English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
short return U برگشت کوتاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
back to battery U برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
blast U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge U نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
pantywaist U شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn U جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
short quard U سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
turnaround U برگشت
reversal U برگشت
turnarounds U برگشت
recurrenge U برگشت
revert U برگشت
turnrounds U برگشت
reverted U برگشت
refluence U برگشت
reverting U برگشت
recoils U برگشت
recoiling U برگشت
turnabouts U برگشت
recoiled U برگشت
recoil U برگشت
reverts U برگشت
turnabout U برگشت
reflux U برگشت
upturn U برگشت
drawbacks U برگشت
relapsing U برگشت
relapses U برگشت
relapsed U برگشت
relapse U برگشت
returns U برگشت
returning U برگشت
return U برگشت
recoveries U برگشت
recovery U برگشت
drawback U برگشت
recrvdescence U برگشت
regression U برگشت
recrudescence U برگشت
returned U برگشت
regression line U خط برگشت
back water U برگشت اب
d.c. restoration U برگشت دی سی
right of reversion U برگشت
retrogression U برگشت
capsizal U برگشت
retrocedence U برگشت
return line U خط برگشت
d.c. reinsertion U برگشت سی دی
reoccur U برگشت
retrocession U برگشت
regurgitation U برگشت
veer U برگشت
reversals U برگشت
veered U برگشت
veers U برگشت
tergiversation U برگشت
turnover U برگشت
return current U جریان برگشت
retrogress U پس رفتن برگشت
return flow U جریان برگشت
reapparition U برگشت عود
rematch U مسابقه برگشت
reversibility U برگشت پذیری
return pipe U لوله برگشت
retrocessive U برگشت کننده
turning points U نقطه برگشت
retrogressing U پس رفتن برگشت
retrogresses U پس رفتن برگشت
retrogressed U پس رفتن برگشت
retrocedent U برگشت کننده
reverses of fortune U برگشت روزگار
returnable U قابل برگشت
return wire U سیم برگشت
return conductor U سیم برگشت
back U درعقب برگشت
backs U درعقب برگشت
irreversible U برگشت ناپذیر
reverberations U برگشت امواج
reverberation U برگشت امواج
regression analysis U تحلیل برگشت
regression equation U معادله برگشت
reversible U برگشت پذیر
regression coefficient U ضریب برگشت
retrograde U برگشت دهنده
revocable U قابل برگشت
recurrence interval U زمان برگشت
return flight U پرواز برگشت
irrevocable U غیرقابل برگشت
return perion U زمان برگشت
return cargo U محموله برگشت
repercussion U انعکاس برگشت
rebounds U ضربه برگشت
rebounding U ضربه برگشت
rebounded U ضربه برگشت
irrevocably U بطور بی برگشت
rebound U ضربه برگشت
regression time U زمان برگشت
linear regression U برگشت خطی
turnaround documents U اسناد برگشت
turn around time U زمان برگشت
track return U مدار برگشت
backward reaction U واکنش برگشت
irreversibility U برگشت ناپذیری
irremeable U برگشت نا پذیر
irriversible U برگشت ناپذیر
nonlinear regression U برگشت غیرخطی
irrevocability U برگشت ناپذیری
reflector U برگشت دهنده
turnaround time U زمان برگشت
backspace U برگشت به عقب
back water curve U منحنی برگشت اب
turnaround form U شکل برگشت
armstand dive U بالانس برگشت
turnaround documents U مستندات برگشت
retrogressive U برگشت کننده
reflectors U برگشت دهنده
flashbacks U برگشت شعله
flashback U برگشت شعله
re U برگشت دادن
payback period U دوره برگشت
flyback pulse U پالس برگشت
regressive U برگشت کننده
turn U برگشت شناگر
turns U برگشت شناگر
image reversal U برگشت تصویر
grid return U سیم برگشت
ground return U برگشت زمینی
turning point U نقطه برگشت
re- U برگشت دادن
downward travel U ضربه برگشت
capital recovery factor U ضریب برگشت سرمایه
grid return U سیم برگشت شبکه
throw back U برگشت به خصال نیاکان
cycle time U زمان رفت و برگشت
introversion U برگشت بسوی درون
total reflux head U سر تقطیر برگشت کامل
irreversible steels U فولادهای برگشت ناپذیر
impedance feedback U پیوست برگشت امپدانس
inbound U برگشت توپ به زمین
return ticket U بلیط رفت و برگشت
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
irreversible reaction U واکنش برگشت ناپذیر
turnaround cycle U مدت رفت و برگشت
flip turn U برگشت انتهای استخر
reverts U برگشت به وضعیت طبیعی
regurgitation U برگشت خون استفراع
drawbacks U برگشت حقوق گمرکی
drawback U برگشت حقوق گمرکی
nonreimbursable U غیر قابل برگشت
lapsing U برگشت انحراف موقت
lapses U برگشت انحراف موقت
ratchet effect U اثر برگشت ناپذیر
lapse U برگشت انحراف موقت
payback period U دوره برگشت سرمایه
regressing U پس رفت کردن برگشت
regresses U پس رفت کردن برگشت
regressed U پس رفت کردن برگشت
regress U پس رفت کردن برگشت
He came back with his tail between his legs. U دست از پ؟ درازتر برگشت
revert U برگشت به وضعیت طبیعی
back stroke U ضربه برگشت پیستون
atavism U برگشت بخوی نیاکان
magnetic yoke U سیم برگشت مغناطیسی
deceleration U فرایند برگشت پذیر
microscopic reversibility U برگشت پذیری میکروسکوپی
day return U بلیط رفتو برگشت
reverberation U برگشت دادن امواج
reverberations U برگشت دادن امواج
reverting U برگشت به وضعیت طبیعی
reverted U برگشت به وضعیت طبیعی
plotter repeatability U قابلیت برگشت رسام
revocable letter of credit U اعتبار قابل برگشت
echoed U برگشت امواج رادار
regression U برگشت [به حالت کم توسعه]
trip U رفت یا برگشت فنر
tripped U رفت یا برگشت فنر
reversibility principle U اصل برگشت پذیری
echoes U برگشت امواج رادار
regress U برگشت [به حالت کم توسعه]
step backwards U برگشت [به حالت کم توسعه]
revocable credit U اعتبار قابل برگشت
trips U رفت یا برگشت فنر
echoing U برگشت امواج رادار
echo U برگشت امواج رادار
high inverse voltage rectifier U یکسوکننده با برگشت قوی
recoveries U برگشت به حالت اولیه
backstroke U برگشت عقب زنی
recovery U برگشت به حالت اولیه
renewable energy U انرژی برگشت پذیر
hurdle step U جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
courses U مسیر رفت و برگشت مسافت
round trips U سفر رفت و برگشت سفردوسره
reviews U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
round trip U سفر رفت و برگشت سفردوسره
loops U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
It was jolly decent of her to have returned. U خدا عمرش بده که برگشت
retrograde hand U عقربه برگشت دهنده [ساعت ...]
reviewed U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
looped U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com