Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
takeoff
U
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
takeoffs
U
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
clear way
U
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
grub
U
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubs
U
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubbed
U
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
runner
U
دونده
runny
U
دونده
runners
U
دونده
cursorial
U
دونده
Runner
دونده
front-runner
U
دونده پیشتاز
front runner
U
دونده پیشتاز
lanes
U
مسیر هر دونده
hurdler
U
دونده دو با مانع
distance man
U
دونده استقامت
orienteer
U
دونده دو صحرانوردی
lane
U
مسیر هر دونده
distance runner
U
دونده استقامت
front-runners
U
دونده پیشتاز
road racer
U
دونده ماراتون
marathoner
U
دونده دو ماراتون
dashman
U
دونده سرعت
tie up
U
بریدن دونده
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
landing gear
U
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
altitude sickness
U
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
touchdowns
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling
U
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdown
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
staggers
U
خط اغاز مسیر هر دونده
gressorial
U
وابسته به حشرات دونده
sprinters
U
دونده دوهای سرعت
stagger
U
خط اغاز مسیر هر دونده
metric miler
U
دونده دو 0051 متر
miler
U
دونده دو 0051 متر
on deck
U
دونده منتظر نوبت
serpiginous
U
دونده جابجا شونده
sprinter
U
دونده دوهای سرعت
staggering
U
خط اغاز مسیر هر دونده
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
rise
U
برخاستن
to make a move
U
برخاستن
uprise
U
برخاستن
levitate
U
برخاستن
step up
U
برخاستن
get up
U
برخاستن
get out
U
برخاستن
levitated
U
برخاستن
arises
U
برخاستن
rises
U
برخاستن
arise
U
برخاستن
arising
U
برخاستن
levitating
U
برخاستن
levitates
U
برخاستن
arisen
U
برخاستن
air mileage indicator
U
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
plane director
U
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aft
U
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
pulls
U
کندن پشم کندن از
peels
U
پوست کندن کندن
pull
U
کندن پشم کندن از
joggers
U
دونده با گامهای اهسته ومنظم
steeplechaser
U
دونده 003 متر با مانع
jogger
U
دونده با گامهای اهسته ومنظم
intermediate hurdler
U
دونده دو 004 متر با مانع
take off
U
بلند شدن دونده از زمین
to keep late hours
U
دیر برخاستن
resurge
U
دوباره برخاستن
uprise
U
از خواب برخاستن
upping
U
برخاستن بالارفتن
to stand up
U
وایستادن برخاستن
up
U
برخاستن بالارفتن
upped
U
برخاستن بالارفتن
to get off
U
برخاستن ازروی
spoiler
U
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
flags
U
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
flag
U
خسته شدن دونده دراخر مسابقه
collapsed
U
برخاستن روی پرتابگر
blasts
U
برخاستن از سکوی پرتاب
collapses
U
برخاستن روی پرتابگر
collapsing
U
برخاستن روی پرتابگر
blast
U
برخاستن از سکوی پرتاب
maximum take off weight
U
حداکثر وزن برخاستن
collapse
U
برخاستن روی پرتابگر
space charter
U
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
screwpropeller
U
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
to keep early Šor good Šhours
U
زود خوابیدن وزود برخاستن
rises
U
از خواب برخاستن طغیان کردن
rise
U
از خواب برخاستن طغیان کردن
coordinated turn
U
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
get about
U
ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
wet take off
U
برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
moments
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
underdistance
U
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
chop
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chopped
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
block the plate
U
موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
transition altitude
U
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
azimuth indicator
U
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
landplane
U
هواپیمایی که قادر به برخاستن از سطح زمین که شامل برف و یخ نیز میگرددمیباشد
aprons
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
apron
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
troop space
U
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
design take off weight
U
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
design gross weight
U
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
vertical take off and landing
U
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
altitude height
U
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
gyrodyne
U
رتورکرافتی که رتورهای ان هنگام برخاستن شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها دردامنه معینی از سرعت توسط موتور کار میکند
apparent altitude
U
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
stream takeoff
U
حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
point of no return
U
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
plucking
U
کندن
quill
U
پر کندن از
plucked
U
کندن
divulsion
U
کندن
carvings
U
کندن
tweeze
U
کندن مو
graved
U
کندن
pluck
U
کندن
strip
U
کندن
carve
U
کندن
carved
U
کندن
picks
U
کندن
pick
U
کندن
carves
U
کندن
quills
U
پر کندن از
discerption
U
کندن
channeled
U
کندن
channeling
U
کندن
channelled
U
کندن
channels
U
کندن
gouged
U
کندن
gouges
U
کندن
channelize
U
کندن
pug
U
کندن
pugs
U
کندن
channel
U
کندن
gouge
U
کندن
cut out
U
کندن
dig , in
U
کندن
evulsion
U
کندن
incise
U
کندن
incised
U
کندن
mines
U
کندن
mined
U
کندن
mine
U
کندن
avulse
U
از جا کندن
incises
U
کندن
gouging
U
کندن
to break off
U
کندن
scoured
U
کندن
insculp
U
کندن
to put off
U
کندن
scours
U
کندن
take off
U
کندن
gnaw
U
کندن
gnawed
U
کندن
pick-ups
U
کندن
trenches
U
کندن
gnaws
U
کندن
tearoff
U
کندن از
to pick off
U
کندن
elevator
U
از جا کندن
to chip off
U
کندن
raise
U
از جا کندن
scour
U
کندن
raises
U
از جا کندن
to take off
U
کندن
trench
U
کندن
hair pulling
U
کندن مو
elevators
U
از جا کندن
plucks
U
کندن
tweese
U
کندن مو
pick-up
U
کندن
keep good hours
U
زود خوابیدن و زود برخاستن
keep early hours
U
زود خوابیدن و زود برخاستن
keep late hours
U
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
keep bad hours
U
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
ramps
U
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramp
U
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
peel
U
پوست کندن
rending
U
دریدن کندن
graves
U
قبر کندن
flaying
U
پوست کندن از
grave
U
قبر کندن
digs
U
کنایه کندن
trench
U
سنگر کندن
gravest
U
قبر کندن
flay
U
پوست کندن از
moat
U
خندق کندن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com