English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pilot study U بررسی مقدماتی
preliminary investigation U بررسی مقدماتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
strategic reconnaissance U بررسی مقدماتی وضع دشمن
Other Matches
prolegomenon U مقدماتی کلمات مقدماتی
basic unit training U اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
analogue U یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogues U یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
feasibility U بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
inferences U بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
inference U بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
analog U یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
leap frog test U و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
link U برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
automatic U کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatics U کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
systems analysis U 1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
edit U فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edited U فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
analog U یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogues U یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue U یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
monitors U 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitor U 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored U 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
residue check U بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
elemental U مقدماتی
prelusive U مقدماتی
preparative U مقدماتی
proforma U مقدماتی
preludial U مقدماتی
prolusory U مقدماتی
preliminaries U مقدماتی
introductive U مقدماتی
elementary U مقدماتی
tentative U مقدماتی
first U مقدماتی
rudimental U مقدماتی
preparatory U مقدماتی
preliminary U مقدماتی
prodromal U مقدماتی
precursive U مقدماتی
introductory U مقدماتی
elementarily U مقدماتی
prolegomenary U مقدماتی
prolegomenous U مقدماتی
vertical redundancy check U بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
proforma invoice U سیاهه مقدماتی
preliminary budget U بودجه مقدماتی
preheater U گرمکن مقدماتی
prime color U رنگ مقدماتی
preceding pass U کالیبر مقدماتی
rudiment U علوم مقدماتی
preparations U اقدام مقدماتی
responsions U ازمون مقدماتی
propaedeutic U تحصیلات مقدماتی
preparation U اقدام مقدماتی
proem U رساله مقدماتی
pilot injection U تزریق مقدماتی
propaedeutic U تعلیمات مقدماتی
prolusion U مقاله مقدماتی
preliminary design U طرح مقدماتی
preliminary expenses U هزینههای مقدماتی
heats U مسابقه مقدماتی
heat U مسابقه مقدماتی
preparatory response U پاسخ مقدماتی
preparative U کار مقدماتی
prep U مدرسه مقدماتی
preselection U انتخاب مقدماتی
preliminary works U کارهای مقدماتی
preliminary treatment U عملیات مقدماتی
preselector U سلکتور مقدماتی
preliminary test U ازمایش مقدماتی
preliminary negotiations U مذاکرات مقدماتی
pretest U امتحان مقدماتی
subassembly U مونتاژ مقدماتی
junior high school U دبیرستان مقدماتی
primary U مقدماتی اصلی
basic U اساسی مقدماتی
basic U مقدماتی اساسی
basics U اساسی مقدماتی
basics U مقدماتی اساسی
Travaux preparatoires U کارهای مقدماتی
primary U ابتدایی مقدماتی
primary U مقدماتی نخستین
preliminary U دور مقدماتی
elementary U مقدماتی پایهای
first aid U کمکهای مقدماتی
preludes U قسمت مقدماتی
prelude U قسمت مقدماتی
interlude U نگهداری مقدماتی
interludes U نگهداری مقدماتی
preliminaries U مقدمات مقدماتی
preliminaries U امتحان مقدماتی
preliminaries U دور مقدماتی
preliminary U مقدمات مقدماتی
preliminary U امتحان مقدماتی
basic course U دوره مقدماتی
basic hole U سوراخ مقدماتی
first cut U برش مقدماتی
perlim U دوره مقدماتی
fore exercise U تمرین مقدماتی
forehearth U کوره مقدماتی
elementary item U قلم مقدماتی
elementary gate U دریچه مقدماتی
economizer U کرمکن مقدماتی
bottom blown converter U مبدل دم مقدماتی
precompression U تراکم مقدماتی
basic training U اموزش مقدماتی
basic research U تحقیقات مقدماتی
introduction to physics U فیزیک مقدماتی
elimination heat U دوره مقدماتی
incipincy U وضع مقدماتی ابتدایی
pre load U بار کردن مقدماتی
pre heat U حرارت دادن مقدماتی
pre design estimate U براورد مقدماتی طرح
reconnaissance U بازدید مقدماتی اکتشاف
prolusion U اثر هنری مقدماتی
elementary algebra U جبر مقدماتی [ریاضی]
fundamental U اصولی مقدماتی اساسی
magnetic biasing U مغناطیس گردانی مقدماتی
preparatory students U شاگردان تهیه یا مقدماتی
rudimentary knowledge U دانش مقدماتی یا نخستین
incipience U وضع مقدماتی ابتدایی
basic combat training U اموزش رزم مقدماتی
basic bessemer steel U فولاد مقدماتی بسمر
basic bessemer process U فرایند مقدماتی بسمر
basic bessemer converter U مبدل مقدماتی بسمر
preselect U انتخاب کردن مقدماتی
basic machine unit U واحد دستگاه مقدماتی
eliminator U برنه در دور مقدماتی
black pickling U اسید شویی مقدماتی
supercharge U متراکم کردن مقدماتی
protocol U مقاوله نامه موافقت مقدماتی
pretest U امتحان مقدماتی بعمل اوردن
junior college U دانشکده مقدماتی تا دو ساله اموزشکده
preliminary budget forecast U پیش بینی مقدماتی بودجه
literacy U فهمیدن اصول مقدماتی کامپیوتر
basic bessemer pig iron U اهن خام مقدماتی توماس
protocols U مقاوله نامه موافقت مقدماتی
white primary U اخذ اراء مقدماتی حزبی
flight U بهترین نتیجه دور مقدماتی
preparatory U تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
basic relay post U پایگاه مقدماتی تحویل و تحول بیماران
house of delegates U مجلس مقننه مقدماتی ویرجینیا ومریلند
echo check U بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
microcontroller U RAM و زبان برنامه نویسی مقدماتی است
investigated U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigate U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigates U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
investigating U استفسار کردن اطلاعات مقدماتی بدست اوردن
exempt player U بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
cyclic redundancy check U بررسی افزونگی چرخهای کاراکتر بررسی و کنترل افزونگی چرخهای
juniorate U مدرسه شبانه روزی متوسطه محصلین دو ساله مقدماتی یسوعیون
WordPad U امکان نرم افزاری در ویندوز که توابع مقدماتی Microsoft Word را دارد
protocol U خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
protocols U خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
character U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
characters U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
premedical U دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
charactristics U مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
surveyed U بررسی
survey U بررسی
deliberation U بررسی
deliberations U بررسی
inquiry U بررسی
examinations U بررسی
examination U بررسی
probes U بررسی
probed U بررسی
inquiries U بررسی
checking U بررسی
investigations U بررسی
investigation U بررسی
scrutiny U بررسی
handling U بررسی
studying U بررسی
study U بررسی
studies U بررسی
vetting U بررسی
probe U بررسی
review U بررسی
checks U بررسی
reviews U بررسی
checked U بررسی
reviewing U بررسی
reviewed U بررسی
check U بررسی
surveys U بررسی
surveillance U بررسی
input/output U بررسی
redudancy check U بررسی افزونگی
survey U بررسی کردن
bolt [examine] U بررسی کردن
second check U بررسی دوباره
check U بررسی کردن
determine U بررسی کردن
enquire into U بررسی کردن
examine U بررسی کردن
evaluate U بررسی کردن
studying U غور بررسی
probe U بررسی کردن
study U بررسی کردن
study U غور بررسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com