English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
on faith <idiom> U بدون هیچ سوال یا اثباتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
demonstrability U اثباتی
positive economics U اقتصاد اثباتی
presumption hominis U قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
question U سوال
questions U سوال
inquiry U سوال
inquiries U سوال
quaere U سوال
questioned U سوال
questionable U قابل سوال
leading questions U سوال تلقینی
question marks U علامت سوال
querying U پرس و جو سوال
unasked U سوال نشده
answers U پاسخ به یک سوال
questioner U سوال کننده
answering U پاسخ به یک سوال
answered U پاسخ به یک سوال
queried U پرس و جو سوال
queries U پرس و جو سوال
question mark U علامت سوال
floorer U سوال مشکل
query U پرس و جو سوال
questioners U سوال کننده
essay question U سوال انشایی
answer U پاسخ به یک سوال
leading question U سوال تلقینی
without any reservation U بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally U بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
to overwhelm with questions U سوال پیچ کردن
stichomythia U سوال وجواب در نفری
pose a question U سوال مطرح کردن
heckle U سوال پیچ کردن
heckled U سوال پیچ کردن
heckles U سوال پیچ کردن
heckling U سوال پیچ کردن
raise a question U مطرح کردن سوال
questionable results U نتایج سوال برانگیز
questionable U سوال برانگیز مشکوک
unformed U بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
to pelt somebody with questions U کسی را سوال پیچ کردن
catechism U کتاب سوال وجواب دینی
to p any one with question U کسی را سوال پیچ کردن
catechisms U کتاب سوال وجواب دینی
appose U مورد سوال واقع شدن
posing U سوال پیچ کردن باسئوال گی رانداختن
pose U سوال پیچ کردن باسئوال گی رانداختن
poses U سوال پیچ کردن باسئوال گی رانداختن
posed U سوال پیچ کردن باسئوال گی رانداختن
flattest U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest U بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
independently U آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
Taoism U روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
litany U مناجات ودعای دسته جمعی بطور سوال وجواب
litanies U مناجات ودعای دسته جمعی بطور سوال وجواب
five fundamental economic questions U پنج سوال اساسی اقتصادی : چه چیز تولید شود
do U این کلمه درابتدای جمله بصورت علامت سوال میاید
parataxis U مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law U مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous U بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed U بدون اضطراب بدون کشش
unbranched U بدون انشعاب بدون شعبه
offhand U بدون مقدمه بدون تهیه
query U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queries U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
queried U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
menu display U روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
querying U که به کاربرامکان پرسش سول و دریافت پاسخ یا دستیابی به اطلاع مشخص طبق سوال میدهد
answers U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
returns U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
cross examination U به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
recoilless U جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate U بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
query U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queried U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
queries U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
querying U زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود
goalless U بدون گل
not nearctic U بدون
to a certainty U بدون شک
ex- U بدون
ex U بدون
unstressed U بدون مد
i'll warrant U بدون شک
obtrusively U بدون حق
undoubted U بدون شک
sans U بدون
undoubtedly U بدون شک
doubtlessly U بدون شک
acheilos U بدون لب
wanting U بدون
indubitable U بدون شک
acheilous U بدون لب
and no mistake U بدون شک
but U بدون
bottomless U بدون ته
without U بدون
glabrous U بدون کرک
hands down U بدون احتیاط
free play U بدون محدودیت
fruitlessly U بدون نتیجه
acold U بدون احساسات
nonboresafe U بدون ضامن
no doubt U بدون تردید
non delay U بدون تاخیر
free trader U بدون گمرک
free of tax U بدون مالیات
irrespective of U بدون ملاحظه
incommunicable U بدون رابطه
indolently U بدون درد
indistinctively U بدون فرق
inelastic U بدون کشش
inapproachable U بدون دسترسی
ingenuously U بدون تزویر
immusical U بدون هماهنگی
immethodical U بدون اسلوب
inofficial U بدون اجازه
holdless U بدون گیره
inoperculate U بدون دریچه
intolerantly U بدون بردباری
inviscid U بدون لزوجت
guilelessly U بدون تزویر
incognizant U بدون شناسایی
irreflexive U بدون واکنش
nonstop U بدون توقف
deice U بدون یخ کردن
continuously U بدون توقف
confidently U بدون شبهه
unfurnished U بدون اثاثیه
undue U بدون مداخله
expired U بدون اعتبار
inoffensive U بدون زنندگی
blankly U بدون مقصودیامعنی
vainly U بدون نتیجه
unalloyed U بدون الیاژ
adrift U بدون هدف
unselfish U بدون خودخواهی
acarpous U بدون میوه
toothless U بدون دندانه
immediately U بدون واسطه
unattended U بدون متصدی
endless U بدون پایان
humble U بدون ارتفاع
humblest U بدون ارتفاع
bachelor U بدون عیال
bachelors U بدون عیال
inaction U بدون فعالیت
indubitable U بدون تردید
insecure U بدون ایمنی
notwithstanding U بدون توجه
involuntarily U بدون اراده
bloodless U بدون خونریزی
unresponsive U بدون احتیاط
achlamydeous U بدون پوشش
cordless U بدون سیم
dealated U بدون بال
degas U بدون گازکردن
diamensionless U بدون اندازه
diamensionless U بدون بعد
dimensionless U بدون بعد
disconnectedly U بدون ارتباط
discontinuously U بدون اتصال
exclusive of U بدون در نظرگرفتن
failure free U بدون خرابی
flavorless U بدون مزه
free from backlash U بدون لقی
by rote U بدون فکر
bloodlessly U بدون خونریزی
achromatic U بدون ترخیم
achromic U بدون ترخیم
acid free U بدون اسید
acranial U بدون کاسهء سر
air dry U بدون رطوبت
ametabolic U بدون دگردیسی
ametabolous U بدون دگردیسی
anechoic U بدون انعکاس
asymptomatic U بدون علامت
avirulent U بدون شدت
awless U بدون بیم
bareheaded U بدون کلاه
free from slip U بدون لغزش
nonsyllabic U بدون هجایی
faultless <adj.> U بدون مشکل
impeccable <adj.> U بدون مشکل
sound <adj.> U بدون مشکل
flawless <adj.> U بدون مشکل
immaculate <adj.> U بدون مشکل
free from error <adj.> U بدون مشکل
off hand U بدون آمادگی
barrier-free U بدون حائل
Nothing down. U بدون بیعانه.
alcohol-free <adj.> U بدون الکل
cordless <adj.> U بدون سیم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com