English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
atavism U برگشت بخوی نیاکان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
throw back U برگشت به خصال نیاکان
buoy shackle U بخوی بویه
anchor shackle U بخوی لنگر
lugless joining shackle U بخوی زنجیر
joining shackle U بخوی زنجیر
joggle shackle U بخوی خمیده
primogenitor U نیاکان
our first parents adam and eva U نیاکان
atavism U شباهت به نیاکان
atavistic U وابسته به نیاکان
atavism U نیاکان گرایی
atavistic U شباهت به نیاکان
primogenitors U نیاکان پیشین
parentalia U جشن سالیانه بافتخار نیاکان و مردگان
back to battery U برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
to run into a bad practice U گرفتار کار زشتی شدن بخوی بدی دچار شدن
reverting U برگشت
revert U برگشت
reverted U برگشت
turnabouts U برگشت
reverts U برگشت
recoil U برگشت
recoiled U برگشت
recoiling U برگشت
reversals U برگشت
reversal U برگشت
regression U برگشت
drawback U برگشت
drawbacks U برگشت
recoils U برگشت
upturn U برگشت
turnabout U برگشت
return line U خط برگشت
reoccur U برگشت
right of reversion U برگشت
regression line U خط برگشت
reflux U برگشت
recrudescence U برگشت
recrvdescence U برگشت
recurrenge U برگشت
retrocedence U برگشت
regurgitation U برگشت
tergiversation U برگشت
back water U برگشت اب
retrogression U برگشت
capsizal U برگشت
retrocession U برگشت
d.c. reinsertion U برگشت سی دی
d.c. restoration U برگشت دی سی
refluence U برگشت
relapses U برگشت
returning U برگشت
returned U برگشت
recovery U برگشت
turnover U برگشت
veer U برگشت
return U برگشت
veers U برگشت
veered U برگشت
recoveries U برگشت
turnrounds U برگشت
turnarounds U برگشت
turnaround U برگشت
returns U برگشت
relapsing U برگشت
relapse U برگشت
relapsed U برگشت
backspace U برگشت به عقب
repercussion U انعکاس برگشت
retrogressive U برگشت کننده
backward reaction U واکنش برگشت
track return U مدار برگشت
back water curve U منحنی برگشت اب
retrocessive U برگشت کننده
armstand dive U بالانس برگشت
return pipe U لوله برگشت
returnable U قابل برگشت
retrocedent U برگشت کننده
payback period U دوره برگشت
turns U برگشت شناگر
return flow U جریان برگشت
turn U برگشت شناگر
regression time U زمان برگشت
regression equation U معادله برگشت
regression coefficient U ضریب برگشت
regression analysis U تحلیل برگشت
return perion U زمان برگشت
irremeable U برگشت نا پذیر
irreversibility U برگشت ناپذیری
reapparition U برگشت عود
irrevocability U برگشت ناپذیری
irriversible U برگشت ناپذیر
re U برگشت دادن
linear regression U برگشت خطی
image reversal U برگشت تصویر
ground return U برگشت زمینی
return current U جریان برگشت
turning points U نقطه برگشت
return wire U سیم برگشت
return conductor U سیم برگشت
turning point U نقطه برگشت
re- U برگشت دادن
return cargo U محموله برگشت
downward travel U ضربه برگشت
recurrence interval U زمان برگشت
rematch U مسابقه برگشت
flyback pulse U پالس برگشت
grid return U سیم برگشت
nonlinear regression U برگشت غیرخطی
reflectors U برگشت دهنده
backs U درعقب برگشت
rebounding U ضربه برگشت
retrogress U پس رفتن برگشت
retrogressed U پس رفتن برگشت
retrogresses U پس رفتن برگشت
retrogressing U پس رفتن برگشت
back U درعقب برگشت
regressive U برگشت کننده
rebounds U ضربه برگشت
irrevocable U غیرقابل برگشت
retrograde U برگشت دهنده
irreversible U برگشت ناپذیر
reversible U برگشت پذیر
reverberation U برگشت امواج
irrevocably U بطور بی برگشت
reverberations U برگشت امواج
return flight U پرواز برگشت
rebounded U ضربه برگشت
turnaround time U زمان برگشت
turn around time U زمان برگشت
turnaround documents U اسناد برگشت
revocable U قابل برگشت
turnaround documents U مستندات برگشت
turnaround form U شکل برگشت
flashback U برگشت شعله
short return U برگشت کوتاه
reflector U برگشت دهنده
flashbacks U برگشت شعله
rebound U ضربه برگشت
reverses of fortune U برگشت روزگار
reversibility U برگشت پذیری
step backwards U برگشت [به حالت کم توسعه]
plotter repeatability U قابلیت برگشت رسام
revocable credit U اعتبار قابل برگشت
microscopic reversibility U برگشت پذیری میکروسکوپی
payback period U دوره برگشت سرمایه
regress U برگشت [به حالت کم توسعه]
nonreimbursable U غیر قابل برگشت
reversibility principle U اصل برگشت پذیری
ratchet effect U اثر برگشت ناپذیر
backstroke U برگشت عقب زنی
trip U رفت یا برگشت فنر
regression U برگشت [به حالت کم توسعه]
He came back with his tail between his legs. U دست از پ؟ درازتر برگشت
day return U بلیط رفتو برگشت
return ticket U بلیط رفت و برگشت
revocable letter of credit U اعتبار قابل برگشت
regurgitation U برگشت خون استفراع
tripped U رفت یا برگشت فنر
turnaround cycle U مدت رفت و برگشت
trips U رفت یا برگشت فنر
renewable energy U انرژی برگشت پذیر
drawbacks U برگشت حقوق گمرکی
lapses U برگشت انحراف موقت
capital recovery factor U ضریب برگشت سرمایه
lapse U برگشت انحراف موقت
cycle time U زمان رفت و برگشت
lapsing U برگشت انحراف موقت
flip turn U برگشت انتهای استخر
grid return U سیم برگشت شبکه
high inverse voltage rectifier U یکسوکننده با برگشت قوی
impedance feedback U پیوست برگشت امپدانس
inbound U برگشت توپ به زمین
back stroke U ضربه برگشت پیستون
regressing U پس رفت کردن برگشت
deceleration U فرایند برگشت پذیر
echoed U برگشت امواج رادار
echo U برگشت امواج رادار
echoing U برگشت امواج رادار
drawback U برگشت حقوق گمرکی
recovery U برگشت به حالت اولیه
revert U برگشت به وضعیت طبیعی
recoveries U برگشت به حالت اولیه
reverted U برگشت به وضعیت طبیعی
reverting U برگشت به وضعیت طبیعی
reverts U برگشت به وضعیت طبیعی
introversion U برگشت بسوی درون
regress U پس رفت کردن برگشت
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
reverberation U برگشت دادن امواج
reverberations U برگشت دادن امواج
total reflux head U سر تقطیر برگشت کامل
regresses U پس رفت کردن برگشت
irreversible reaction U واکنش برگشت ناپذیر
magnetic yoke U سیم برگشت مغناطیسی
irreversible steels U فولادهای برگشت ناپذیر
regressed U پس رفت کردن برگشت
echoes U برگشت امواج رادار
looped U چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
course U مسیر رفت و برگشت مسافت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com