Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
immediacy
U
بدیهی
evident
U
بدیهی
axiomatic
U
بدیهی
natural
U
بدیهی
naturals
U
بدیهی
self-evident
U
بدیهی
apodictical
U
بدیهی
axiomatical
U
بدیهی
postulation
U
بدیهی
self evident
U
بدیهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
It stands to reason that ...
U
بدیهی است که...
obviously
U
بدیهی است که
truistic
U
بدیهی مبتذل
postulation
U
بدیهی شمردن
secundine naturam
U
بدیهی است ت
that is taken for granted
U
بدیهی است
prima facie
U
با یک نظر بدیهی
postulating
U
بدیهی شمرده
obvious
U
واضح بدیهی
axiom
U
امر بدیهی
axiom
U
اصل بدیهی
postulates
U
بدیهی شمرده
postulated
U
بدیهی شمرده
postulate
U
بدیهی شمرده
axioms
U
امر بدیهی
axioms
U
اصل بدیهی
pragmatism
U
بدیهی بودن
naturally
U
بدیهی است که ...
trivial
U
کم مایه بدیهی
self explaining
U
بدیهی واضح فی نفسه
understood that
U
بدیهی است که البته
inevitable
U
حتمی الوقوع بدیهی
self-explanatory
U
بدیهی واضح فی نفسه
obviousness
U
بدیهی بودن وضوح
self explanatory
U
بدیهی واضح فی نفسه
matter of course
U
بدیهی نتیجه منطقی
it is obvious that
U
اشکار یا بدیهی است که
matter of couurse
U
چیز عادی یا طبیعی یا بدیهی
to be the obvious thing
[for somebody or something]
U
آشکار
[بدیهی]
بودن
[برای کسی یا چیزی]
The library is the obvious place for the after-dinner hours.
U
کتابخانه جایی بدیهی برای ساعت پس از شام است.
it goes without saying
U
پرواضح است بدیهی است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com