English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ignominy U بد نامی
calumnies U بد نامی
calumny U بد نامی
depravation U بد نامی
depravement U بد نامی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
symbolic U نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
symbolically U نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
famous U معروف نامی
illustrious U نامی
host U نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
hosted U نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
hosting U نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
hosts U نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
rating U توان نامی توان قدرت
ratings U توان نامی توان قدرت
shaken U وابسته به شکسپیر شاعر نامی انگلیس
allocated time U زمان نامی
anomia U زبان پریشی نامی
big five U بیشتر باthe بزرگان پنجگانه . نامی است که در کنفرانس صلح پاریس 9191 به فرانسه امریکا
cock a doodle doo U نامی که بچه بخروس میدهد
color anomia U زبان پریشی نامی رنگها
data aggregate U مجموعهای ازاقلام داده درون یک رکورد که نامی به ان داده شده است وبه صورت کلی به ان رجوع می گردد
design size U اندازه نامی
frequency range U حیطه فرکانس نامی
frequency range U محدوده فرکانس نامی
heraclidae U اولادهرکول پهلوان نامی یونان
hercules U پهلوان نامی اساطیریونان و روم
i sold it to one abdullah U به عبدالله نامی انرا فروختم
impedance voltage U ولتاژاتصال کوتاه نامی
koh i noor U کوه نور:الماس نامی هندوستان که اکنون جزودارایی پادشاه انگلیس است
log in name U نامی که توسط ان سیستم کامپیوتر استفاده کننده را می شناسد
matronymic U مادر نامی
maximum current rating U جریان نامی حداکثر
maximum load rating U قابلیت بارگیری نامی حداکثر
maximum ratings U مقدار نامی حداکثر
motor rating U توان نامی موتور
nominal bandwidth U پهنای باند نامی
nominal diameter U قطر نامی
nominal frequency U فرکانس نامی
nominal length U طول نامی
nominal size U اندازه نامی
patronymic U پدر نامی
rated fatigue limit U حد دوام نامی
rated output U توان نامی
rated pay load U بار مفید نامی
rated value U مقدار نامی
rontgen U نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
symbolic i/o assignment U نامی برای مشخص کردن یک واحد ورودی خروجی
the porch U رواق یا ایوان نامی اتن وشاگردانش بیشتربدانجامیرفتند
to win one's spurs U بدرجه سلحشوری رسیدن برجسته شدن نامی شدن شهرت یافتن
toponymic U وابسته به مکان نامی
toponymy U ذکر اسامی نواحی مکان نامی
traducement U بدنام سازی بد نامی
virgilian U به شیوه virgil شاعر نامی روم
to be called U به نامی خوانده شدن
Glasgow School U [نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com