Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
open
U
برداشتن پوشش یا باز کردن در
opened
U
برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens
U
برداشتن پوشش یا باز کردن در
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
transcribed
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes
U
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
guidance
U
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
nickel clad sheet
U
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel
U
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
screening, screenings
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
U
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
commandeers
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
U
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
warped
U
منحرف کردن تاب برداشتن
warp
U
منحرف کردن تاب برداشتن
forborne
U
دست برداشتن تحمل کردن
photograph
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographed
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
take off
U
برداشتن پرواز کردن هواپیما
photographing
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
warps
U
منحرف کردن تاب برداشتن
photographs
U
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
split
U
ترک برداشتن تقسیم کردن
lops
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lop
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
removal
U
از بین بردن برداشتن پیاده کردن
notate
U
یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
lopped
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping
U
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
to d. up a liquid
U
مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
husks
U
بی پوشش کردن
husk
U
بی پوشش کردن
to make a long arm
[برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
exposes
U
باز کردن پوشش
expose
U
باز کردن پوشش
fanning
U
پوشاندن پوشش کردن
fans
U
پوشاندن پوشش کردن
fan
U
پوشاندن پوشش کردن
fanned
U
پوشاندن پوشش کردن
integument
U
پوشش دار کردن
exposing
U
باز کردن پوشش
comparative cover
U
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
covers
U
روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover
U
روکش کردن پوشانیدن پوشش
coverings
U
روکش کردن پوشانیدن پوشش
screens
U
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings
U
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen
U
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened
U
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
vasectomies
U
عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomy
U
عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
cuticle
U
پوشش مو پوشش شاخی
maneuvering vent
U
شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
roof covering material
U
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
mulch
U
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulches
U
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
decollate
U
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
incrust
U
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
antisubmarine screen
U
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
lifting
U
برداشتن
removing
U
از جا برداشتن
include
U
در برداشتن
to pull off
U
برداشتن
takes
U
برداشتن
take
U
برداشتن
glom
U
برداشتن
remove
U
از جا برداشتن
removing
U
برداشتن
removes
U
برداشتن
removes
U
از جا برداشتن
to pick up
U
برداشتن
includes
U
در برداشتن
lift
U
برداشتن
deleting
U
برداشتن
remove
U
برداشتن
flaw
U
مو برداشتن
countertrace
U
برداشتن از
deletes
U
برداشتن
deleted
U
برداشتن
delete
U
برداشتن
flaws
U
مو برداشتن
ingather
U
برداشتن
lifted
U
برداشتن
to take up
U
برداشتن
to mop up
U
برداشتن
pick up
U
برداشتن
moistening
U
نم برداشتن
pickup
U
برداشتن
sublate
U
برداشتن
to run away with
U
برداشتن
take up
U
برداشتن
ingether
U
برداشتن
lifts
U
برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate .
U
ازمیان برداشتن
to sweep away
U
ازمیان برداشتن
removes
U
برداشتن مهر
demountable
U
قابل برداشتن
off take rudder
U
سکان برداشتن
heave
U
خیز برداشتن
shuffle off
U
به عجله برداشتن
surmounts
U
ازمیان برداشتن
decodes
U
برداشتن رمز
heaved
U
خیز برداشتن
decoded
U
برداشتن رمز
decode
U
برداشتن رمز
run away with
U
برداشتن و در رفتن
remove
U
برداشتن مهر
dequeue
U
برداشتن اقلام یک صف
to break step
U
غلط پا برداشتن
unhood
U
سرپوش برداشتن از
to have one's p taken
U
عکس برداشتن
to receive a wound
U
زخم برداشتن
uncap
U
سر پوش برداشتن از
uncap
U
کلاه از سر برداشتن
clearance
U
برداشتن مانع
surmounting
U
ازمیان برداشتن
to fly to arms
U
سلاح برداشتن
surmounted
U
ازمیان برداشتن
to come at a bound
<idiom>
U
خیز برداشتن
to take the photograph of
U
عکس برداشتن از
map
U
نقشه برداشتن از
maps
U
نقشه برداشتن از
break step
U
غلط پا برداشتن
removing
U
برداشتن مهر
make a copy of
U
رونوشت برداشتن
twists
U
تاب برداشتن
twisting
U
تاب برداشتن
twist
U
تاب برداشتن
snap up
U
تند برداشتن
emarginate
U
برداشتن حاشیه از
elide
U
ازاخر برداشتن
to take off
U
برداشتن بردن
elided
U
ازاخر برداشتن
elides
U
ازاخر برداشتن
eliding
U
ازاخر برداشتن
surmount
U
ازمیان برداشتن
warp
U
تاب برداشتن
polled
U
نمونه برداشتن
unmask
U
نقاب برداشتن از
unmasked
U
نقاب برداشتن از
unmasking
U
نقاب برداشتن از
unmasks
U
نقاب برداشتن از
give up
U
دست برداشتن از
remove slag
U
سرباره را برداشتن
feet
U
پاچنگال برداشتن
poll
U
نمونه برداشتن
cracks
U
شکاف برداشتن
unveil
U
حجاب برداشتن
transcribe
U
رونوشت برداشتن
polls
U
نمونه برداشتن
gait
U
گام برداشتن
warped
U
تاب برداشتن
warps
U
تاب برداشتن
machined
U
براده برداشتن
machine
U
براده برداشتن
list
U
سیاهه برداشتن
ingether
U
خرمن برداشتن
to carry arms
U
سلاح برداشتن
picturize
U
فیلم برداشتن از
spoon
U
با قاشق برداشتن
spooned
U
با قاشق برداشتن
spooning
U
با قاشق برداشتن
spoons
U
با قاشق برداشتن
unveiled
U
حجاب برداشتن
unveiling
U
حجاب برداشتن
stepping
U
گام برداشتن
flaws
U
ترک برداشتن
resign
U
دست برداشتن
unveils
U
حجاب برداشتن
flaw
U
ترک برداشتن
transcribing
U
رونوشت برداشتن
step
U
قدم برداشتن
desist
U
دست برداشتن
step
U
گام برداشتن
machines
U
براده برداشتن
stepping
U
قدم برداشتن
crack
U
شکاف برداشتن
transcribed
U
رونوشت برداشتن
cease
U
دست برداشتن
to d. the cloth
U
رومیزی را برداشتن
transcribes
U
رونوشت برداشتن
to lift up one's hand
U
دست بدعا برداشتن
curl
U
تاب برداشتن فردادن
ingather
U
انباشتن خرمن برداشتن
fracture
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
overcrop
U
زیاد حاصل برداشتن از
fractured
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing
U
مو برداشتن قطعات و وسایل
yerk
U
هل دادن شکاف برداشتن
to get anything out of the way
U
کاری را ازمیان برداشتن
to lift one's hand
U
دست به سوگند برداشتن
crack
U
شکاف برداشتن ترکیدن
to whisk away or off
U
تند بردن برداشتن
to run away with
U
برداشتن ودر رفتن
curls
U
تاب برداشتن فردادن
paces
U
شیوه گام برداشتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com