English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to haul up U برای بازخواست صداکردن بازخواست کردن از
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bring to book U بازخواست کردن از
to have up U بازخواست کردن از
to bring to book U بازخواست کردن از
to call to account U بازخواست یامواخذه کردن از حساب خواستن از
dressing-down U بازخواست
chidden U صداکردن سرزنش کردن
to call in U صداکردن
sordine U صداکردن
blares U صداکردن
devocalize U بی صداکردن
blaring U صداکردن
devoice U بی صداکردن
blared U صداکردن
cleft grafting U صداکردن
blare U صداکردن
name U بنام صداکردن
names U بنام صداکردن
sound U صدا دادن صداکردن
sounded U صدا دادن صداکردن
soundest U صدا دادن صداکردن
sounds U صدا دادن صداکردن
baet U صداکردن کوس زدن
To call someone. U کسی را صدا زدن ؟( صداکردن )
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon U نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times U 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat U برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register U 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader U بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk U فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoed U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing U حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
winterize U اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
flavourings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavoring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
flavorings U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
flavouring U چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود
pre engage U ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
gas fittings U اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا
to pine for home U دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن
overhauled U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
line up <idiom> U سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
overhauling U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhauls U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
overhaul U برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن
clearance diving U شیرجه رفتن برای پاک کردن مین شیرجه برای مین روبی
degausser U وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن
jig U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs U ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
arm U 1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال
put-up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
put up U برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن
ciphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cipher U رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
service U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
serviced U برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft U بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
QBE U زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود
for doing it U برای کردن ان
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
in order to prevent U برای جلوگیری کردن
to grub U زیر و رو کردن [برای]
to grub about U زیر و رو کردن [برای]
to grub U جستجو کردن [برای]
to grub about U جستجو کردن [برای]
the proper time to do a thing U برای کردن کاری
in orders to make it easiter U برای اسان تر کردن ان
to mumble [away] to oneself U برای خودشان من من کردن
prone to do something آماده کردن برای
enabled U تهیه کردن برای
enabling U تهیه کردن برای
enables U تهیه کردن برای
to fit with U اماده کردن برای
enable U تهیه کردن برای
to prospect [for] U جستجو کردن [برای]
so as to quiet him U برای ارام کردن او
prone to do something آماده برای کردن کاری
the right way to do a thing U صحیح برای کردن کاری
to offer a reward [for] U عرضه کردن پاداشی [برای]
tenderised U برای ترد ونازک کردن ان
to go round U برای همه کفایت کردن
mnemonic U برای بار کردن در ثبات A
to save for retirement U برای بازنشستگی پس انداز کردن
to take pity on any one U برای کسی دلسوزی کردن
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
to make room for a person U جا برای کسی باز کردن
gags U مانع فراهم کردن برای
to hang on the rear U برای حمله دنبال کردن
to butter somebody up U برای کسی چاپلوسی کردن
gag U مانع فراهم کردن برای
bucket step U فیکس کردن پا برای استراحت
tenderize U برای ترد ونازک کردن ان
tenderizes U برای ترد ونازک کردن ان
tenderized U برای ترد ونازک کردن ان
to pander to somebody's ego <idiom> U برای کسی چاپلوسی کردن
tenderising U برای ترد ونازک کردن ان
tenderises U برای ترد ونازک کردن ان
warm up <idiom> U گرم کردن (برای بازی)
gagging U مانع فراهم کردن برای
gagged U مانع فراهم کردن برای
carry over <idiom> U برای بعد نگهداری کردن
bolster plate U صفحه برای مهار کردن
higgle U برای سودجویی بحث کردن
to underspend [on] U ناکافی خرج کردن [برای]
to schmooze somebody U برای کسی چاپلوسی کردن
to butter somebody up U برای کسی تملق کردن
to schmooze somebody U برای کسی تملق کردن
forthcomming U اماده برای ارائه کردن
tenderizing U برای ترد ونازک کردن ان
strategies U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategy U طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link U روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA U روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
reworked U برای کاربرد مجدد آماده کردن
interacting U برای عمل کردن روی یکدیگر
crossover U متقاطع کردن برای ازدیادفشار و سرعت
prostitute U برای پول خود را پست کردن
prostitutes U برای پول خود را پست کردن
interacts U برای عمل کردن روی یکدیگر
to save up for something U برای چیزی صرفه جویی کردن
to save for something U پس انداز کردن [اندوختن ] برای چیزی
to set up somebody [for something] U پاپوش درست کردن برای کسی
garnishing U رنگ امیزی کردن برای استتار
reworks U برای کاربرد مجدد آماده کردن
to atone for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
interact U برای عمل کردن روی یکدیگر
interacted U برای عمل کردن روی یکدیگر
to make amends for something U جلب رضایت کردن برای چیزی
reworking U برای کاربرد مجدد آماده کردن
to affect something [cultivate for effect] U کوشش کردن برای به نتیجه ای رسیدن
to empower somebody to do something U کسی را برای کاری مخیر کردن
to fit a dress on somebody U جامه ای را برای کسی اندازه کردن
sexualize U جنس برای چیزی تعیین کردن
It is written for our benefit U نوشته کردن برای ما فایده دارد
to hire U برگزیدن برای کار [استخدام کردن]
tassel U پارچه برای تمیز کردن تیر
tassels U پارچه برای تمیز کردن تیر
spoon-feed <idiom> U ساده کردن چیزی برای کسی
to call somebody to [for] something U از کسی برای چیزی درخواست کردن
lay up <idiom> U ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
to have a look round [around] the shops [British E] U برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round [around] the stores [American E] U برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
make room for someone or something <idiom> U برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
to work for peanuts <idiom> U برای چندرغازی کار کردن [اصطلاح]
spaced armor U دو پوسته کردن زره برای تقویت ان
no answer [n/a] [in forms] U بدون پاسخ [در برگه برای پر کردن]
make a run for it <idiom> U برای نجات جان فرار کردن
to seek somebody out U جستجو برای پیدا کردن کسی
pretty to look at [to watch] U زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
to frame someone U پاپوش درست کردن برای کسی
winterization U اماده کردن برای کار در زمستان
martemper U حمام گرم برای سخت کردن
within reach of gunshot U کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
peccability U ژمادگی برای گناه کردن جایزالخطایی
minimax U روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
to set measures to anything U برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
paints U رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
to sign on U برای سربازی اسم نویسی کردن
to scramble for a living U برای معاش یازندگی تلاش کردن
to raise the wind U پول برای مقصودی فراهم کردن
zamboni U دستگاه چهارچرخه برای صاف کردن یخ
paint U رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
potential U توانایی انرژی برای کار کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com