English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
draft at sight U برات به رویت
sight draft U برات به رویت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bill pay able at sight U برات رویت
Other Matches
retour sans protet U اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
payable at sight U قابل پرداخت به محض رویت به رویت
clearing a bill U محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
drawer U محال علیه برات برات کش
drawers U محال علیه برات برات کش
sight U رویت
sights U رویت
at sight U به رویت
visible U قابل رویت
seeing U بینش رویت
apparent U قابل رویت
sights U رویت کردن
option of inspection U خیار رویت
macroscopic U قابل رویت
visibility U قابلیت رویت
angle of sight U زاویه رویت
sight U رویت کردن
anchor in sight U لنگر رویت شد
at sight U بمحض رویت
preview U قبلا رویت کردن
parallax-free <adj.> U بدون اختلاف در رویت
inenarrable U غیر قابل رویت
invisible trade U تجارت غیرقابل رویت
invisibles U معاملات غیرقابل رویت
visible U نمایان قابل رویت
visibles U کالاهای قابل رویت
previews U قبلا رویت کردن
visibility U قابلیت دید قابل رویت بودن
prevue U قبلا رویت کردن اطلاع قبلی
uncovered U واضح قابل رویت غیر سری
the pot calls the kettle black U دیگ بدیگ میگوید رویت سیاه
What brazen cheek ! Ilike your impudence . U بنازم که خیلی رویت زیاد است ( پررویی) !
Please face me when I'm talking to you. U لطفا وقتی که با تو صحبت می کنم رویت را به من بکن.
heliacal U ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشیدقابل رویت است
parallax U اختلاف رویت با در نظر گرفتن محل دید نافر
discrimination U حداقل جدایی برای رویت دوهدف بصورت مجزا در رادار
subaqueous ranging U طریقه اکتشاف و تعیین محل هدفهای غیرقابل رویت دریایی
helical U ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
chip U خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
chips U خرده فلزی که قابل رویت که از موتور یا سایر دستگاههاجدا شده باشد
reflected code U سیستم کد گذاری که نمایش دو رویت اعداد دهی با یک بیت در زمان از یک عدد به بعدی تغییر میکند
drawer U برات کش
drafted U برات
drafts U برات
bill of e. U برات
bill of exchange U برات
bill exchange U برات
drawers U برات کش
bill of exgchange U برات
honours U برات
honored U برات
honouring U برات
honoured U برات
honour U برات
draft U برات
honoring U برات
cheque U برات
cheques U برات
honors U برات
bill U برات
bills U برات
cambist U دلال برات
drawer of a bill of exchange U برات دهنده
drawee U برات گیر
draft at sight U برات دیداری
short bill U برات کم مدت
dishoner U نکول برات
currency of a bill U مدت برات
clean bill U برات ساده
retired draft U لاشه برات
sight bill U برات دیداری
trade acceptance U برات قبولی
make a draft for U برات کردن
usance bill U برات به وعده
sight draft U برات دیداری
re draft U برات رجوعی
re draft U برات رجوعی
indorsee U برات گیر
re exchange U برات رجوعی
honor U پذیرفتن برات
foreign bill U برات خارجی
foreign bill U برات ارزی
exequatur U برات قونسول
enfacement U رونویسی برات
due bill U برات پرداختنی
drawn on U برات کشیدن
on sight bill of exchange U برات عندالمطالبه
drafts U برات کشی
draft U برات کشی
draft U حواله برات
dishonouring U نکول برات
dishonours U نکول برات
drafts U حواله برات
draw U برات کشیدن
draws U برات کشیدن
holder U دارنده برات
holders U دارنده برات
drawer U کشنده برات یا چک
drawer U برات دهنده
drawers U کشنده برات یا چک
drawers U برات گیر
dishonoured U نکول برات
draft U برات سفته
dishonour U نکول برات
dishonors U نکول برات
drafts U برات سفته
paper U سفته برات
papered U سفته برات
papering U سفته برات
papers U سفته برات
kite U برات صوری
kite U برات دوستانه
kites U برات صوری
kites U برات دوستانه
drafted U برات سفته
drafted U برات کشی
drafted U حواله برات
dishonored U نکول برات
dishonoring U نکول برات
drawers U برات دهنده
agiotage U دلالی برات
bankbill U برات بانک
bill exchange U برات بازرگانی
premium U صرف برات
bank bill U برات بانک
bill pay able at sight U برات دیداری
bank draft U برات بانکی
bill broker U دلال برات
drawer U برات گیر
bill of exchange U برات مبادلهای
premiums U صرف برات
bill of exchange U برات ارزی
accommodation acceptance U برات دوستانه
accommodation bill U برات دوستانه
time draft U برات مدت دار
discount with U تنزیل کردن برات
bill time draft U برات وسفته موجل
days sight draft U برات دیداری 06 روزه
on sight bill of exchange U برات برویت یا دیداری
blank endorsement U برات سفید مهر
sight draft U برات یا حواله دیداری
drawers U برات دهنده محیل
drawer U برات دهنده محیل
first of exchange U نسخه اصلی برات
bill payable U برات قابل پرداخت
discounts U برات را نزول کردن
discounting U برات را نزول کردن
discounted U برات را نزول کردن
draft at tenor U برات مدت دار
usance U برات وعده دار
overdue draft U برات سررسید گذشته
discount U برات را نزول کردن
when will that bill fall due ? U سررسید پرداخت ان برات کی است
bills payable برات های پرداخت کردنی
when does the bill fall due ? U سررسید برات چه موقعی است
I felt it it in my bones. I had a hunch. U بدلم برات شده بود
the bill is undue U وعده برات نرسیده است
date on which a bill falls due U موعد پرداخت برات یا سفته
short bills U سفته یا برات کوتاه مدت
enface U در روی برات نوشتن یامهرزدن
payment against a draft U پیش پرداخت در مقابل برات
bill of exchange U حواله یا برات کتبی غیرمشروط
draw on U عهده کسی برات کشیدن
angle of view U زاویه رویت دوربین عکاسی میدان دید دوربین
return account U صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
foreign bill U برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
the bill has come to maturity U وعده پرداخت برات رسیده است
the bill of has come to mature U وعده پرداخت برات رسیده است
the bill is overdraw U سر رسید برات منقضی شده است
billhead U کاغذی که شبیه برات چاپی است
the bill has come to maturity U موعد پرداخت برات منقضی شده است
Now I am going to tell you something. U حالا میخوام برات یه چیزی تعریف کنم.
road test U ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
discount house U موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
pot calling the kettle black <idiom> U دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه
invisible assets U دارائیهای نامرئی دارائیهای غیرقابل رویت
bill time draft U برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
date of grace U مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
overdraw U بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
endorsee U کسی که برات یا هر سنددیگری از قبیل چک و سفته در وجه او فهر نویسی و به او تسلیم میشود
sights U بازرسی کردن رویت کردن
sight U بازرسی کردن رویت کردن
sensible U قابل درک قابل رویت
qualified indorsement U فهرنویسی برات یا سفته با ذکرمطلبی که مسئوولیت فهرنویس را نسبت به ان چه قانون مقرر داشته است محدودتر یا وسیعتر کند
sight bill U حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
presentment U ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
per procurationem U به نمایندگی قبولی برات به نمایندگی دیگری نوشتن
sets of bill U نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
due bill U در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com