English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
paterfamilias U بزرگ خانواده
goodman U بزرگ خانواده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
albatross U یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
albatrosses U یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
Other Matches
rule the roost <idiom> U عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
My grandparents are six feet under. <idiom> U پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania U مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
fossil U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
museum piece U آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
big game U صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
macropterous U دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
so large U چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent U پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam U مادر بزرگ ننه بزرگ
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
families U خانواده
family U خانواده
household U خانواده
wife U خانواده
clan U خانواده
households U خانواده
clans U خانواده
menage U خانواده
gens U خانواده
ilk U خانواده
sheik U رئیس خانواده
type font U خانواده حروف
to maintain one's family U خانواده خود را
subfamily U خانواده فرعی
turnix U خانواده بلدرچین
the girls U دخترهای یک خانواده
turnicidae U خانواده بلدرچین
culex U خانواده پشه
sheiks U رئیس خانواده
schizogenic family U خانواده اسکیزوفرنی زا
mustelidea U خانواده سمور
motorola 000 family U خانواده موتورولا
member of a family U عضو خانواده
matronymic family U خانواده مادرنامی
patronymic family U خانواده پدرنامی
patriarchate U ریاست خانواده
penates U خدایان خانواده
lanthanide series U خانواده لانتانیدها
matriarchs U رئیسه خانواده
home visit U بازدید خانواده
matriarch U رئیسه خانواده
sheikhs U رئیس خانواده
sheikh U رئیس خانواده
zinnia U خانواده گل اهاری
patriarch U رئیس خانواده
accipitres U خانواده لاشخوران
actinide series U خانواده اکتینیدها
apiaceae U خانواده چتریان
arachnida U خانواده کارتنه
batrachia U خانواده غوکان
circuit family U خانواده مداری
citrus U خانواده مرکبات
clannishness U خانواده پرستی
clansman U عضو خانواده
family planning U تنظیم خانواده
patriarchs U رئیس خانواده
paterfamilias U سالار خانواده
strips U موسس خانواده
nuclear family U خانواده هستهای
nuclear families U خانواده هستهای
familial U مربوط به خانواده
broken homes U خانواده گسیخته
broken home U خانواده گسیخته
horseflesh U خانواده اسب
computer family U خانواده کامپیوتر
crustacean U خانواده خرچنگ
family expenditure U هزینه خانواده
family law U حقوق خانواده
family of computers U خانواده کامپیوترها
family structure U ساخت خانواده
family therapy U خانواده درمانی
royalty U از خانواده سلطنتی
royalties U از خانواده سلطنتی
font family U خانواده فونت
crustaceans U خانواده خرچنگ
family budget U بودجه خانواده
conjugal family U خانواده زن و شوهری
consanguine family U خانواده هم خون
cruciferae U خانواده چلیپاییان
crustacea U خانواده خرچنگ
crustaceous U خانواده خرچنگ
culicidae U خانواده پشه
ecomania U بیزاری از خانواده
extended family U خانواده گسترده
gas family U خانواده گاز
family doctor U پزشک خانواده
family doctors U پزشک خانواده
bring home the bacon <idiom> U نانآور خانواده
nation U خانواده طایفه
nations U خانواده طایفه
cycas U گیاه از خانواده سیکاس
family planning U برنامه ریزی خانواده
royalties U اعضای خانواده سلطنتی
family man U مرد خانواده - دوست
apiaceous U وابسته به خانواده چتریان
salicaceous U وابسته به خانواده بید
saltbush U خانواده گیاهان قازایاغی
family size U تعداد افراد خانواده
acarina U خانواده کرم جرب
acalephe U خانواده گزنه دریایی
ganoidei U خانواده سگ ماهی مینافلسان
wear the pants in a family <idiom> U رئیس خانواده بودن
royalty U اعضای خانواده سلطنتی
materfamilas U مادر خانواده کدبانو
cetaceous U وابسته به خانواده بال
to return to the fold [family] U به خانواده خود برگشتن
napoleonic U وابسته به خانواده ناپلئون
nabidae U خانواده کک و ساس و حشرات
born in the purpule U عضو خانواده سلطنتی
mangroves U خانواده شاه پسند
lobelia U خانواده گیاهان لوبلیا
family planning programs U برنامههای تنظیم خانواده
mangrove U خانواده شاه پسند
pyralidid U خانواده بزرگی ازپروانه ها
He left his family in Europe . U خانواده اش را دراروپ؟ گذاشت
patriarch U رئیس خانواده یا طایفه
lady beetle U سوسک خانواده Coccinellidae
family men U مرد خانواده - دوست
urticaceous U وابسته به خانواده گزنه
canine U وابسته به خانواده سگ سگ مانند
nabid U خانواده کک و ساس و حشرات
lady bird U سوسک خانواده Coccinellidae
viverrine U خانواده گربه زباد
patriarchs U رئیس خانواده یا طایفه
to provide for one's family U خوارباربرای خانواده خودتهیه کردن
A curse has been laid on the family . U خانواده لعنت شده یی است
tudor U خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
feverweed U دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
pteridophyta U گیاهان اوندی خانواده سرخس
pteridophyte U گیاهان اوندی خانواده سرخس
clannishly U مانند یک خانواده یاقبیله دراتحاد
plantagenet U خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
habit family hierarchy U سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
cimex U سرخک خانواده ساس وسرخک
crocodilian U وابسته به خانواده تمساح یانهنگ
convolvulaceous U وابسته به خانواده نیلوفرپیچ پیچکی
leguminous U وابسته به خانواده پروانه اسایان
styloipodium U ته خامه گیاهان خانواده هویج
stuart U خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
gadoid U وابسته به خانواده ماهی روغن
santalaceous U وابسته به تیره یا خانواده صندل
koala U کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
I am the bread winner of the family . U نان آور خانه ( خانواده ) هستم
gasteropod U حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
maccabees U خانواده میهن پرستان مکابی یهود
vestal U روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
Our grandmother wears the trousers ( breeches , pants ) in our family . U مادر بزرگمان مرد خانواده است
koalas U کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
sequoia U سرخ چوب که ازدختان خانواده کاج
ferula U خانواده انقوزه وشقاقل و رازیانه ومانندانها
aaron's beard U گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum
Generosity runs in the family. U سخاوت دراین خانواده ارثی است
He did it for the sake of his family . U محض خاطر خانواده اش این کاررا کرد
rushing U بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
he is a shame to his family U ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
lancastrian U در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
paulownia U جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
rushed U بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
one of the most respected families U یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
pocket borough U حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
rush U بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
There seems to be a jinx on that family. U به نظر می رسد که این خانواده جادو شده است.
fagaceous U وابسته به خانواده الش وزان وبلوط یاشاه بلوط
fleur de lis U گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys U گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
flower de luce U گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
rhythm method U روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
ling U ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
page of presence U لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
geometrid U خانواده پروانه یابندهای باریک بدن پروانههای هندسی
page of bonour U لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
knight marshal U کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
Main Street [American English] U کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
What does Main Street think of this policy? U بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
homestay U خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
casework U مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
transistors U معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
transistor U معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
ttl U خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
oxides U روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
tiny model U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
oxide U روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
kratom U [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
cetacean U وابسته به خانواده بال جانوری که ازخانواده بال باشد
Apple Macintosh computer U مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Apple Mac U مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
medium U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
mediums U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
vane pump U خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
compact U مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacting U مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacts U مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
compacted U مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
swingeing U بزرگ
bigger U بزرگ
biggest U بزرگ
bandog U سگ بزرگ
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com