English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
re U برگشت دادن
re- U برگشت دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
reverberation U برگشت دادن امواج
reverberations U برگشت دادن امواج
check side U پیچ دادن به گوی برای برگشت به عقب
Other Matches
back to battery U برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
return line U خط برگشت
recoiling U برگشت
recoiled U برگشت
recoil U برگشت
reverts U برگشت
reoccur U برگشت
upturn U برگشت
retrocedence U برگشت
retrocession U برگشت
right of reversion U برگشت
turnover U برگشت
capsizal U برگشت
drawbacks U برگشت
relapse U برگشت
reverted U برگشت
recrvdescence U برگشت
retrogression U برگشت
recrudescence U برگشت
recovery U برگشت
revert U برگشت
regression U برگشت
recoveries U برگشت
relapsing U برگشت
reverting U برگشت
relapsed U برگشت
drawback U برگشت
regurgitation U برگشت
regression line U خط برگشت
relapses U برگشت
reflux U برگشت
recurrenge U برگشت
returning U برگشت
turnabout U برگشت
return U برگشت
turnaround U برگشت
veer U برگشت
returned U برگشت
turnabouts U برگشت
recoils U برگشت
veered U برگشت
refluence U برگشت
turnrounds U برگشت
veers U برگشت
reversals U برگشت
turnarounds U برگشت
tergiversation U برگشت
back water U برگشت اب
reversal U برگشت
d.c. reinsertion U برگشت سی دی
returns U برگشت
d.c. restoration U برگشت دی سی
turnaround documents U مستندات برگشت
regression equation U معادله برگشت
regression time U زمان برگشت
turnaround documents U اسناد برگشت
retrograde U برگشت دهنده
retrogress U پس رفتن برگشت
regression coefficient U ضریب برگشت
reapparition U برگشت عود
flyback pulse U پالس برگشت
back water curve U منحنی برگشت اب
backspace U برگشت به عقب
backward reaction U واکنش برگشت
track return U مدار برگشت
return perion U زمان برگشت
turn around time U زمان برگشت
recurrence interval U زمان برگشت
regression analysis U تحلیل برگشت
armstand dive U بالانس برگشت
rematch U مسابقه برگشت
reversibility U برگشت پذیری
revocable U قابل برگشت
irrevocably U بطور بی برگشت
irrevocable U غیرقابل برگشت
short return U برگشت کوتاه
turning points U نقطه برگشت
turning point U نقطه برگشت
reflector U برگشت دهنده
reflectors U برگشت دهنده
retrogressive U برگشت کننده
return flight U پرواز برگشت
reverberations U برگشت امواج
reverses of fortune U برگشت روزگار
retrocessive U برگشت کننده
repercussion U انعکاس برگشت
return cargo U محموله برگشت
return conductor U سیم برگشت
return wire U سیم برگشت
return current U جریان برگشت
turnaround form U شکل برگشت
return flow U جریان برگشت
reverberation U برگشت امواج
turnaround time U زمان برگشت
rebound U ضربه برگشت
return pipe U لوله برگشت
returnable U قابل برگشت
reversible U برگشت پذیر
retrocedent U برگشت کننده
downward travel U ضربه برگشت
nonlinear regression U برگشت غیرخطی
rebounded U ضربه برگشت
flashback U برگشت شعله
ground return U برگشت زمینی
regressive U برگشت کننده
backs U درعقب برگشت
linear regression U برگشت خطی
rebounding U ضربه برگشت
retrogressed U پس رفتن برگشت
irreversibility U برگشت ناپذیری
irreversible U برگشت ناپذیر
irremeable U برگشت نا پذیر
grid return U سیم برگشت
rebounds U ضربه برگشت
flashbacks U برگشت شعله
irriversible U برگشت ناپذیر
image reversal U برگشت تصویر
turns U برگشت شناگر
irrevocability U برگشت ناپذیری
turn U برگشت شناگر
retrogresses U پس رفتن برگشت
payback period U دوره برگشت
back U درعقب برگشت
retrogressing U پس رفتن برگشت
revocable credit U اعتبار قابل برگشت
revocable letter of credit U اعتبار قابل برگشت
regressing U پس رفت کردن برگشت
reversibility principle U اصل برگشت پذیری
regress U پس رفت کردن برگشت
deceleration U فرایند برگشت پذیر
microscopic reversibility U برگشت پذیری میکروسکوپی
grid return U سیم برگشت شبکه
introversion U برگشت بسوی درون
high inverse voltage rectifier U یکسوکننده با برگشت قوی
capital recovery factor U ضریب برگشت سرمایه
trips U رفت یا برگشت فنر
regresses U پس رفت کردن برگشت
lapse U برگشت انحراف موقت
trip U رفت یا برگشت فنر
irreversible steels U فولادهای برگشت ناپذیر
He came back with his tail between his legs. U دست از پ؟ درازتر برگشت
lapsing U برگشت انحراف موقت
cycle time U زمان رفت و برگشت
irreversible reaction U واکنش برگشت ناپذیر
regressed U پس رفت کردن برگشت
day return U بلیط رفتو برگشت
throw back U برگشت به خصال نیاکان
lapses U برگشت انحراف موقت
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
return ticket U بلیط رفت و برگشت
tripped U رفت یا برگشت فنر
magnetic yoke U سیم برگشت مغناطیسی
nonreimbursable U غیر قابل برگشت
revert U برگشت به وضعیت طبیعی
regurgitation U برگشت خون استفراع
backstroke U برگشت عقب زنی
impedance feedback U پیوست برگشت امپدانس
renewable energy U انرژی برگشت پذیر
total reflux head U سر تقطیر برگشت کامل
payback period U دوره برگشت سرمایه
echoed U برگشت امواج رادار
echo U برگشت امواج رادار
plotter repeatability U قابلیت برگشت رسام
reverted U برگشت به وضعیت طبیعی
back stroke U ضربه برگشت پیستون
atavism U برگشت بخوی نیاکان
ratchet effect U اثر برگشت ناپذیر
recoveries U برگشت به حالت اولیه
recovery U برگشت به حالت اولیه
echoes U برگشت امواج رادار
inbound U برگشت توپ به زمین
reverts U برگشت به وضعیت طبیعی
regression U برگشت [به حالت کم توسعه]
flip turn U برگشت انتهای استخر
regress U برگشت [به حالت کم توسعه]
reverting U برگشت به وضعیت طبیعی
echoing U برگشت امواج رادار
drawbacks U برگشت حقوق گمرکی
turnaround cycle U مدت رفت و برگشت
drawback U برگشت حقوق گمرکی
step backwards U برگشت [به حالت کم توسعه]
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
confirmed irrevocable letter to credit U اعتبار غیرقابل برگشت تاییدشده
loop U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
It was jolly decent of her to have returned. U خدا عمرش بده که برگشت
round trip U سفر رفت و برگشت سفردوسره
irrevocable letter of credit U اعتبار اسنادی غیرقابل برگشت
round trips U سفر رفت و برگشت سفردوسره
loops U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
course U مسیر رفت و برگشت مسافت
coursed U مسیر رفت و برگشت مسافت
looped U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
courses U مسیر رفت و برگشت مسافت
inductive feedback U پیوست برگشت وارونه القائی
irremeable U بطور غیر قابل برگشت
retrograde hand U عقربه برگشت دهنده [ساعت ...]
reviewed U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
reviewing U مشاهده مجدد یا برگشت و بررسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com