English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rain on someone's parade <idiom> U برنامه های دیگران را مختل کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
I hate to rain on your parade, but all your plans are wrong. U از اینکه کارت را مختل کنم بیزارم، اما برنامه هایت همگی اشتباه هستند.
disturb U مختل کردن
queer U مختل کردن
disorganised U مختل کردن
disorganizes U مختل کردن
disorganising U مختل کردن
discombobulate U مختل کردن
disorganizing U مختل کردن
disorganize U مختل کردن
queerer U مختل کردن
disorganises U مختل کردن
queerest U مختل کردن
disturbs U مختل کردن
disorganize U مختل کردن نظم
disorganizes U مختل کردن نظم
disorganising U مختل کردن نظم
disorganizing U مختل کردن نظم
disorganised U مختل کردن نظم
disorganises U مختل کردن نظم
disrupt U مختل کردن کار
disrupting U مختل کردن کار
disrupts U مختل کردن کار
encroachment U تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachments U تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
violates U بی حرمت ساختن مختل کردن
disorder U برهم زدن مختل کردن
violated U بی حرمت ساختن مختل کردن
violate U بی حرمت ساختن مختل کردن
disorders U برهم زدن مختل کردن
hampered U مانع شدن مختل کردن
hamper U مانع شدن مختل کردن
hampers U مانع شدن مختل کردن
hampering U مانع شدن مختل کردن
newest U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new- U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer U دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
disarranged U بی ترتیب کردن مختل کردن
disarranges U بی ترتیب کردن مختل کردن
unhinge U مختل کردن باز کردن
disarranging U بی ترتیب کردن مختل کردن
disarrange U بی ترتیب کردن مختل کردن
unhinging U مختل کردن باز کردن
unhinges U مختل کردن باز کردن
api U مجموعهای از توابع و دستورات برنامه استاندارد که به برنامه ساز امکان میدهد با برنامه از طریق برنامه کاربردی دیگر واسط شود
individualizes U از دیگران جدا کردن
individualize U از دیگران جدا کردن
individualised U از دیگران جدا کردن
individualizing U از دیگران جدا کردن
individualized U از دیگران جدا کردن
individualising U از دیگران جدا کردن
individualises U از دیگران جدا کردن
To pick other peoples brains. U از افکار دیگران استفاده کردن
scapegoats U کسی راقربانی دیگران کردن
To put ones nose into other peoples affairs . U درکار دیگران فضولی کردن
draw away U جلوتر از دیگران حرکت کردن
to i. upo other's rights U بحقوق دیگران تجاوز کردن
scapegoat کسی را قربانی دیگران کردن
to trespass U بحقوق دیگران تجاوز کردن
plagiarising U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstages U توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarised U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstaging U توجه دیگران را به خود جلب کردن
plagiarist U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized U اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
upstaged U توجه دیگران را به خود جلب کردن
exclucivism U بیمیلی بداخل کردن دیگران درحلقه خود
concurrent U اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
pl/m U زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
sport U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sported U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sports U پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
mode U وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه
modes U وارد کردن دستور به عنوان خط ی از برنامه و پس اجرای برنامه
misprision U گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
Eavesdrop U فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
to bring somebody into line U زور کردن کسی که خودش را [به دیگران] وفق بدهد یا هم معیار بشود
to pound the filed U غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
automatic programming U روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
compile U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled U برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
source U برنامه پیش از ترجمه نوشته شده در زبان برنامه نویسی توسط برنامه نویس
distempered U مختل
teched U مختل
deranged U مختل
disturbed U مختل
tetched U مختل
object oriented U روش برنامه نویسی مثل ++C که هر قطعه برنامه به عنوان یک شی که در ارتباط با سایر اشیا است در برنامه به کار می رود
graphics U پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
landing schedule U برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
swap U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swaps U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swopped U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swapped U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
job U دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
swopping U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swops U توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
jobs U دستورات کنترل کار یا برنامه کوتاه که پیش از اجرای برنامه باز میشود و سیستم را طبقه نیاز برنامه تنظیم میکند
mentally abnormal U مختل المشاعر
undisturbed U غیر مختل
disturbed U مختل شده
undisturbed U مختل نشده
disorderly U نامنظم مختل
unsettled U اشفته مختل
upsetter U مختل کننده
kelter U بی ترتیب مختل
off the rails U مختل درهم
out of kelter U خراب مختل
disordered U مختل شده
perturbate U مختل مضطرب
machine U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machined U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
to go out of gear U مختل شدن ازکارافتادن
dynamic data exchange U در ویندوز ماکروسافت و OS/2 روشی که در آن دو برنامه فعال می توانند دادههای خود را رد و بدل کنند یک برنامه از سیستم عامل می خواهد تا بین دو برنامه اتصال برقرار کند
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
critical altitude U ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود
modular U بخشهای کوچک نوشته شده در برنامه از کد کامپیوتر که مناسب برنامه سافت یافته است و از برنامه اصلی قابل فراخوانی است
Send To command U دستور منو در منوی فایل یک برنامه کاربری ویندوز که به کاربر امکان ارسال فایل یا داده موجود و در برنامه به برنامه دیگر میدهد
polarities U وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
polarity U وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند
preemptive multitasking U حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
assembly U 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
applet U 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
rests U دیگران
rest U دیگران
schematize U بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
set up U مشخص کردن یا مقدار دهی اولیه کردن یا شروع یک برنامه کاربردی یاسیستم
regard for others U واهمه از دیگران
regrad for others U ملاحظه دیگران
What do the others say? U دیگران چه می گویند؟
et al U مخفف و دیگران
regard for others U رعایت دیگران
regard for others U ملاحظه دیگران
asides U جدااز دیگران
aside U جدااز دیگران
schedule U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedules U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
breach U تجاوز به حقوق دیگران
breaches U تجاوز به حقوق دیگران
to pull the strings U دیگران را الت قراردادن
breached U تجاوز به حقوق دیگران
mind reading U کشف افکار دیگران
draw away U دیگران را پست سرگذاشتن
spoilsman U محل عیش دیگران
spoiler U محل عیش دیگران
dummies U الت دست دیگران
dummy U الت دست دیگران
infringement on others rights U تخطی به حقوق دیگران
as a warning to others U برای عبرت دیگران
prepotent U نیرومندتر از دیگران غالب
prevenance U توجه باحتیاجات دیگران
an outrage upon justice U پایمال سازی حق دیگران
infringer U متخطی به حقوق دیگران
vicarious saccifice U خودش به جای دیگران
one-upmanship <idiom> U توانایی سر بودن از دیگران
to live at the expense of society U بار دیگران شدن
mind reader U کاشف افکار دیگران
steal one's thunder <idiom> U قاپیدن کلام دیگران
take after <idiom> U مثل دیگران رفتارکردن
mind readers U کاشف افکار دیگران
under one's belt <idiom> U استفاده از تجارب دیگران
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
splurge U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
scapegoats U کسیکه قربانی دیگران شود
john aleay jones U جان که نام دیگران جوتراست
to act independently of others U کاری به کار دیگران نداشتن
scapegoat کسی که قربانی دیگران شود
splurged U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
i do not know;try the others U من نمیدانم ببینید دیگران میمانند یا نه
proportion U اندازه چیزی در برابر با دیگران
ghost writer U کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
run away with <idiom> U سربودن ،بهتراز دیگران بودن
splurging U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
blazing star U هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
to mack i. about a person U در باره کسی از دیگران جویاشدن
splurges U ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
competition clause U شرط ممانعت از دخول دیگران
to be the odd one out <idiom> U نامشابه [دیگران در گروهی] بودن
interlope U پادرمیان کار دیگران گذاردن
ghost-writer U کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
Pry not into the affair of others. <proverb> U در کار دیگران مداخله مکن .
to break the ice U دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
ghost-writers U کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
parameters U استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی
iterate U حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
sequential U حالتی که هر دستور برنامه در برنامه در محلهای پیاپی ذخیره شده اند
scheduled wave U امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
parameter U استفاده از برنامه برای بررسی پارامترها و تنظیم سیستم یا برنامه به درستی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com