Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
otherguess
U
بروش دیگر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
modernising
U
بروش امروزی دراوردن
modernises
U
بروش امروزی دراوردن
academicism
U
بطریق یا بروش اکادمی
modernize
U
بروش امروزی دراوردن
academism
U
بطریق یا بروش اکادمی
modernised
U
بروش امروزی دراوردن
modernized
U
بروش امروزی دراوردن
sedimentation analysis
U
تجزیه بروش ته نشینی
modernizing
U
بروش امروزی دراوردن
modernizes
U
بروش امروزی دراوردن
close controlled
U
رهگیری بروش کنترل نزدیک
impact registration
U
ثبت تیر بروش مرکز اصابت
chip
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips
U
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگری
[طور دیگر]
[جور دیگر]
conversions
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversion
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
references
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
U
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time
U
دفعه دیگر
[وقت دیگر]
tunnelling
U
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered
U
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shifts
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shift
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted
U
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
metafile
U
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say
U
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML
U
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment
U
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
of each other
<adv.>
U
از هم دیگر
of one another
<adv.>
U
از هم دیگر
else
U
دیگر
one an other
U
یک دیگر
secus
U
از دیگر سو
he is no more
U
او دیگر
alternatives
U
دیگر
from each other
<adv.>
U
از هم دیگر
alternatives
U
شق دیگر
furthered
U
دیگر
furthering
U
دیگر
furthers
U
دیگر
other
U
دیگر
others
U
دیگر
again
U
دیگر
next
U
دیگر
another
U
دیگر
anymore
U
دیگر
thence
U
دیگر
further
U
دیگر
no more
U
دیگر نه
alternative
U
دیگر
alternative
U
شق دیگر
from one another
<adv.>
U
از هم دیگر
what more do you want
U
دیگر چه می خواهید
somewhere else
U
یک جای دیگر
otherwise
<adv.>
U
طور دیگر
otherwise
U
طور دیگر
so muchthe worse
U
دیگر بدتر
otherwhere
U
در مکان دیگر
to wit
U
بعبارت دیگر
otherwhere
U
جای دیگر
otherwhence
U
از جای دیگر
otherness
U
چیز دیگر
otherguise
U
جور دیگر
otherguess
U
جور دیگر
otherguess
U
نوع دیگر
othergates
U
طور دیگر
othergates
U
جور دیگر
elsewhere
U
نقطه دیگر
elsewhere
U
بجای دیگر
elsewhere
U
درجای دیگر
t' other
U
بعدی دیگر
tother
U
بعدی دیگر
another
U
یکی دیگر
another
U
شخص دیگر
the other two
U
دوتای دیگر
scilicet
U
بعبارت دیگر
again
U
از طرف دیگر
otherworld
U
دنیای دیگر
otherwhile
U
وقت دیگر
otherwhile
U
گاه دیگر
to be no more
U
دیگر نبودن
shunt
U
به خط دیگر انداختن
shunted
U
به خط دیگر انداختن
withil
U
ازطرف دیگر
about-faces
U
سوی دیگر
about-face
U
جهت دیگر
about-face
U
سوی دیگر
about face
U
جهت دیگر
about face
U
سوی دیگر
never more
U
هرگز دیگر
In our other words.
U
بعبارت دیگر
my other books
U
کتابهای دیگر من
on one's coat-tails
<idiom>
U
همراه کس دیگر
It never occurred again.
دیگر رخ نداد.
in other words
<idiom>
U
به کلام دیگر
about-faces
U
جهت دیگر
nevermore
U
هرگز دیگر
nevermore
U
دیگر ابدا
shunts
U
به خط دیگر انداختن
other people
U
مردم دیگر
et al
U
و در جای دیگر
on the other part
U
از طرف دیگر
on the other hand
U
ازطرف دیگر
on the other hand
U
از سوی دیگر
on the opposite side
U
در انسوی دیگر
on more
U
بار دیگر
none other than
U
هیچکس دیگر جز
no more of that
U
بس است دیگر
next year
U
سال دیگر
variant
U
نوع دیگر
not any more
U
دیگر نه
[بیشتر نه]
apart from that
<adv.>
U
از سوی دیگر
no longer
U
نه دیگر
[زمانی]
apart from that
<adv.>
U
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
ازطرف دیگر
no more
U
دیگر ن
[فعل]
once
U
یکبار دیگر
by the same token
<adv.>
U
ازطرف دیگر
alternatively
<adv.>
U
ازطرف دیگر
no more
U
نه دیگر
[بیشتر]
in other words
<adv.>
U
به کلام دیگر
by the same token
<adv.>
U
از سوی دیگر
in other words
<adv.>
U
به عبارت دیگر
on the other hand
<adv.>
U
از سوی دیگر
on the other side
<adv.>
U
از سوی دیگر
otherwise
<adv.>
U
از سوی دیگر
on the other hand
<adv.>
U
ازطرف دیگر
beside
U
ازطرف دیگر
apart from that
<adv.>
U
طور دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
طور دیگر
by the same token
<adv.>
U
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
U
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
U
طور دیگر
alternatively
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
apart from that
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
otherwise
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
aliunde
U
از منبع دیگر
over
U
بسوی دیگر
over-
U
بسوی دیگر
on the other side
<adv.>
U
ازطرف دیگر
otherwise
<adv.>
U
ازطرف دیگر
by the same token
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
alternatively
<adv.>
U
طور دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
به ترتیب دیگر
alternatively
<adv.>
U
از سوی دیگر
videlicet
U
به عبارت دیگر
a horse of another colour
[different colour]
U
مطلبی دیگر
namely
<adv.>
U
به عبارت دیگر
to wit
<adv.>
U
به عبارت دیگر
in fact
U
به عبارت دیگر
at a later period
U
در موقع دیگر
others
U
نوع دیگر
other
U
نوع دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
U
از سوی دیگر
alternative unit
U
واحدهای دیگر
another day
U
یک روز دیگر
another guess
U
قسمتی دیگر
yon
U
ان یکی دیگر ان
another guess
U
نوعی دیگر
reseats
U
در جای دیگر نشاندن
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
once again
دوباره
[بار دیگر]
reseating
U
در جای دیگر نشاندن
nothing else
U
هیچ چیز دیگر
What else can I do?
U
دیگر چه می توانم بکنم ؟
adjournments
U
احاله بوقت دیگر
spaceman
U
اهل کرات دیگر
tomorrow week
U
هشت روز دیگر
adjournment
U
احاله بوقت دیگر
spacemen
U
اهل کرات دیگر
reseated
U
در جای دیگر نشاندن
reseat
U
در جای دیگر نشاندن
air to air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
they sing small now
U
دیگر جیک نمیزنند
this da y month
U
یک ماه دیگر از امروز
air-to-air
U
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
again
باز
[یکبار دیگر]
dialogues
U
صحبت با شخص دیگر
to rub a thing in
U
چیز دیگر دادن
pick off
U
رد شدن از راننده دیگر
otherworldly
U
متوجه دنیای دیگر
dialogue
U
صحبت با شخص دیگر
we have no more bread
U
دیگر نان نداریم
the future
U
دنیای دیگر عقبی
among others
U
میان چیزهای دیگر
inter alia
U
میان چیزهای دیگر
inter alia
U
میان اشخاص دیگر
i.e
U
مخفف به عبارت دیگر
among other things
U
میان چیزهای دیگر
onother's money
U
پول شخصی دیگر
hardly a child anymore
U
دیگر به سختی بچه ای
to p on any one's preserves
U
باپای دیگر جهیدن
like nowhere else
<adv.>
U
بیشتر از هر جای دیگر
yet another
U
دوباره یکی دیگر
alternative route
U
گزینش مسیر دیگر
alternate routing
U
گزینش مسیر دیگر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com