Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
as a warning to others
U
برای عبرت دیگران
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
as warning to
U
برای عبرت
this was a lesson for him
U
این برای او عبرت شد
people who live in glass houses should not throw stones
<idiom>
U
هرچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم ب"سند
claptrap
U
سخنی که برای ستایش دیگران بگویند
pestiferously
U
چنانکه برای اخلاق دیگران زیان اور باشد
to pound the filed
U
غیر قابل عبور کردن ازحصاری که برای دیگران غیرقابل عبوراست
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
encroachments
U
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
encroachment
U
تخطی به حقوق دیگران یا سرزمین دیگران
how about
<idiom>
برای ارائه پشنهاد یا جویا شدن نظر دیگران در مورد چیزی یا کاری استفاده می شود
link
U
برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
byword
U
عبرت
bywords
U
عبرت
ensample
U
عبرت
warning
U
عبرت
warnings
U
عبرت
example
U
سرمشق عبرت
to become a proverb
U
عبرت شدن
to take example
U
عبرت گرفتن
examples
U
سرمشق عبرت
gazing stock
U
مایه عبرت
instructiveness
U
دربرداشتن درس و عبرت
instructively
U
بطور عبرت امیز
pragmatically
U
بطور علمی یا عبرت اموز فضولانه
rests
U
دیگران
rest
U
دیگران
aside
U
جدااز دیگران
asides
U
جدااز دیگران
et al
U
مخفف و دیگران
regrad for others
U
ملاحظه دیگران
regard for others
U
رعایت دیگران
regard for others
U
واهمه از دیگران
regard for others
U
ملاحظه دیگران
What do the others say?
U
دیگران چه می گویند؟
dummies
U
الت دست دیگران
take after
<idiom>
U
مثل دیگران رفتارکردن
infringement on others rights
U
تخطی به حقوق دیگران
steal one's thunder
<idiom>
U
قاپیدن کلام دیگران
spoilsman
U
محل عیش دیگران
under one's belt
<idiom>
U
استفاده از تجارب دیگران
spoiler
U
محل عیش دیگران
infringer
U
متخطی به حقوق دیگران
vicarious saccifice
U
خودش به جای دیگران
an outrage upon justice
U
پایمال سازی حق دیگران
one-upmanship
<idiom>
U
توانایی سر بودن از دیگران
dummy
U
الت دست دیگران
prevenance
U
توجه باحتیاجات دیگران
to pull the strings
U
دیگران را الت قراردادن
mind reader
U
کاشف افکار دیگران
breaches
U
تجاوز به حقوق دیگران
breached
U
تجاوز به حقوق دیگران
breach
U
تجاوز به حقوق دیگران
mind readers
U
کاشف افکار دیگران
draw away
U
دیگران را پست سرگذاشتن
to live at the expense of society
U
بار دیگران شدن
individualizes
U
از دیگران جدا کردن
mind reading
U
کشف افکار دیگران
individualize
U
از دیگران جدا کردن
individualized
U
از دیگران جدا کردن
individualises
U
از دیگران جدا کردن
individualizing
U
از دیگران جدا کردن
prepotent
U
نیرومندتر از دیگران غالب
individualised
U
از دیگران جدا کردن
individualising
U
از دیگران جدا کردن
to act independently of others
U
کاری به کار دیگران نداشتن
to i. upo other's rights
U
بحقوق دیگران تجاوز کردن
Pry not into the affair of others.
<proverb>
U
در کار دیگران مداخله مکن .
to trespass
U
بحقوق دیگران تجاوز کردن
to mack i. about a person
U
در باره کسی از دیگران جویاشدن
blazing star
U
هرچیزی که موردتوجه دیگران باشد
interlope
U
پادرمیان کار دیگران گذاردن
john aleay jones
U
جان که نام دیگران جوتراست
to break the ice
U
دیگران شکل ابتدائی رانداشتن
splurging
U
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
run away with
<idiom>
U
سربودن ،بهتراز دیگران بودن
ghost-writers
U
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
splurges
U
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
ghost-writer
U
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
splurged
U
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
competition clause
U
شرط ممانعت از دخول دیگران
proportion
U
اندازه چیزی در برابر با دیگران
splurge
U
ریخت وپاش به رخ دیگران کشیدن
scapegoat
کسی را قربانی دیگران کردن
scapegoat
کسی که قربانی دیگران شود
i do not know;try the others
U
من نمیدانم ببینید دیگران میمانند یا نه
to be the odd one out
<idiom>
U
نامشابه
[دیگران در گروهی]
بودن
scapegoats
U
کسیکه قربانی دیگران شود
scapegoats
U
کسی راقربانی دیگران کردن
To pick other peoples brains.
U
از افکار دیگران استفاده کردن
ghost writer
U
کسیکه بجای دیگران چیزمینویسد
To put ones nose into other peoples affairs .
U
درکار دیگران فضولی کردن
draw away
U
جلوتر از دیگران حرکت کردن
plagiarize
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
to throw one's lot
U
با بخت یا سهم دیگران شریک شدن
plagiarises
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
rain on someone's parade
<idiom>
U
برنامه های دیگران را مختل کردن
plagiarized
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
to put in a piece of work
U
بخشی از کار دیگران را انجام دادن
Be quiet so as not to wake the others.
U
ساکت باشید تا دیگران را بیدار نکنید.
plagiary
U
سارق اثار ادبی و هنری دیگران
upstaged
U
توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstages
U
توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstaging
U
توجه دیگران را به خود جلب کردن
to interject a remark
U
سخنی را در میان سخن دیگران گفتن
sadist
U
کسیکه از زجر دیگران لذت میبرد
copiers
U
مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
To lay one self open to ridicule .
U
خودراآلت دست ومسخره دیگران قراردادن
plagiarised
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
spoilsports
U
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
poke
U
سکه زدن فضولی در کار دیگران
go (someone) one better
<idiom>
U
کاری را بهتراز دیگران انجام دادن
have a way with
<idiom>
U
تحت نفوذ قرار دادن دیگران
spoilsport
U
کسیکه بازی دیگران را خراب میکند
plagiarist
U
اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
oddball
<idiom>
U
کسی که رفتارش با دیگران فرق میکند
sadistic
U
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
peeping Tom
<idiom>
U
کسی که به پنجره دیگران نگاه میکند
spoilsports
U
کسی که عیش دیگران را منغص میکند
sadistically
U
کسیکه اززجر دیگران لذت میبرد
you said it/you can say that again
<idiom>
U
نشان دادن موفقیت با نظریه دیگران
poking
U
سکه زدن فضولی در کار دیگران
copier
U
مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
cool one's heels
<idiom>
U
به علت بی ادبی دیگران منتظر ماندن
pokes
U
سکه زدن فضولی در کار دیگران
swim against the tide/current
<idiom>
U
کاری متفاوت از دیگران انجام دادن
poked
U
سکه زدن فضولی در کار دیگران
spoilsport
U
کسی که عیش دیگران را منغص میکند
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
to herd with other people
U
با مردم دیگر پیوستن درگروه دیگران درامدن
Schadenfreude
U
لذتی که شخصی از رنج کشیدن دیگران میبرد
She is more culpable than the others.
U
او
[زن]
بیشتر از دیگران گناه کار
[مقصر]
است.
exclucivism
U
بیمیلی بداخل کردن دیگران درحلقه خود
parrotry
U
بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
cats paw
U
الت دست دیگران گره پنجه گربهای
His happiness consists in helping others.
U
خوشبختی او در این است که به دیگران کمک کند.
bohemian
U
که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
bohemians
U
که درزندگی یاکارخودبرسم وقانون دیگران کاری ندارد
self enforcing
U
دارای قدرت تحمیل اراده خودبر دیگران
ignored
U
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
totaquina
U
داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
totaquine
U
داروی ضد مالاریا مرکب ازگنه گنه وترکیبات دیگران
ignores
U
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
sport
U
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
sported
U
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
noctule
U
یکجور شب کور در انگلستان که از همه شبکورهای دیگران کشوربزرگتراست
ignore
U
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
sports
U
پوشیدن وبرخ دیگران کشیدن ورزش وتفریح کردن
ignoring
U
تشخیص ندان یا انجام ندادن آنچه دیگران می گویند
interloper
U
کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
misprision
U
گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
These pants do not look any different than the others.
U
به نظر نمی آید که این شلوار از دیگران متفاوت باشد.
interlopers
U
کسیکه در کار دیگران مداخله میکندوایشان را ازسودبردن بازمی دارد
echolalia
U
تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea.
U
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
livery stable
U
اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
Eavesdrop
U
فالگوش ایستادن، استراق سمع کردن، یواشکی حرفهای دیگران را شنیدن
fast talker
<idiom>
U
گوینده خوب کسی است که بتواند دیگران متقاعد کند
building blocks
U
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
to bring somebody into line
U
زور کردن کسی که خودش را
[به دیگران]
وفق بدهد یا هم معیار بشود
Wise men learn by other mens mistakes;fools by the.
<proverb>
U
مردم عاقل از اشتباهات دیگران درس مى گیرند جاهلان از خطاهاى خود .
building block
U
واحد مستقل که میتواند با دیگران ترکیب شود و یک سیستم تشکیل دهد
filter
U
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
filters
U
مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
U
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
conspicuious consumption
U
مصرف افراطی مصرفی که هدفش خودنمائی به دیگران است این اصطلاح اولین بار بوسیله تورستین وبلن اقتصاددان امریکائی
caveator
U
کسیکه درضمن تقاضای ثبت اختراع تقاضامیکند به تقاضای دیگران تر
Baldenfreude
U
[حس ارضایی که از کچل بودن یا کچل شدن دیگران به دست میاید]
drives
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
joint tenants
U
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
recalls
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
narrative
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
narratives
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
c
U
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
recall
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function
U
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
recalled
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
teacloths
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
bins
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
bin
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
no show
U
مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
revenue tax
U
مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
permanent
U
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
iil
U
دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
teacloth
U
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
open
U
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
doubled up
U
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
redundancy
U
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com