Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
plot
U
بردن نقاط روی طرح
plots
U
بردن نقاط روی طرح
plotted
U
بردن نقاط روی طرح
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
plotting
U
ثبت یا رسم مسیر حرکت بردن نقاط روی طرح یانقشه
polar plot
U
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
Other Matches
vertical control
U
کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
gridding
U
محدودیت ساختمان یک تصویرگرافیکی که مستلزم افتادن نقاط پایانی خطوط روی نقاط شبکه است
trig list
U
لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
imbibes
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibing
U
تحلیل بردن فرو بردن
imbibed
U
تحلیل بردن فرو بردن
to push out
U
پیش بردن جلو بردن
imbibe
U
تحلیل بردن فرو بردن
field control
U
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
masochism
U
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
trio
U
نقاط سه قلو
lagrangian points
U
نقاط لاگرانژی
isodose rate
U
خط نقاط متحدالدوز
key points
U
نقاط مهم
trios
U
نقاط سه قلو
interactional points
U
نقاط تماس
keop soo
U
نقاط مرگ
interactional points
U
نقاط تلاقی
key points
U
نقاط حساس
keop soo
U
نقاط حساس
at all points
U
در همه نقاط
triad
U
نقاط سه قلو
triads
U
نقاط سه قلو
coordinate code
U
رمز مختصات نقاط
trig point
U
نقاط مثلث بندی
shoals
U
نقاط کم عمق دریا
geodetic control
U
نقاط کنترل ژئودزی
coordinates
U
طول و عرض نقاط
pin point
U
تعیین دقیق نقاط
isothermal
U
نقاط هم حرارت اب دریا
plotted
U
ثبت مسیریا نقاط
dapple
U
چیزی با نقاط رنگارنگ
vital points
U
نقاط حساس بدن
kyusho
U
نقاط حساس بدن
plots
U
ثبت مسیریا نقاط
plot
U
ثبت مسیریا نقاط
shoal
U
نقاط کم عمق دریا
isoheyt
U
خط شاخص نقاط هم باران
form line
U
خط بین نقاط هم ارتفاع
apparent horizon
U
افق حقیقی نقاط
primary masses
U
نقاط مادی اولیه
floating mark
U
نقاط مواج عکس هوایی
interactive
U
نقاط توقف را تنظیم کند
network
U
اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
isodose rate
U
خط نقاط هم دوز تشعشع اتمی
infield
U
نقاط توپگیری در زمین کریکت
differential leveling
U
تعیین اختلاف تراز نقاط
isoclinal
U
خط نقاط متحدالفشارمغناطیسی روی نقشه
networks
U
اتصال نقاط شبکه به یکدیگر
floating mark
U
نقاط ایستگاه برجسته بینی
graphic
U
به صورت تصاویر و نقاط و نه متن
isogrive
U
خط میزان منحنی نقاط هم ثقل
isopleth
U
نقاط هم ارتفاع موج دریا
geodetic control
U
نقاط کنترل نقشه برداری عمومی
multipass overlap
U
بنابراین نقاط کمتر به نظر می آیند
Antipodes
U
ساکنین نقاط متقاطردر روی زمین
whistle-stop
U
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
matrix
U
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
isobar
U
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
matrixes
U
الگوی نقاط که یک حرف را نشان می دهند
isobars
U
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
antipole
U
ساکنین نقاط متقاطر در روی زمین
geong gyuk
U
نقاط حمله و دفاع کننده تکواندو
nexus
U
نقاط اتصال بین واحدها در شبکه
isobare
U
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
exact location
U
تعیین کردن محل دقیق نقاط
infill
U
نقاط کشیده شده روی نقشه
isogonic line
U
خط میزان منحنی نقاط متحدالانحراف مغناطیسی
jabiru
U
لک لک ابزی نقاط گرم و معتدل امریکا
zenith
U
اوج محور قائم بر افق نقاط
whistle stop
U
در نقاط مختلف از مردم دیدارکوتاهی نمودن
all points addressable graphics
U
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط
quadrantal points
U
نقاط یا قطبهای دستگاه جهت یابی هواپیما
vital point
U
حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
radiolocation
U
تعیین محل نقاط با استفاده ازامواج رادیویی
remaining velocity
U
سرعت گلوله در نقاط مختلف مسیر حرکت
irredentism
U
سیاست اعاده نقاط ایتالیایی زبان بایتالیا
radial line plot
U
روش تعیین محل نقاط بااخراج اشعه
bird's eye perspective
U
پرسپکتیو اجسامی که از نقاط دور دیده میشوند
isogrive
U
خط اتصال نقاط متحدالنیروی ثقل روی نقشه
rise and fall
U
تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
planimetric
U
نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
isogonal
U
خط میزان منحنی نقاط متحدالانحراف مغناطیسی روی نقشه
set
U
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
fit
U
محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
sets
U
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
offset method
U
روش استفاده از خط سری درنشان دادن نقاط روی نقشه
dot pitch
U
فاصله میلیمتری میان نقاط منفرد روی یک صفحه نمایش
centered
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centers
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centre
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centred
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
fits
U
محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
fittest
U
محاسبه منحنی ای که تقریباگ تعداد نقاط یا داده را تقریب می زند
setting up
U
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
graphs
U
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
book
U
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
ink
U
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
books
U
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
graph
U
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
booked
U
اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
isotherm
U
خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
set
U
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
sets
U
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
cabling
U
نموداری که محل کابلها را در یک اداره نشان میدهد از جمله نقاط اتصال را
inks
U
چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
mosaic
U
حرف نمایشی در سیستمهای ویدیویی که از نقاط کوچک تشکیل شده است
setting up
U
نقاط تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab می ایستد
cases
U
دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
isallobar
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
papered
U
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
paper
U
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
case
U
دستور برنامه نویسی که به نقاط مختلف جهش میکند بر حسب مقدار داده
papering
U
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
hypsographic map
U
نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
papers
U
کاغذ طولانی که داده روی آن ضبط میشود به صورت نقاط پانچ شده
enhance
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
curve fitting
U
روش ریاضی برای پیدا کردن یک فرمول که نمایشگرمجموعهای از نقاط داده میباشد
graticule ticks
U
نقاط تقاطع خطوط شبکه بندی نصف النهارات و مدارات روی نقشه
enterprises
U
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
airbrush
U
یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
enhances
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enterprise
U
سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
enhanced
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
enhancing
U
حرف واضح تر یا چاپ گرافیکی با استفاده از نقاط کوچکتر و بیشتر واحد اینچ
phosphor
U
نقاط مجزای فسفر قرمز و سبز و آبی روی صفحه نمایش CRT
tabbing
U
تنظیم یک ستون از اعداد به طوری که نقاط دهدهی عمودی قرار گرفته اند
redundancy
U
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
acupressure
U
روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
redundancies
U
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
needling
U
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
grid
U
الگوها یا خط وطی که روی صفحه نشان داده شده اند و محدوده به نقاط هستند
tabulation
U
نقاط تنظیم در امتداد یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab متوقف میشود
decimal
U
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
U
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
needle
U
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needled
U
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
needles
U
سوزن نازک آهنی روی چاپگر matrix-dot که یکی از نقاط را چاپ می گیرد
grids
U
الگوها یا خط وطی که روی صفحه نشان داده شده اند و محدوده به نقاط هستند
input/output
U
ارسال و دریافت داده بین کامپیوتر و رسانه جانبی و نقاط دیگر خارج سیستم
matrix
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
matrixes
U
الگوی نقاط که یک حرف را روی صفحه نمایش یا matrix-dot یا چاپگر لیزری نشان میدهد
point set curve
U
منحنی ایکه توسط یک سری ازپاره خطهای ترسیم شده میان نقاط تعریف میشود
point designation
U
شبکه بندی مخصوصی که برای تعیین نقاط نسبت به هم روی عکس هوایی کشیده میشود
black matrix
U
صفحه تصویر CRT که نقاط فسفری اطراف رنگ سیاه هستند تا شدت را بیشتر کنند
checkpoint
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
halftones
U
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
black writer
U
چاپگری که در آن تونر به نقاط گرم شده توسط اشعه لیزر می چسبد برای اسکن کردن تصویر
check-points
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
halftone
U
توسط کامپیوتر نمایش داده و چاپ میشود و از گروهی از نقاط برای حالات مختلف استفاده میکند
checkpoints
U
علامتی در نزدیکی خط اغاز هرکدام از نقاط معین توقف در نوعی مسابقه دوصحرانوردی به کمک نقشه وقطبنما
sense probe
U
مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
letter quality printing
U
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
pitch line
U
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
letter quality printing
U
چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
hot spot
U
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
hot spots
U
نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
traced
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
trace
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traces
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
principal line
U
خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
isolead curve
U
خط میزان منحنی نقاط هم سبقت در تیراندازی خط نمایش سبقت
composition and make up terminal
U
صفحه نمایش CRT که قابلیت نمایش و تغییر دقیق اندازههای نقاط و پهنای کاراکترها را دارد
bed levels
U
نقاط ارتفاعی کف کانال درامتداد محور کانال
makgi boowi
U
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
isovelocity
U
نقاط هم سرعت اب دریا خطوط متحدالسرعت اب دریا
spots
U
پیداکردن محل نقاط با دیدبانی دیدبانی کردن
spot
U
پیداکردن محل نقاط با دیدبانی دیدبانی کردن
critical mach number
U
عدد ماخی که در ان جریانهای شتابدار اطراف یک جسم دربعضی نقاط رفته رفته به سرعتهای مافوق صوت میرسند
aileron spar
U
تیرکی تنها درقسمتی از طول بال وجود دارد و نقاط لولاشدن فلپ به بال روی انهاقرار میگیرد
pascal's law
U
هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
decimal
U
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
output
U
1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
outputs
U
1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
decimals
U
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
bar automatic
U
میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
overlaps
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlapped
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap
U
سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
grid
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
centroid
U
در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
hard sectoring
U
می دیسک که هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود و گاهی توسط مجموعهای نقاط پانچ شده اطراف hub مرکزی صورت می گیرد که هر سوراخ شروع سکتور ران نشان میدهد
non-directional design
U
طرح فراگیر
[این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
triad
U
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads
U
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
removing
U
بردن
steer
U
بردن
snatch
U
بردن
to bear away
U
بردن
show to the door
U
تا دم در بردن
snatches
U
بردن
snatching
U
بردن
snatched
U
بردن
portage
U
بردن
to pull off
U
بردن
conveys
U
بردن
conveying
U
بردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com