Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
review
U
بررسی کردن مرور
reviewed
U
بررسی کردن مرور
reviewing
U
بررسی کردن مرور
reviews
U
بررسی کردن مرور
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
walkthrough
U
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
Other Matches
pert
U
Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
scrolls
U
مرور کردن
run over
U
مرور کردن
rub up
U
مرور کردن
go over
U
مرور کردن
scroll
U
مرور کردن
go through
U
مرور کردن
turn over
U
مرور کردن
imprescriptible
U
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
scans
U
اجمالا مرور کردن
scanned
U
اجمالا مرور کردن
relive
U
در ذهن مرور کردن
relived
U
در ذهن مرور کردن
scan
U
اجمالا مرور کردن
relives
U
در ذهن مرور کردن
reliving
U
در ذهن مرور کردن
to run over
U
مرور کردن زیر گرفتن
to scrape up
[money]
U
چیزی را به مرور زمان کم کم جمع کردن
[پول]
analogue
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogues
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
feasibility
U
بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
inference
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
analog
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
inferences
U
بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
leap frog test
U
و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
link
U
برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
automatic
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatics
U
کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
traffic post
U
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
systems analysis
U
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
edited
U
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edit
U
فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
To weight up the pros and cons of something .
U
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
assay
U
بررسی کردن
studying
U
بررسی کردن
surveys
U
بررسی کردن
look into
U
بررسی کردن
checks
U
بررسی کردن
surveyed
U
بررسی کردن
dissect
[analyse]
U
بررسی کردن
checked
U
بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن
investigate
U
بررسی کردن
scrutinize
U
بررسی کردن
studies
U
بررسی کردن
study
U
بررسی کردن
analyse
[British]
U
بررسی کردن
analyze
[American]
U
بررسی کردن
examine
U
بررسی کردن
peruse
U
بررسی کردن
study
U
بررسی کردن
determine
U
بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن
indagate
U
بررسی کردن
explore
U
بررسی کردن
reconcider
U
بررسی کردن
perused
U
بررسی کردن
peruses
U
بررسی کردن
perusing
U
بررسی کردن
bolt
[examine]
U
بررسی کردن
inspect
U
بررسی کردن
check
U
بررسی کردن
enquire into
U
بررسی کردن
probes
U
بررسی کردن
probed
U
بررسی کردن
check
U
بررسی کردن
probe
U
بررسی کردن
evaluate
U
بررسی کردن
check
U
مقابله کردن بررسی
scrutinising
U
بدقت بررسی کردن
checks
U
مقابله کردن بررسی
surveillance
U
تجسس بررسی کردن
surveys
U
بررسی کردن بازدید
scrutinised
U
بدقت بررسی کردن
scrutinises
U
بدقت بررسی کردن
survey
U
بررسی کردن بازدید
checked
U
مقابله کردن بررسی
surveyed
U
بررسی کردن بازدید
scrutinize
U
بدقت بررسی کردن
scrutinized
U
بدقت بررسی کردن
scrutinizes
U
بدقت بررسی کردن
scrutinizing
U
بدقت بررسی کردن
inspect
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspects
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspected
U
جستجو کردن بررسی کردن کنترل
scans
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
to make a study of something
U
چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
scanned
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
scan
U
بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
to check out something
U
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
to have
[take]
a closer look at something
U
چیزی را با دقت بررسی کردن
analogues
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analog
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue
U
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
to cross-check the result with a calculator
U
حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
control
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controlling
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
to browse
U
بررسی عمومی کردن
[علوم کامپیوتر]
controls
U
اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
monitored
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitor
U
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
To weight the pros and cons of something.
U
خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
senses
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sense
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed
U
روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
summation check
U
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
residue check
U
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
caveatemptor
U
اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
reviewed
U
مرور
overview
U
مرور
once over
U
مرور
once-over
U
مرور
perusal
U
مرور
reviewing
U
مرور
reviews
U
مرور
tracts
U
مرور
tract
U
مرور
review
U
مرور
overviews
U
مرور
reviewal
U
مرور
revisal
U
مرور
vertical redundancy check
U
بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
prescriptions
U
مرور زمان
time lapse
U
مرور زمان
glances
U
نظراجمالی مرور
glanced
U
نظراجمالی مرور
statute of limitation
U
مرور زمان
lapses
U
انصراف مرور
glance
U
نظراجمالی مرور
traffics
U
عبور و مرور
lapse
U
انصراف مرور
prescription
U
مرور زمان
rehearsals
U
مرور ذهنی
rehearsal
U
مرور ذهنی
trafficked
U
عبور و مرور
lapse of time
U
مرور زمان
traffic
U
عبور و مرور
trafficking
U
عبور و مرور
lapsing
U
انصراف مرور
positive prescription
U
مرور زمان ایجاد حق
die out
<idiom>
U
به مرور از بین رفتن
traffic peak
U
حداکثر عبور و مرور
lapsing
U
استفاده از مرور زمان
positive prescription
U
مرور زمان مملک
traffic lane
U
مسیر عبور و مرور
informal design review
U
مرور غیررسمی طرح
traffic court
U
دادگاه عبور و مرور
negative prescription
U
مرور زمان مسقط
negative prescription
U
مرور زمان اسقاط حق
traffic density
U
تکاشف عبور و مرور
traffic density
U
تراکم عبور و مرور
statute of limitations
U
قانون مرور زمان
traffic density
U
شدت عبور و مرور
wear off/away
<idiom>
U
به مرور محو شدن
statutory limitation
U
قانون مرور زمان
traffic intensity
U
شدت عبور و مرور
creative prescription
U
مرور زمان ایجاد حق
time barred
U
مشمول مرور زمان
airfield traffic
U
عبورو مرور در فرودگاه
airfield traffic
U
عبور و مرور فرودگاه
access structures
U
ساختمانهای عبور و مرور
traffic control
U
کنترل عبور و مرور
bus traffic
U
عبور و مرور اتوبوسها
limitation period
U
مدت مرور زمان
limitation of actions
U
مرور زمان دعاوی
limitation act
U
قانون مرور زمان
eligible traffic
U
عبور و مرور مجاز
traffic sign
U
علامت عبور و مرور
lapse
U
استفاده از مرور زمان
barred by statute
U
مشمول مرور زمان
lapses
U
استفاده از مرور زمان
revisions
U
تجدید نظر مرور
acquisitive prescription
U
مرور زمان مملک
revision
U
تجدید نظر مرور
extinctive prescription
U
مرور زمان اسقاط حق
period of prescription
U
مدت مرور زمان
ecquisitive prescription
U
مرور زمان مملک
to be under curfew
U
در منع عبور و مرور بودن
traffic cut
U
تقاطع دو جریان عبور و مرور
curfew period
U
ساعات منع عبور و مرور
diacoustics
U
علم مرور وشکست صدا
air traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
wear thin
<idiom>
U
به مرور زمان لاغر شدن
air-traffic control
U
کنترل عبور و مرور هوایی
self-
U
برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
prescribe to
U
استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
safe conducts
U
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
lapsing
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
access structures
U
ساختمان های قابل عبور و مرور
elapsation
U
ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
pointsman
U
عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
lapses
U
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
curfews
U
زمان قطع عبور و مرور قرق
curfew
U
زمان قطع عبور و مرور قرق
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com