Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
off-color
<idiom>
U
بد مزه ،کثیف ،بیادب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
impure
U
کثیف ناصاف
slum
U
محله کثیف
slums
U
محله کثیف
sloppily
U
کثیف
sloppy
U
کثیف
gunk
U
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
lousy
U
کثیف
splodge
U
کثیف کردن
splodges
U
کثیف کردن
filthier
U
کثیف
filthiest
U
کثیف
filthy
U
کثیف
ragamuffin
U
ادم کثیف و بی سر وپا
ragamuffins
U
ادم کثیف و بی سر وپا
bedraggled
U
کثیف
messy
U
کثیف شلوغ
squalid
U
کثیف
soil
U
کثیف کردن
soiling
U
کثیف کردن
soils
U
کثیف کردن
amiss
U
بد کثیف
sculleries
U
جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
scullery
U
جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
sludge
U
جای کثیف ولجن الود
sludge
U
کثیف شدن
contaminate
U
الوده یا کثیف کردن
contaminated
U
الوده یا کثیف کردن
contaminates
U
الوده یا کثیف کردن
contaminating
U
الوده یا کثیف کردن
dirtied
U
کثیف
dirtied
U
کثیف کردن
dirtier
U
کثیف
dirtier
U
کثیف کردن
dirties
U
کثیف
dirties
U
کثیف کردن
dirtiest
U
کثیف
dirtiest
U
کثیف کردن
dirty
U
کثیف
dirty
U
کثیف کردن
dirtying
U
کثیف
dirtying
U
کثیف کردن
sump
U
استخراب کثیف
sumps
U
استخراب کثیف
grubbier
U
کثیف شلخته
grubbiest
U
کثیف شلخته
grubby
U
کثیف شلخته
establish
U
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
establishes
U
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
establishing
U
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
slop
U
ادم کثیف
slopped
U
ادم کثیف
slopping
U
ادم کثیف
nastier
U
کثیف
nasties
U
کثیف
nastiest
U
کثیف
nasty
U
کثیف
mucky
U
کثیف
snotty
U
کثیف
pigsties
U
جای کثیف
pigsty
U
جای کثیف
pigpen
U
جای کثیف
pigpens
U
جای کثیف
piggeries
U
جای کثیف
piggery
U
جای کثیف
grimy
U
کثیف
smoochy
U
کثیف
bugger
U
کثیف وفاسد
buggering
U
کثیف وفاسد
buggers
U
کثیف وفاسد
slob
U
ادم نامرتب وکثیف ادم کثیف وژولیده
slobs
U
ادم نامرتب وکثیف ادم کثیف وژولیده
sordid
U
کثیف دون
bedrabbled
U
کثیف
bedraggle
U
کثیف کردن
befoul
U
کثیف کردن الوده کردن
bemire
U
کثیف کردن
besmear
U
کثیف کردن
dauby
U
کثیف
draggle tail
U
دارای دامن کثیف والوده
draggy
U
کثیف
grimily
U
بطور سیاه و کثیف
in mourning
U
کثیف سیاه
mussy
U
کثیف
piggy wiggy
U
بچه کثیف
scabbiness
U
کثیف
scabione
U
کثیف
scabious
U
کثیف
scall
U
سعفه کثیف
slub
U
کثیف کردن
slubber
U
کثیف کردن
slummer
U
ساکن محلات کثیف
smeary
U
کثیف
smutch
U
لکه کثیف
smutch
U
کثیف کردن
soapless
U
کثیف
wild and woolly
U
کثیف
bounder
U
بیادب
bounders
U
بیادب
grotty
U
ارزان و کثیف
litterbug
U
آدم کثیف وآشغال پاش
Other Matches
to
[make]
muddy
U
کثیف کردن
How dirty the house is !
U
چقدر خانه کثیف است
litterbugs
U
آدم کثیف وآشغال پاش
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool).
U
خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
patina
U
[جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com