمایی
foreshortening
U
کوته نمایی
grins
U
دندان نمایی
spectroscopy
U
بیناب نمایی
sightliness
U
خوش نمایی
prewetting
U
پیش تر نمایی
pretentiousness
U
خود نمایی
pearliness
U
مروارید نمایی
master stroke
U
هنر نمایی
transparencies
U
پشت نمایی
transparency
U
پشت نمایی
holographic image
U
نمایی از شی سه بعدی
illusionism
U
عمق نمایی
illusionism
U
سه بعد نمایی
masculine protest
U
نرینه نمایی
ostentation
U
خود نمایی
exponential rate
U
نرخ نمایی
puppydom
U
خود نمایی
showiness
U
خود نمایی
sanctimony
U
مقدس نمایی
exponent bias
U
پیشقدر نمایی
exponential curve
U
منحنی نمایی
exponential distribution
U
توزیع نمایی
exponential function
U
تابع نمایی
sanctimoniousness
U
مقدس نمایی
sanctified airs
U
مقدس نمایی
saber rattling
U
قدرت نمایی
puppyhood
U
خود نمایی
maculation
U
ملوث نمایی
grinning
U
دندان نمایی
grinned
U
دندان نمایی
likelihood
U
درست نمایی
tokenism
U
نمونه نمایی
magnifications
U
درشت نمایی
magnification
U
درشت نمایی
pleading
U
برهان نمایی
flare
U
خود نمایی
notoriety
U
انگشت نمایی
flares
U
خود نمایی
slow motion
U
کند نمایی
grin
U
دندان نمایی
exponential rate
U
اهنگ نمایی
so large
U
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam
U
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparents
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
characterised
U
منش نمایی کردن
characterizing
U
منش نمایی کردن
magnification factor
U
عامل درشت نمایی
masterstroke
U
هنر نمایی شاهکار
characterizes
U
منش نمایی کردن
characterized
U
منش نمایی کردن
direction indicator
U
دستگاه جهت نمایی
ebullioscopy constant
U
ثابت غلیان نمایی
characterize
U
منش نمایی کردن
characterising
U
منش نمایی کردن
prink
U
خود نمایی کردن
characterises
U
منش نمایی کردن
woolliness
U
پشم نمایی پرپشمی
circular dischroism
U
دو رنگ نمایی دورانی
to prank out oneself
U
خود نمایی کردن
parades
U
خود نمایی کردن
paraded
U
خود نمایی کردن
maximum liklihood
U
درست نمایی بیشینه
masterstrokes
U
هنر نمایی شاهکار
to cut a dash
U
خود نمایی کردن
parading
U
خود نمایی کردن
lateral magnifying power
U
درشت نمایی جانبی
parade
U
خود نمایی کردن
likelihood ratio
U
بهر درست نمایی
cray
U
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
powering
U
درشت نمایی قدرت دوربین
maximum likelihood method
U
روش حداکثر درست نمایی
time constant of an exponential quantity
U
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
powers
U
درشت نمایی قدرت دوربین
perspectives
U
عمق نمایی چشم انداز
perspective
U
عمق نمایی چشم انداز
floating point calculation
U
محاسبات اعداد نمایی یا علمی
powered
U
درشت نمایی قدرت دوربین
power
U
درشت نمایی قدرت دوربین
panchromatic emulsion
U
امولسیون تمام رنگ نمایی
pedantic
U
وابسته به عالم نمایی وفضل فروشی
resolution
U
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
resolutions
U
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
sandbar
U
جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
hypsographic map
U
نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
animation
U
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
animations
U
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
hypsometric diagram
U
طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
cheneau
U
[ناودان با نیم نمایی از قرنیز پیچ در پیچ]
eminent
U
بزرگ
large sized
U
بزرگ
biggest
U
بزرگ
gravest
U
بزرگ
large sized a
U
بزرگ
adult
U
بزرگ
graves
U
بزرگ
adults
U
بزرگ
king size
U
بزرگ
dignified
U
بزرگ
extensive
U
بزرگ
magacephalic
U
بزرگ سر
doyennes
U
زن بزرگ
doyenne
U
زن بزرگ
voluminous
U
بزرگ
macrocephalic
U
بزرگ سر
macro
U
بزرگ
long ton
U
تن بزرگ
bandog
U
سگ بزرگ
bulkier
U
بزرگ
bulkiest
U
بزرگ
bulky
U
بزرگ
immane
U
بزرگ
grave
U
بزرگ
gate
U
در بزرگ
canis majoris
U
سگ بزرگ
of a large size
U
بزرگ
gates
U
در بزرگ
considerably large
U
بس بزرگ
decuman
U
بزرگ
egregious
U
بزرگ
majestic
U
بزرگ
greatest
U
بزرگ
great-
U
بزرگ
full bottomed
U
بزرگ
canis major
U
سگ بزرگ
bigger
U
بزرگ
hugeous
U
بزرگ
big
U
بزرگ
mightier
U
بزرگ
mightiest
U
بزرگ
small
U
بزرگ نه
smaller
U
بزرگ نه
mighty
U
بزرگ
smallest
U
بزرگ نه
great
U
بزرگ
paternal grandmother
U
نه نه بزرگ
grossed
U
بزرگ
nonus
U
بزرگ
spanking
U
بزرگ
major
U
بزرگ
majored
U
بزرگ
megapod
U
بزرگ پا
majoring
U
بزرگ
highs
U
بزرگ
gross
U
بزرگ
swith
U
بزرگ
majuscular
U
بزرگ
spankings
U
بزرگ
highest
U
بزرگ
extras
U
بزرگ
extra-
U
بزرگ
extra
U
بزرگ
vast
U
بزرگ
grossing
U
بزرگ
grossest
U
بزرگ
stour
U
بزرگ
grosses
U
بزرگ
propylon
U
در بزرگ
grosser
U
بزرگ
high
U
بزرگ
vasty
U
بزرگ
massively
U
بزرگ
largest
U
بزرگ
enormous
U
بزرگ
massive
U
بزرگ
jumbo
U
بزرگ
jumbos
U
بزرگ
swingeing
U
بزرگ
headmen
U
بزرگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com