Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to curry favour
[British E]
/favor
[American E]
with somebody
U
برای کسی خود شیرینی کردن
to crawl to somebody
U
برای کسی خود شیرینی کردن
to smarm over somebody
U
برای کسی خود شیرینی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hundreds and thousands
U
یکجور شیرینی که مانند است به ساچمه و برای ارایش بکار میرود
insinuative smile
U
لبخندی که برای خود شیرینی یا خود جا کنی باشد
puff paste
U
نان شیرینی پف کردن
to pick thanks
U
خود شیرینی کردن
ingratiated
U
خود شیرینی کردن
ingratiating
U
خود شیرینی کردن
ingratiate
U
خود شیرینی کردن
shine up to
<idiom>
U
خود شیرینی کردن
ingratiates
U
خود شیرینی کردن
to make up to any one
U
پیش کسی خود شیرینی کردن
polish the apple
<idiom>
U
خود شیرینی کردن ،لعاب دادن به کسی
to ingratite oneself
U
خودرا طرف توجه قرار دادن خود شیرینی کردن
indexing
U
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
autos
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation
U
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
personal
U
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education
U
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
auto
U
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
suck up to some one
U
پیش کسی خود شیرینی کردن پیش کسی چاپلوسی کردن
turnaround time
U
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
diagnostics
U
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
weight belt
U
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
U
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
U
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon
U
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
U
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
bonbon
U
شیرینی
mellifluence
U
شیرینی
sweetmeat
U
شیرینی
melodiousness
U
شیرینی
saccharinity
U
شیرینی
goodies
U
شیرینی
sugars
U
شیرینی
nicy
U
شیرینی
goody
U
شیرینی
confections
U
شیرینی
confection
U
شیرینی
sugar candy
U
شیرینی
marzipan
U
شیرینی
sweetness
U
شیرینی
sweet stuff
U
شیرینی
love liness
U
شیرینی
sugar
U
شیرینی
patisserie
U
شیرینی
lolipops
U
شیرینی
confetti
U
شیرینی
pastries
U
شیرینی
pastry
U
شیرینی
amiability or amiableness
U
شیرینی
amiability
U
شیرینی
loveliness
U
شیرینی
patisseries
U
شیرینی
blintz
U
نوعی شیرینی
cookie
U
شیرینی بیسکویت
cookies
U
شیرینی بیسکویت
cookie
U
شیرینی خشک
sweet tooth
U
علاقمند به شیرینی
sweetmeat
U
شیرینی جات
sugared
U
شیرینی زده
bakemeat
U
نان شیرینی
baked meat
U
نان شیرینی
ingratiation
U
خود شیرینی
elecampane
U
نوعی شیرینی
cookies
U
شیرینی خشک
custard pie
U
یکجور شیرینی
crackers
U
یکجور شیرینی
tucks
U
شیرینی مربا
kissing comfit
U
شیرینی معطر
corn ball
U
شیرینی چس فیل
cooky
U
شیرینی خشک
cooky
U
شیرینی بیسکویت
wafer
U
شیرینی پنجرهای
puff pastry
U
شیرینی پفکی
blintze
U
نوعی شیرینی
wafers
U
شیرینی پنجرهای
confectionary
U
شیرینی سازی
freshness
U
شیرینی بی نمکی
tuck
U
شیرینی مربا
tucking
U
شیرینی مربا
costs arabicus
U
قسط شیرینی
sweet tooth
U
شیرینی دوست
cracker
U
یکجور شیرینی
confectioners
U
شیرینی فروش
confectioner
U
شیرینی فروش
box suitmeats
U
جعبه شیرینی
to send round the hat
U
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
minted
U
شیرینی معطر با نعناع
mint
U
شیرینی معطر با نعناع
tart
U
نان شیرینی مربایی
tarts
U
نان شیرینی مربایی
confectionary
U
شیرینی ساز قنادی
confectionery
U
صنعت شیرینی سازی
pasted
U
نوعی شیرینی چسباندن
mints
U
شیرینی معطر با نعناع
pastes
U
نوعی شیرینی چسباندن
minting
U
شیرینی معطر با نعناع
buttercups
U
نوعی شیرینی کوچک
buttercup
U
نوعی شیرینی کوچک
bagel
U
نان شیرینی حلقوی
paste
U
نوعی شیرینی چسباندن
sweetshop
U
شیرینی فروشی قنادی
insinuator
U
خود شیرینی کننده
insinuative
U
مبنی بر خود شیرینی
custard
U
یکجور شیرینی یا فرنی
french pastry
U
شیرینی اردینه فرانسوی
ingratiatingly
U
ازراه خود شیرینی
pasting
U
نوعی شیرینی چسباندن
Too much sweetnes cloys.
U
شیرینی زیاد دل را می زند
pasty
U
شیرینی میوه دار
kuchen
U
نان شیرینی کاکائودار
nougat
U
شیرینی بادام دار
pasties
U
شیرینی میوه دار
ratafee
U
نان شیرینی بادامی
ratafia
U
نان شیرینی بادامی
to have a sweet tooth
U
شیرینی دوست بودن
fondants
U
شیرینی ای که در دهان اب میشود
patisseries
U
مغازهی شیرینی پزی
marshmallow
U
نوعی شیرینی خمیرمانند
marchpane
U
نان شیرینی بادامی
marshmallows
U
نوعی شیرینی خمیرمانند
fondant
U
شیرینی ای که در دهان اب میشود
patisserie
U
مغازهی شیرینی پزی
douceur
U
شیرینی وفرافت رفتار
frosting
U
رویه خامهای کیک یا شیرینی
elf dock
U
شیرینی که اززنجبیل شامی سازند
bakemeat
U
شیرینی اردی غذای پخته
doughboy
U
نان شیرینی میوه دار
bakery
U
دکان نانوایی یا شیرینی پزی
bakeries
U
دکان نانوایی یا شیرینی پزی
floating island
U
جزیره شناور ومصنوعی شیرینی
puff pastry
U
شیرینی دارای خامهی پف کرده
Wont you have sweets (candies)
U
شیرینی میل نمی کنید ؟
croissants
U
نان شیرینی هلالی شکل
baked meat
U
شیرینی اردی غذای پخته
B register
U
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leader
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders
U
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
shortening
U
روغن ترد کننده شیرینی وغیره
icing
U
شکر و تخم مرغ روی شیرینی
doughnuts
U
نان شیرینی گرد ومانند حلقه
patty
U
نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
She is fond of sweet things.
U
از چیزهای شیرین ( شیرینی ) خوشش می آید
brownie
U
یکنوع نان شیرینی میوه دار
I clinched a lucrative deal.
U
معامله چربی ( شیرینی ) انچام دادم
pastille
U
قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
girgerbread
U
نوعی نان شیرینی که زنجبیل دارد
pattie
U
نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
limonene
U
هیدروکربن شیرینی بفرمول 61H 01C
sweethearts
U
نوعی نان شیرینی بشکل قلب
sweetheart
U
نوعی نان شیرینی بشکل قلب
cybercafe
U
نیز قهوه و شیرینی در آن موجود است
pastil
U
قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
brownies
U
یکنوع نان شیرینی میوه دار
doughnut
U
نان شیرینی گرد ومانند حلقه
patties
U
نان شیرینی میوه داریاگوشت دار
marsh mallow
U
یکجور شیرینی که از ریشه خطمی میسازند
pastilles
U
قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
pastile
U
قرص دارویی که روی ان شیرینی باشد
deleting
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoed
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
U
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
pastry
U
کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
gingersnap
U
نوعی نان شیرینی ترد زنجبیل دار
apple dumpling
U
شیرینی پخته شده با سیب درونش
[آشپزی]
pastries
U
کماج وکلوچه ومانند انها شیرینی پزی
jelly roll
U
نان شیرینی ژله دار ولوله کرده
lachryma christi
U
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
Christmas biscuit
[British]
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
Christmas cookie
[American]
U
شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس
[غذا و آشپزخانه]
colas
U
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
apple fritters
[British English]
U
قاچ سیب درخمیر سرخ شده
[یک نوع شیرینی]
apple beignets
[American English]
U
قاچ سیب درخمیر سرخ شده
[یک نوع شیرینی]
lollipop
U
اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
lollipops
U
اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
ingratiatory
U
طرف توجه قرار دهنده امیخته بخود شیرینی
caramel
U
یکجور شیرینی مرکب از قند وشیره ومیوه تافی
caramels
U
یکجور شیرینی مرکب از قند وشیره ومیوه تافی
sago
U
شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
cola
U
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
lollypop
U
اب نبات یا شیرینی که در سرچوب نصب شده وبچه ها انرامیمکند
mousses
U
خامه زده که شیرینی بان سردمی کنندیا افسرده شود
mousse
U
خامه زده که شیرینی بان سردمی کنندیا افسرده شود
macaroon
U
نان شیرینی مرکب از شکر وزرده تخم مرغ و بادام
macaroons
U
نان شیرینی مرکب از شکر وزرده تخم مرغ و بادام
strudel
U
ورقه نازک خمیر پخته که لوله شده و لای ان شیرینی باشد
muffins
U
نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
muffin
U
نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
winterize
U
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com