English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
he has a rage for money U برای گرد کردن پول شهوت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
voluptuous U شهوت پرست شهوت انگیز
to gratify ones passions U شهوت رانی کردن
She is passionately fond of tennis . U شهوت تنیس باز ی کردن دارد
to pander any one's lust U وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
concupiscence U شهوت
passion U شهوت
appetites U شهوت
ruts U شهوت
lust U شهوت
desire U شهوت
appetite U شهوت
desires U شهوت
desiring U شهوت
carnality U شهوت
conoupiscence U شهوت
eros U شهوت
rut U شهوت
genital eroticism U شهوت تناسلی
lustfully U از روی شهوت
anal eroticism U شهوت مقعدی
alloerotism U شهوت دگرگرا
satyriasis U شهوت پرستی
sexiness U شهوت انگیزی
graphomania U شهوت نوشتن
tasty <adj.> U شهوت انگیز
red-hot <adj.> U شهوت انگیز
juicy <adj.> U شهوت انگیز
lewdness U شهوت پرستی
sensuality U شهوت پرستی
alloeroticism U شهوت دگرگرا
salacity U شهوت رانی
voluptuate U شهوت انگیزکردن
eroticism U شهوت گرایی
urolagnia U شهوت ادراری
urethral erotism U شهوت میزراهی
lecherous U شهوت پرست
salacious U شهوت پرست
flesh U جسم شهوت
erotism U شهوت گرایی
oral eroticism U شهوت دهانی
orality U شهوت دهانی
lascivious U شهوت انگیز
salaciousness U شهوت رانی
anal erotism U شهوت مقعدی
anality U شهوت مقعدی
liking U شهوت ومیل
voluptuousness U شهوت رانی
anaphrodisia U کاهش شهوت
anaphrodisiac U کاهنده شهوت
organ eroticism U شهوت اندامی
obscene U شهوت انگیز
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
impassion U برسر شهوت اوردن
voluptuously U بطور شهوت انگیز
oestrum U شهوت ومستی جانوران
Lust for power and riches. U شهوت قدرت وثروت
libidinal U وابسته به شهوت جنسی
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. U شهوت کلام دارد
burn U دراتش شهوت سوختن
voluptuously U از روی شهوت پرستی
lasciviously U از روی شهوت پرستی
rut U مست شهوت شدن
libido U شهوت جنسی هوس
libidos U شهوت جنسی هوس
salaciously U از روی شهوت رانی
ruts U مست شهوت شدن
luscious U دلپذیر شهوت انگیز
voyeurism U اطفاء شهوت با نگاه
pornography U نوشته شهوت انگیز
libidinous U وابسته به شهوت جنسی
lustier U قوی شهوت انگیز
burns U دراتش شهوت سوختن
libidinously U از روی شهوت رانی
passionately U بطور شهوت امیز
lusty U قوی شهوت انگیز
to provoke passion U شهوت انگیز بودن
lustiest U قوی شهوت انگیز
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
lust U حرص واز شهوت داشتن
lesbianism U دفع شهوت زنی با زن دیگر
She is blinded by passion . U شهوت او را کور کرده است
lesbians U وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbian U وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
voyeurs U اطفا کننده شهوت بانگاه
venery U شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
to g. with passion U دراتش شهوت یاعشق سوختن
voyeur U اطفا کننده شهوت بانگاه
bawdry U شهوت پرستی [غیر مصطلح]
lewd U ناشی از هرزگی شهوت پرست
satyriasis U نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
sexier U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
pornographic U وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
sexiest U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
pornographer U نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sapphic vice U شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
sexy U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
peeper U اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
peeping Tom U اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
ikon U نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
poeeping tom U ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
to send round the hat U برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register U 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize U اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavourings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
flavorings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
flavoring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
gas fittings U اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
pre engage U ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
line up <idiom> U سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhaul U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
to pine for home U دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauled U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauling U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving U شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
degausser U وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
jigs U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
put up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put-up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
ciphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft U بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it U برای کردن ان
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
so as to quiet him U برای ارام کردن او
the proper time to do a thing U برای کردن کاری
to grub U زیر و رو کردن [برای]
in order to prevent U برای جلوگیری کردن
to mumble [away] to oneself U برای خودشان من من کردن
enabling U تهیه کردن برای
to grub about U زیر و رو کردن [برای]
to prospect [for] U جستجو کردن [برای]
in orders to make it easiter U برای اسان تر کردن ان
to grub U جستجو کردن [برای]
enables U تهیه کردن برای
prone to do something آماده کردن برای
enable U تهیه کردن برای
to grub about U جستجو کردن [برای]
enabled U تهیه کردن برای
to fit with U اماده کردن برای
carry over <idiom> U برای بعد نگهداری کردن
to pander to somebody's ego <idiom> U برای کسی چاپلوسی کردن
higgle U برای سودجویی بحث کردن
warm up <idiom> U گرم کردن (برای بازی)
to schmooze somebody U برای کسی تملق کردن
to butter somebody up U برای کسی تملق کردن
to offer a reward [for] U عرضه کردن پاداشی [برای]
tenderized U برای ترد ونازک کردن ان
tenderizing U برای ترد ونازک کردن ان
to butter somebody up U برای کسی چاپلوسی کردن
mnemonic U برای بار کردن در ثبات A
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
to schmooze somebody U برای کسی چاپلوسی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com