Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
up
U
برخاستن بالارفتن
upped
U
برخاستن بالارفتن
upping
U
برخاستن بالارفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
levitates
U
برخاستن
levitate
U
برخاستن
levitated
U
برخاستن
arise
U
برخاستن
arising
U
برخاستن
step up
U
برخاستن
levitating
U
برخاستن
get out
U
برخاستن
get up
U
برخاستن
arises
U
برخاستن
rise
U
برخاستن
arisen
U
برخاستن
to make a move
U
برخاستن
rises
U
برخاستن
uprise
U
برخاستن
to look up
U
بالارفتن
ascend
U
بالارفتن
ascended
U
بالارفتن
ascends
U
بالارفتن
boosts
U
بالارفتن
boosted
U
بالارفتن
to go up one pair of stairs
U
بالارفتن
boost
U
بالارفتن
to go up
U
بالارفتن
boosting
U
بالارفتن
to come up
U
بالارفتن
mount
U
:بالارفتن
climbed
U
بالارفتن
climbing
U
بالارفتن
climbs
U
بالارفتن
mounts
U
:بالارفتن
to shoot up
U
بالارفتن
lift
U
بالارفتن
lifted
U
بالارفتن
rises
U
بالارفتن
lifting
U
بالارفتن
rise
U
بالارفتن
lifts
U
بالارفتن
climb
U
بالارفتن
uprise
U
از خواب برخاستن
to get off
U
برخاستن ازروی
resurge
U
دوباره برخاستن
to keep late hours
U
دیر برخاستن
to stand up
U
وایستادن برخاستن
escalating
U
بالارفتن یا بردن
he climbed up the mountain
U
ازکوه بالارفتن
to scale awall
U
بالارفتن ازدیوار
escalates
U
بالارفتن یا بردن
to shoot out
U
بالاجستن بالارفتن
clamber
U
بسختی بالارفتن
clambered
U
بسختی بالارفتن
escalated
U
بالارفتن یا بردن
escalate
U
بالارفتن یا بردن
clambering
U
بسختی بالارفتن
clambers
U
بسختی بالارفتن
to shin up a tree
U
از درختی بالارفتن
maximum take off weight
U
حداکثر وزن برخاستن
blasts
U
برخاستن از سکوی پرتاب
collapses
U
برخاستن روی پرتابگر
collapsing
U
برخاستن روی پرتابگر
blast
U
برخاستن از سکوی پرتاب
collapsed
U
برخاستن روی پرتابگر
collapse
U
برخاستن روی پرتابگر
clamber
U
بادست وپا بالارفتن
clambered
U
بادست وپا بالارفتن
clambering
U
بادست وپا بالارفتن
to run up
U
زود رشدکردن بالارفتن
scrambling
U
بادست وپا بالارفتن
scrambles
U
بادست وپا بالارفتن
scrambled
U
بادست وپا بالارفتن
clambers
U
بادست وپا بالارفتن
scramble
U
بادست وپا بالارفتن
takeoff
U
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
to keep early Šor good Šhours
U
زود خوابیدن وزود برخاستن
takeoffs
U
برخاستن هواپیما از جا کندن دونده
rises
U
از خواب برخاستن طغیان کردن
rise
U
از خواب برخاستن طغیان کردن
ropemanship
U
مهارت دربندبازی یا بالارفتن از طناب
wet take off
U
برخاستن از زمین با استفاده از مکانیزم تزریق اب
get about
U
ازبستر بیماری برخاستن منتشر شدن
zoom
U
وزوز بسرعت ترقی کردن یا بالارفتن
zoomed
U
وزوز بسرعت ترقی کردن یا بالارفتن
zooms
U
وزوز بسرعت ترقی کردن یا بالارفتن
scaling ladder
U
نردبان برای بالارفتن از جاهای محصور
it is not p to climb it
U
نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست
landplane
U
هواپیمایی که قادر به برخاستن از سطح زمین که شامل برف و یخ نیز میگرددمیباشد
design gross weight
U
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
design take off weight
U
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
vertical take off and landing
U
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
gyrodyne
U
رتورکرافتی که رتورهای ان هنگام برخاستن شناورماندن فرود و جلو رفتن تنها دردامنه معینی از سرعت توسط موتور کار میکند
stream takeoff
U
حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
keep early hours
U
زود خوابیدن و زود برخاستن
keep late hours
U
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
keep bad hours
U
دیر خوابیدن و دیر برخاستن
keep good hours
U
زود خوابیدن و زود برخاستن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com