Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 232 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
very long
U
برد خیلی زیاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
blockbuster
U
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbusters
U
بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
infinitely
U
خیلی زیاد
exceeding
U
خیلی زیاد
superabundant
U
خیلی زیاد
spate
U
تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
slash
U
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slashed
U
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slashes
U
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
lots
U
خیلی زیاد
oodles
U
خیلی زیاد
extreme
U
خیلی زیاد
far
U
زیاد خیلی
abject poverty
U
فقر خیلی زیاد
barrelful
U
مقدار خیلی زیاد
oodlins
U
خیلی زیاد توده
raff
U
خیلی زیاد
superrabundant
U
خیلی زیاد
very high frequency
U
فرکانس خیلی زیاد
very many book
U
کتابهای خیلی زیاد
What brazen cheek ! Ilike your impudence .
U
بنازم که خیلی رویت زیاد است ( پررویی) !
an arm and a leg
<idiom>
U
پول خیلی زیاد
have one's heart set on something
<idiom>
U
چیزی را خیلی زیاد خواستن
like crazy
<idiom>
U
خیلی سریع با انرژی زیاد
to the full
<idiom>
U
خیلی زیاد ،به طور کامل
money to burn
<idiom>
U
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
no end to (of)
<idiom>
U
خیلی زیاد،بهنظر تمام شده
to have one's work cut out
[for one]
<idiom>
U
کار خیلی زیاد و سخت داشتن
to have a binge
U
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to have a spree
U
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to be on the razzle
U
حسابی جشن گرفتن
[با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
Other Matches
she has a well poised head
U
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
go great guns
<idiom>
U
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
paint oneself into a corner
<idiom>
U
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there
U
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
microfilm
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
U
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency
U
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
load call
U
وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
rattling
U
خیلی تند خیلی خوب
ponderous
U
خیلی سنگین خیلی کودن
I didnt get much sleep.
U
زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild
U
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
emergencies
U
خیلی خیلی فوری
emergency
U
خیلی خیلی فوری
to hold somebody in great respect
U
کسی را زیاد محترم داشتن
[احترام زیاد گذاشتن به کسی]
jim dandy
U
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
surcharges
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
surcharge
U
زیاد بار کردن تحمیل کردن زیاد پر کردن اضافه کردن
high speed
U
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
in large quantities
U
خیلی خیلی
very
U
خیلی
not a few
U
خیلی ها
very little
U
خیلی کم
for long
U
خیلی
many
U
خیلی
villainous
U
خیلی بد
highly
U
خیلی
dumpiness
U
خیلی
dammit
U
خیلی
routh
U
خیلی
abysmal
<adj.>
U
خیلی بد
far and away
U
خیلی
copious
U
خیلی
damn
U
خیلی
ten
U
خیلی
to a large extent
U
خیلی
whacking
U
خیلی بزرگ
giantess
U
زن خیلی قدبلند
hand and glove
U
خیلی نزدیک
I spoke my mind.
U
من خیلی رک گفتم.
hand in glove
U
خیلی صمیمی
far off
U
خیلی دور
whackings
U
خیلی بزرگ
much was said
U
خیلی حرفهازده شد
fortissimo
U
خیلی بلند
oftentimes
U
خیلی اوقات
of vital importance
U
خیلی ضروری
(a) snap
<idiom>
U
خیلی ساده
niftier
U
خیلی خوب
hand and glove
U
خیلی صمیمی
niftiest
U
خیلی خوب
much worse
U
خیلی بدتر
open and shut
U
خیلی سهل
nifty
U
خیلی خوب
open-and-shut
U
خیلی سهل
parlous
U
خیلی مهیب
hand in glove
U
خیلی نزدیک
wicked
<adj.>
U
خیلی خوب
it is very easily done
U
خیلی به اسانی
Many thanks!
U
خیلی ممنون!
in no time
U
خیلی زود
thank you very much
U
خیلی متشکرم
immensurable
U
خیلی قدیم
iam in bad
U
خیلی محتاجم
really sick
U
خیلی محشر
sick
[British E]
<adj.>
U
خیلی خوب
cool
<adj.>
U
خیلی خوب
really wicked
U
خیلی محشر
great
<adj.>
U
خیلی خوب
awesome
<adj.>
U
خیلی خوب
He is a loose card .
U
خیلی ول است
(go over with a) fine-toothed comb
<idiom>
U
خیلی بادقت
lower most
U
خیلی پست تر
To take with a pinch of salt.
U
خیلی جدی نگرفتن
decrepit
U
خیلی پیر
(as) old as the hills
<idiom>
U
خیلی قدیمی
many people
U
خیلی از مردم
many people
U
خیلی اشخاص
once in the blue moon
U
خیلی بندرت
many persons
U
خیلی اشخاص
immediate
U
خیلی فوری
skin and bones
<idiom>
U
خیلی لاغر
hit bottom
<idiom>
U
خیلی پست
I had an awful time .
U
به من خیلی بد گذشت
flying high
<idiom>
U
خیلی شادوشنگول
precipitate
U
خیلی سریع
precipitated
U
خیلی سریع
precipitates
U
خیلی سریع
whopping
U
خیلی بزرگ
precipitating
U
خیلی سریع
level best
U
خیلی عالی
level best
U
خیلی خوب
lily white
U
خیلی سفید
get up the nerve
<idiom>
U
خیلی شلوغ
faraway
U
خیلی دور
extras
U
بسیار خیلی
confidential
U
خیلی محرمانه
at most
U
خیلی باشد
often
U
خیلی اوقات
highs
U
خیلی بزرگ
ritzy
U
خیلی شیک
rotundily
U
چاقی خیلی
highest
U
خیلی بزرگ
as stiff as a poker
U
خیلی خشک
ultraconservative
U
خیلی محتاط
high
U
خیلی بزرگ
as good as
U
خیلی خوب
span new
U
خیلی تازه
before you can say knife
U
خیلی زود
costs and arm and a leg
<idiom>
U
خیلی گرونه
precisian
U
خیلی دقیق
primely
U
خیلی خوب
very light
U
خیلی سبک
Nothing more, thanks.
خیلی متشکرم.
by leaps and bounds
U
خیلی تند
Neanderthal
U
خیلی کهنه
too tough
U
خیلی سفت
benedicite
U
خیلی خوب
goody-goody
U
خیلی خوب
pluperfect
U
خیلی عالی
sappy
U
خیلی احساساتی
very good
U
خیلی خوب
goody-goodies
U
خیلی خوب
goody goody
U
خیلی خوب
raucous
U
خیلی نامرتب
seldom
U
خیلی کم ندرتا
swith
U
خیلی عظیم
piping hot
U
خیلی داغ
pitch-black
U
خیلی سیاه
pitch black
U
خیلی سیاه
precise
U
خیلی دقیق
glorious
U
خیلی خوب
well
U
خیلی خوب
toploftiness
U
خیلی متکبر
senseful
U
خیلی حساس
to spread like wildfire
U
خیلی زودمنتشرشدن
skinless
U
خیلی حساس
frequently
U
خیلی اوقات
quaint
U
خیلی فریف
jolly
U
بذله گو خیلی
subminiature
U
خیلی کوچک
wells
U
خیلی خوب
stentorian
U
خیلی بلند
many times
<adv.>
U
خیلی از اوقات
in cold blood
<idiom>
U
خیلی خونسرد
dead slow
U
خیلی اهسته
number one
U
خیلی خوب
overstrung
U
خیلی حساس
to pieces
<idiom>
U
خیلی زیاده
not so hot
<idiom>
U
نه خیلی خوب
often
<adv.>
U
خیلی از اوقات
oft
[archaic, literary]
<adv.>
U
خیلی از اوقات
frequently
<adv.>
U
خیلی از اوقات
regularly
[often]
<adv.>
U
خیلی از اوقات
a lot of times
<adv.>
U
خیلی از اوقات
mad as a hornet
<idiom>
U
خیلی عصبانی
in seventh heaven
<idiom>
U
خیلی خوشحال
She is very pretentious.
U
خیلی ادعادارد
too bad
<idiom>
U
خیلی بد ،غم انگیز
bone dry
U
خیلی خشک
extra-
U
بسیار خیلی
extra
U
بسیار خیلی
on any number of occasions
<adv.>
U
خیلی از اوقات
far and away
U
خیلی دور
pixilated
U
خیلی حساس
tickled pink
<idiom>
U
خیلی شادوخوشحال
corking
U
خیلی زیبا
pianissmo
U
خیلی نرم
in a nutshell
U
بطور خیلی مختصر
I greatly appreciate it.
[ I am very greatful]
U
خیلی قدردانی می کنم.
immemorially
U
بطور خیلی قدیم
for a wonder
U
خیلی عجیب است که
stickler
U
سمج خیلی دقیق
iam in bad
U
خیلی در تنگی هستم
from immemorial times
U
از زمان خیلی قدیم
spic and span
<idiom>
U
خیلی تمیز ومرتب
sticklers
U
سمج خیلی دقیق
freezer
U
یخچال خیلی سرد
freezers
U
یخچال خیلی سرد
high grade
U
خیلی پیشرفته پرقدرت
he has much merit
U
خیلی قابلیت دارد
(in) up to the chin
<idiom>
U
خیلی مشغول با کسی
piping hot
U
خیلی تازه ازتنوردرامده
tire out
<idiom>
U
خیلی خسته شدن
soppy
U
خیلی خیس ولغزنده
ingot iron
U
فولاد خیلی نرم
hinted
U
چیز خیلی جزئی
i was very u. at that game
U
خیلی در ان بازی بد اوردم
hint
U
چیز خیلی جزئی
hints
U
چیز خیلی جزئی
highway robbery
<idiom>
U
قیمت خیلی بالا
It's too cold.
آن خیلی سرد است.
It's too hot.
آن خیلی گرم است.
calm sea
U
دریای خیلی ارام
not too expensive
U
خیلی گران نباشد.
heavy sea
U
دریای خیلی خراب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com