English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nonlinear regression U برگشت غیرخطی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nonlinear U غیرخطی
nonliner motion U حرکت غیرخطی
quadratic programming U برنامه ریزی غیرخطی
phillips curve U شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
back to battery U برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
return line U خط برگشت
reversal U برگشت
drawbacks U برگشت
drawback U برگشت
recovery U برگشت
reversals U برگشت
tergiversation U برگشت
right of reversion U برگشت
retrogression U برگشت
retrocession U برگشت
retrocedence U برگشت
regression U برگشت
revert U برگشت
reverted U برگشت
reverting U برگشت
recrvdescence U برگشت
d.c. restoration U برگشت دی سی
d.c. reinsertion U برگشت سی دی
recurrenge U برگشت
refluence U برگشت
reflux U برگشت
capsizal U برگشت
regression line U خط برگشت
back water U برگشت اب
regurgitation U برگشت
reoccur U برگشت
upturn U برگشت
recoils U برگشت
recoiling U برگشت
recoiled U برگشت
recoil U برگشت
reverts U برگشت
recrudescence U برگشت
recoveries U برگشت
returning U برگشت
returned U برگشت
relapsed U برگشت
turnover U برگشت
relapses U برگشت
turnabout U برگشت
turnabouts U برگشت
returns U برگشت
relapse U برگشت
relapsing U برگشت
turnrounds U برگشت
veer U برگشت
veered U برگشت
veers U برگشت
turnaround U برگشت
turnarounds U برگشت
return U برگشت
return cargo U محموله برگشت
reflector U برگشت دهنده
return flight U پرواز برگشت
return conductor U سیم برگشت
re U برگشت دادن
return wire U سیم برگشت
irreversibility U برگشت ناپذیری
return current U جریان برگشت
return flow U جریان برگشت
irrevocably U بطور بی برگشت
reflectors U برگشت دهنده
retrogressive U برگشت کننده
recurrence interval U زمان برگشت
flyback pulse U پالس برگشت
grid return U سیم برگشت
reapparition U برگشت عود
ground return U برگشت زمینی
image reversal U برگشت تصویر
payback period U دوره برگشت
irremeable U برگشت نا پذیر
irrevocability U برگشت ناپذیری
linear regression U برگشت خطی
downward travel U ضربه برگشت
return perion U زمان برگشت
regression analysis U تحلیل برگشت
repercussion U انعکاس برگشت
armstand dive U بالانس برگشت
rematch U مسابقه برگشت
regression time U زمان برگشت
back water curve U منحنی برگشت اب
regression equation U معادله برگشت
backspace U برگشت به عقب
backward reaction U واکنش برگشت
regression coefficient U ضریب برگشت
irriversible U برگشت ناپذیر
turnaround form U شکل برگشت
irreversible U برگشت ناپذیر
reversible U برگشت پذیر
reverberation U برگشت امواج
short return U برگشت کوتاه
reverberations U برگشت امواج
revocable U قابل برگشت
backs U درعقب برگشت
back U درعقب برگشت
turnaround documents U مستندات برگشت
turnaround documents U اسناد برگشت
turn around time U زمان برگشت
track return U مدار برگشت
rebound U ضربه برگشت
turnaround time U زمان برگشت
rebounded U ضربه برگشت
rebounding U ضربه برگشت
rebounds U ضربه برگشت
retrograde U برگشت دهنده
irrevocable U غیرقابل برگشت
reversibility U برگشت پذیری
flashback U برگشت شعله
reverses of fortune U برگشت روزگار
retrocessive U برگشت کننده
regressive U برگشت کننده
retrocedent U برگشت کننده
returnable U قابل برگشت
flashbacks U برگشت شعله
turns U برگشت شناگر
retrogressing U پس رفتن برگشت
turn U برگشت شناگر
re- U برگشت دادن
retrogress U پس رفتن برگشت
turning point U نقطه برگشت
retrogresses U پس رفتن برگشت
turning points U نقطه برگشت
return pipe U لوله برگشت
retrogressed U پس رفتن برگشت
ratchet effect U اثر برگشت ناپذیر
step backwards U برگشت [به حالت کم توسعه]
total reflux head U سر تقطیر برگشت کامل
turnaround cycle U مدت رفت و برگشت
plotter repeatability U قابلیت برگشت رسام
regress U برگشت [به حالت کم توسعه]
nonreimbursable U غیر قابل برگشت
payback period U دوره برگشت سرمایه
microscopic reversibility U برگشت پذیری میکروسکوپی
throw back U برگشت به خصال نیاکان
renewable energy U انرژی برگشت پذیر
revocable credit U اعتبار قابل برگشت
revocable letter of credit U اعتبار قابل برگشت
return ticket U بلیط رفت و برگشت
day return U بلیط رفتو برگشت
reversibility principle U اصل برگشت پذیری
He came back with his tail between his legs. U دست از پ؟ درازتر برگشت
regression U برگشت [به حالت کم توسعه]
regurgitation U برگشت خون استفراع
lapse U برگشت انحراف موقت
atavism U برگشت بخوی نیاکان
back stroke U ضربه برگشت پیستون
reverberations U برگشت دادن امواج
capital recovery factor U ضریب برگشت سرمایه
magnetic yoke U سیم برگشت مغناطیسی
cycle time U زمان رفت و برگشت
echoing U برگشت امواج رادار
echoes U برگشت امواج رادار
echoed U برگشت امواج رادار
reverberation U برگشت دادن امواج
regress U پس رفت کردن برگشت
deceleration U فرایند برگشت پذیر
lapsing U برگشت انحراف موقت
regressing U پس رفت کردن برگشت
regresses U پس رفت کردن برگشت
drawback U برگشت حقوق گمرکی
drawbacks U برگشت حقوق گمرکی
regressed U پس رفت کردن برگشت
reverted U برگشت به وضعیت طبیعی
reverting U برگشت به وضعیت طبیعی
reverts U برگشت به وضعیت طبیعی
flip turn U برگشت انتهای استخر
grid return U سیم برگشت شبکه
high inverse voltage rectifier U یکسوکننده با برگشت قوی
backstroke U برگشت عقب زنی
irreversible steels U فولادهای برگشت ناپذیر
lapses U برگشت انحراف موقت
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
irreversible reaction U واکنش برگشت ناپذیر
revert U برگشت به وضعیت طبیعی
trips U رفت یا برگشت فنر
tripped U رفت یا برگشت فنر
trip U رفت یا برگشت فنر
introversion U برگشت بسوی درون
recoveries U برگشت به حالت اولیه
impedance feedback U پیوست برگشت امپدانس
echo U برگشت امواج رادار
inbound U برگشت توپ به زمین
recovery U برگشت به حالت اولیه
reviewed U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
round trips U سفر رفت و برگشت سفردوسره
review U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
course U مسیر رفت و برگشت مسافت
step jump U پرش و برگشت روی همان پا
loop U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
It was jolly decent of her to have returned. U خدا عمرش بده که برگشت
looped U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
courses U مسیر رفت و برگشت مسافت
reviews U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewing U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
coursed U مسیر رفت و برگشت مسافت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com