Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
cross cut
U
برش عرضی
cross section
U
برش عرضی
transection
U
برش عرضی
transversal section
U
برش عرضی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
shrouds
U
بکسلهای عرضی ناو
transverse
U
عرضی
toggle
U
میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
toggles
U
میله عرضی انتهای زنجیریابندبرای پیچاندن وکنترل ان
profile
U
مقطع عرضی
profiled
U
مقطع عرضی
profiles
U
مقطع عرضی
profiling
U
مقطع عرضی
accidental
U
غیر مترقبه عرضی
brace
U
تیر تقویت عرضی
braced
U
تیر تقویت عرضی
balk
U
قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balked
U
قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balking
U
قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
balks
U
قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
baulked
U
قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
baulking
U
قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
baulks
U
قسمت پشت خط عرضی روی میز بیلیارد
canard
U
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
canards
U
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
accident
U
صفت عرضی
accidents
U
صفت عرضی
keel
U
ستون عرضی مرکزی ناو
keels
U
ستون عرضی مرکزی ناو
timber
U
دنده عرضی
stock
U
ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
stocked
U
ازادکردن ماهی پرورشی در اب میله عرضی لنگر
warping
U
پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
bye
U
صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
byes
U
صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
cross
U
عرضی
crosser
U
عرضی
crosses
U
عرضی
crossest
U
عرضی
frame
U
قاب زهوار دور دنده عرضی نرده
frame
U
دنده عرضی
traverse
U
عرضی
traverse
U
حرکت عرضی یا مورب
traversed
U
عرضی
traversed
U
حرکت عرضی یا مورب
traverses
U
عرضی
traverses
U
حرکت عرضی یا مورب
traversing
U
عرضی
traversing
U
حرکت عرضی یا مورب
lateral
U
عرضی
rafter
U
تیر عرضی طاق
rafters
U
تیر عرضی طاق
thwart
U
نشیمنگاه عرضی قایق
thwarted
U
نشیمنگاه عرضی قایق
phenomenal
U
عارضی عرضی
phenomenally
U
عارضی عرضی
crossbar
U
خط عرضی
crossbar
U
خط عرضی صلیب میله عرضی
crossbars
U
خط عرضی
crossbars
U
خط عرضی صلیب میله عرضی
axis
U
خط طولی یا عرضی
abeam
U
جهت عرضی
accidentalism
U
فلسفه عرضی
accidentalism
U
فلسفهء عرضی
athwart
U
به طور عرضی
backward pass
U
پاس عرضی یا به عقب
balkline
U
خط عرضی روی میز بیلیارد
balkline spot
U
نقطه مرکزی خط عرضی روی میز بیلیارد
baselinesman
U
خط نگهدار خط عرضی
broad beam headlamp
U
نور افکن با تشعشع عرضی
broadside aerial
U
تشعشع کننده عرضی
career courses
U
دورههای عرضی نظامی
collateral ganglia
U
عقدههای عرضی
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
cross barred
U
دارای میلههای عرضی
cross beam
U
تیر عرضی
cross head
U
تیر عرضی
cross brace
U
گیره عرضی
cross brace
U
مهار عرضی
cross compartment
U
دهلیز عرضی
cross fall
U
شیب عرضی
cross feed
U
تغذیه عرضی
cross folding test
U
ازمایش چین خوردگی عرضی
cross hole
U
سوراخ عرضی
cross hole nut
U
مهره با سوراخ عرضی
cross level buble
U
حباب تراز عرضی
cross linking
U
اتصال عرضی
cross piece
U
تیر عرضی
cross roll
U
نورد عرضی
cross section
U
مقطع عرضی
cross section
U
نیمرخ عرضی
cross section
U
سطح مقطع عرضی
cross sectional area
U
سطح مقطع عرضی
cross sectional data
U
دادههای برش عرضی
cross slide
U
کشوی لغزنده عرضی
cross tell
U
پخش اخبار به طور عرضی توزیع اخبار دریک سطح فرماندهی
cross trail
U
جاده عرضی
cross trail
U
جاده سرتاسری عرضی در منطقه
cross traverse
U
تراورس عرضی
cross tree
U
رابط عرضی دکلها
cross wall
U
دیوار پلهای عرضی
crossed belt
U
تسمه عرضی
crossing target
U
هدفهای متحرک عرضی
crossrial carriage
U
پاگیر تیر عرضی
deflection sweep
U
درو عرضی
Other Matches
transect
U
بطور عرضی برش کردن برش عرضی کردن
transverse joint
U
درز عرضی
square ball
U
پاس عرضی
sag rod
U
مهار عرضی
sides way
U
نوسان عرضی
sagrod
U
مهار عرضی
shape of cross section
U
نیمرخ عرضی
latitude band
U
نوار عرضی
latitude band
U
کمربند عرضی
lateral tell
U
سبقت عرضی
lateral stability
U
پایداری عرضی
lateral shifts
U
تغییرات عرضی
lateral route
U
جاده عرضی
lateral forces
U
نیروهای عرضی
transverse plane
U
صفحه عرضی
leak coil
U
بوبین عرضی
radial play
U
بازی عرضی
radial load
U
بار عرضی
northing
U
مختصات عرضی
horizontal plane
U
صفحه عرضی
transverse fault
U
گسل عرضی
transverse reinforcement
U
ارماتور عرضی
transverse scale
U
مقیاس عرضی
transverse stress
U
تنش عرضی
transverse valley
U
دره عرضی
transverse wave
U
موج عرضی
traversing fire
U
اتش عرضی
trimmed joist
U
تیر عرضی
transverse crack
U
ترک عرضی
transverse section
U
مقطع عرضی
transversal wave
U
موج عرضی
transverse acceleration
U
شتاب عرضی
transverse axis
U
محور عرضی
transverse bracing
U
تقویت عرضی
transverse bulkhead
U
تیغه عرضی
cross-aisle
U
[گوشواره عرضی کلیسا]
y axis
U
محور عرضی مختصات
counter-brace
U
تیر تقویت عرضی
northing
U
محور عرضی نقشه
transverse cardan shaft
U
محور کاردان عرضی
swinging of flow
U
نوسانات عرضی جریان
transection
U
برش یا مقطع عرضی
latitude band
U
نوار عرضی زمینی
valley cross section
U
نیمرخ عرضی دره
transverse test specimen
U
نمونه ازمایش عرضی
transverse conductance
U
مقدار هدایت عرضی
transverse bending test
U
ازمایش خمش عرضی
transverse fatigue test
U
ازمایش خستگی عرضی
cross-tree
U
[رابط عرضی دکلها]
enfilade
U
درو عرضی کردن
section of valley
U
نیمرخ عرضی دره
head string
U
خط عرضی فرضی وسط میزبیلیارد
I have nothing more to say .
U
دیگر عرضی نیست ( ندارم )
terete
U
استوانهای شکل در برش عرضی
cross-gable
U
[سه گوشی کنار شیروانی عرضی]
tumple
U
گردش حول محور عرضی
lateral tell
U
پیشگیری هواپیما در حرکت عرضی
Could I have a word with you ?
U
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
phugoid oscillation
U
نوسانهای با پریود طولانی هواپیما حول محور عرضی
fishbone mine
U
سیستم کانال کشی یاحفاری که به صورت شاخههای موازی عرضی کنده میشود
ante-chapel
U
[قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
pitch control
U
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
nose up
U
چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
orifice meter
U
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
Moghat
U
مقات
[نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
Dudley carpet
U
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com