Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
very short
U
برد خیلی کوتاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
transient
U
باس ولتاژ خیلی کوتاه در یک لحظه
transients
U
باس ولتاژ خیلی کوتاه در یک لحظه
ultrashort wave
U
موج خیلی کوتاه
ultrashort wave transmitter
U
فرستنده موج خیلی کوتاه
You have cut my hair very short .
U
سرم را ( موهایم را ) خیلی کوتاه کردید
on a dime
<idiom>
U
درزمان خیلی کوتاه
The notice is too short
[for me]
.
U
آگاهی
[برایم]
خیلی کوتاه مدت است.
Other Matches
she has a well poised head
U
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner
<idiom>
U
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there
U
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns
<idiom>
U
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
microfilms
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
U
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
blast
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blasts
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge
U
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
very low frequency
U
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
ponderous
U
خیلی سنگین خیلی کودن
rattling
U
خیلی تند خیلی خوب
shorthorn
U
جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
pantywaist
U
شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
short quard
U
سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
emergency
U
خیلی خیلی فوری
emergencies
U
خیلی خیلی فوری
jim dandy
U
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
hurdle step
U
جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter
U
ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
dammit
U
خیلی
copious
U
خیلی
damn
U
خیلی
villainous
U
خیلی بد
very
U
خیلی
to a large extent
U
خیلی
highly
U
خیلی
dumpiness
U
خیلی
many
U
خیلی
far and away
U
خیلی
very little
U
خیلی کم
ten
U
خیلی
not a few
U
خیلی ها
abysmal
<adj.>
U
خیلی بد
routh
U
خیلی
for long
U
خیلی
in large quantities
U
خیلی خیلی
open and shut
U
خیلی سهل
cool
<adj.>
U
خیلی خوب
(a) snap
<idiom>
U
خیلی ساده
sick
[British E]
<adj.>
U
خیلی خوب
wicked
<adj.>
U
خیلی خوب
skin and bones
<idiom>
U
خیلی لاغر
open-and-shut
U
خیلی سهل
awesome
<adj.>
U
خیلی خوب
too bad
<idiom>
U
خیلی بد ،غم انگیز
great
<adj.>
U
خیلی خوب
oodles
U
خیلی زیاد
lots
U
خیلی زیاد
To take with a pinch of salt.
U
خیلی جدی نگرفتن
nifty
U
خیلی خوب
niftiest
U
خیلی خوب
(as) old as the hills
<idiom>
U
خیلی قدیمی
whackings
U
خیلی بزرگ
whacking
U
خیلی بزرگ
tickled pink
<idiom>
U
خیلی شادوخوشحال
parlous
U
خیلی مهیب
to pieces
<idiom>
U
خیلی زیاده
superabundant
U
خیلی زیاد
Nothing more, thanks.
خیلی متشکرم.
too tough
U
خیلی سفت
immediate
U
خیلی فوری
once in the blue moon
U
خیلی بندرت
decrepit
U
خیلی پیر
whopping
U
خیلی بزرگ
precipitate
U
خیلی سریع
in cold blood
<idiom>
U
خیلی خونسرد
in seventh heaven
<idiom>
U
خیلی خوشحال
mad as a hornet
<idiom>
U
خیلی عصبانی
not so hot
<idiom>
U
نه خیلی خوب
precipitating
U
خیلی سریع
precipitates
U
خیلی سریع
precipitated
U
خیلی سریع
faraway
U
خیلی دور
many people
U
خیلی از مردم
ritzy
U
خیلی شیک
rotundily
U
چاقی خیلی
sappy
U
خیلی احساساتی
senseful
U
خیلی حساس
hand in glove
U
خیلی نزدیک
hand in glove
U
خیلی صمیمی
hand and glove
U
خیلی نزدیک
hand and glove
U
خیلی صمیمی
giantess
U
زن خیلی قدبلند
skinless
U
خیلی حساس
lower most
U
خیلی پست تر
span new
U
خیلی تازه
subminiature
U
خیلی کوچک
far off
U
خیلی دور
far and away
U
خیلی دور
iam in bad
U
خیلی محتاجم
raff
U
خیلی زیاد
primely
U
خیلی خوب
many people
U
خیلی اشخاص
many persons
U
خیلی اشخاص
lily white
U
خیلی سفید
level best
U
خیلی خوب
level best
U
خیلی عالی
much was said
U
خیلی حرفهازده شد
much worse
U
خیلی بدتر
it is very easily done
U
خیلی به اسانی
of vital importance
U
خیلی ضروری
oftentimes
U
خیلی اوقات
overstrung
U
خیلی حساس
in no time
U
خیلی زود
pianissmo
U
خیلی نرم
pixilated
U
خیلی حساس
immensurable
U
خیلی قدیم
superrabundant
U
خیلی زیاد
swith
U
خیلی عظیم
thank you very much
U
خیلی متشکرم
pitch-black
U
خیلی سیاه
pitch black
U
خیلی سیاه
precise
U
خیلی دقیق
I had an awful time .
U
به من خیلی بد گذشت
jolly
U
بذله گو خیلی
precisian
U
خیلی دقیق
pluperfect
U
خیلی عالی
extreme
U
خیلی زیاد
He is a loose card .
U
خیلی ول است
Neanderthal
U
خیلی کهنه
confidential
U
خیلی محرمانه
(go over with a) fine-toothed comb
<idiom>
U
خیلی بادقت
flying high
<idiom>
U
خیلی شادوشنگول
get up the nerve
<idiom>
U
خیلی شلوغ
piping hot
U
خیلی داغ
far
U
زیاد خیلی
as good as
U
خیلی خوب
to spread like wildfire
U
خیلی زودمنتشرشدن
toploftiness
U
خیلی متکبر
dead slow
U
خیلی اهسته
ultraconservative
U
خیلی محتاط
corking
U
خیلی زیبا
very light
U
خیلی سبک
bone dry
U
خیلی خشک
number one
U
خیلی خوب
by leaps and bounds
U
خیلی تند
benedicite
U
خیلی خوب
before you can say knife
U
خیلی زود
She is very pretentious.
U
خیلی ادعادارد
at most
U
خیلی باشد
as stiff as a poker
U
خیلی خشک
hit bottom
<idiom>
U
خیلی پست
well
U
خیلی خوب
a lot of times
<adv.>
U
خیلی از اوقات
goody-goodies
U
خیلی خوب
goody goody
U
خیلی خوب
regularly
[often]
<adv.>
U
خیلی از اوقات
on any number of occasions
<adv.>
U
خیلی از اوقات
raucous
U
خیلی نامرتب
seldom
U
خیلی کم ندرتا
goody-goody
U
خیلی خوب
frequently
U
خیلی اوقات
oft
[archaic, literary]
<adv.>
U
خیلی از اوقات
frequently
<adv.>
U
خیلی از اوقات
wells
U
خیلی خوب
very good
U
خیلی خوب
often
U
خیلی اوقات
many times
<adv.>
U
خیلی از اوقات
glorious
U
خیلی خوب
Many thanks!
U
خیلی ممنون!
quaint
U
خیلی فریف
exceeding
U
خیلی زیاد
really sick
U
خیلی محشر
fortissimo
U
خیلی بلند
high
U
خیلی بزرگ
costs and arm and a leg
<idiom>
U
خیلی گرونه
really wicked
U
خیلی محشر
highs
U
خیلی بزرگ
highest
U
خیلی بزرگ
niftier
U
خیلی خوب
infinitely
U
خیلی زیاد
I spoke my mind.
U
من خیلی رک گفتم.
often
<adv.>
U
خیلی از اوقات
extra
U
بسیار خیلی
extra-
U
بسیار خیلی
stentorian
U
خیلی بلند
extras
U
بسیار خیلی
short
<adj.>
U
کوتاه
fleeting
<adj.>
U
کوتاه
pygmies
U
کوتاه
curt
<adj.>
U
کوتاه
pygmies
U
قد کوتاه
pygmy
U
کوتاه
pygmy
U
قد کوتاه
of short duration
U
کوتاه
pigmies
U
قد کوتاه
pigmies
U
کوتاه
dwarfish
U
کوتاه
synoptic
U
کوتاه
curtal
U
کوتاه
stockiest
U
کوتاه
stocky
U
کوتاه
stockier
U
کوتاه
scut
U
دم کوتاه
low
U
کوتاه
pigmy
U
قد کوتاه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com