Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
denitrify
U
بدون نیترات کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
denitrify
U
فاقد نیترات کردن
nitrate
U
به نیترات تبدیل کردن
nitrates
U
به نیترات تبدیل کردن
nitrates
U
نیترات
nitrate
U
نیترات
nitre
U
نیترات سدیم
saltpeter
U
نیترات پتاسیم
niter
U
نیترات سدیم
silver nitrate
U
نیترات نقره
potassium nitrate
U
نیترات پتاسیم
cubic or soda nitre
U
نیترات دو سود
nitrates
U
نیترات سدیم یا پتاسیم
nitrate
U
نیترات سدیم یا پتاسیم
infernal stone
U
مداد نیترات دارژان
peroxy acetyl nitrate
U
پروکسی استیل نیترات
denitrifying bacteria
U
باکتری کاهنده نیترات
lunar caustic
U
نیترات نقره بفرمول 3NO Ag
salt peter
U
نیترات پتاسیم شوره برگ تنباکو
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through
<idiom>
U
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
deice
U
بدون یخ کردن
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
degum
U
بدون صمغ کردن
delouse
U
بدون شپش کردن
disequilibrate
U
بدون تعادل کردن
delousing
U
بدون شپش کردن
delouses
U
بدون شپش کردن
deloused
U
بدون شپش کردن
depolarize
U
بدون قطب کردن
unseam
U
بدون درز کردن
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
ad-libs
U
بدون نوشته صحبت کردن
prejudging
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-lib
U
بدون نوشته صحبت کردن
live in a small way
U
بدون سر و صدا زندگی کردن
ad-libbed
U
بدون نوشته صحبت کردن
unvoice
U
بدون صدا ادا کردن
prejudge
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudges
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libbing
U
بدون نوشته صحبت کردن
prejudged
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
lynched
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cold turkey
<idiom>
U
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
no answer
[n/a]
[in forms]
U
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
lynches
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
glides
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
to make a grab at women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
cohabit
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabited
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
drip-dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
to feel women up
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to grope women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
lynch
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
do without
<idiom>
U
بدون هیچ چیزی کار کردن
glide
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
cohabits
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
glided
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
free lance
U
کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
adlib
U
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
Give the benefit of the doubt
<idiom>
U
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
roughdry
U
بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
pirated
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
goose step
U
رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
pirates
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirate
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
To play for love .
U
عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
pirating
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
to do without any thing
U
ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
standalone
U
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
seamless integration
U
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
bottoming reamer
U
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tiles
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tile
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
intensive cultivation
U
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom
U
Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifles
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy
U
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
dehydrogenize
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenate
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
U
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
innocent passage
U
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
without
U
بدون
but
U
بدون
indubitable
U
بدون شک
ex-
U
بدون
bottomless
U
بدون ته
sans
U
بدون
ex
U
بدون
not nearctic
U
بدون
goalless
U
بدون گل
undoubted
U
بدون شک
undoubtedly
U
بدون شک
and no mistake
U
بدون شک
obtrusively
U
بدون حق
wanting
U
بدون
unstressed
U
بدون مد
doubtlessly
U
بدون شک
acheilos
U
بدون لب
i'll warrant
U
بدون شک
to a certainty
U
بدون شک
acheilous
U
بدون لب
immethodical
U
بدون اسلوب
cold turkey
U
بدون آمادگی
fruitlessly
U
بدون نتیجه
disposed
U
بدون پوشش
immusical
U
بدون هماهنگی
pathless
U
بدون جاده
failure free
U
بدون خرابی
unprofitable
U
بدون سود
bachelors
U
بدون عیال
endless
U
بدون پایان
workless
U
بدون عمل
bloodless
U
بدون خونریزی
bared
U
بدون روکش
free trader
U
بدون گمرک
unleaded
U
بدون سرب
insecure
U
بدون ایمنی
alcohol-free
<adj.>
U
بدون الکل
guilelessly
U
بدون تزویر
unruffled
U
بدون موج
terrorless
U
بدون ترس
termless
U
بدون شرط
backless
U
بدون پشتی
tenantless
U
بدون مستاجر
exclusive of
U
بدون در نظرگرفتن
holdless
U
بدون گیره
zero elasticity
U
بدون کشش
glabrous
U
بدون کرک
involuntarily
U
بدون اراده
unwary
U
بدون نگرانی
cordless
U
بدون سیم
notwithstanding
U
بدون توجه
run on
U
بدون وقفه
hands down
U
بدون احتیاط
backless
U
بدون پشت
dimensionless
U
بدون بعد
problem-free
<adj.>
U
بدون دردسر
non-assessable
<adj.>
U
بدون مالیات
trouble-free
<adj.>
U
بدون زحمت
problem-free
<adj.>
U
بدون زحمت
non-taxable
<adj.>
U
بدون مالیات
barest
U
بدون روکش
searchless
U
بدون جستجو
faceless
U
بدون ویژگی
tax-exempt
<adj.>
U
بدون مالیات
scoreless
U
بدون امتیاز
trouble-free
<adj.>
U
بدون دردسر
diamensionless
U
بدون بعد
diamensionless
U
بدون اندازه
shockless
U
بدون ضربه
free from backlash
U
بدون لقی
shadeless
U
بدون سایه
disconnectedly
U
بدون ارتباط
free from taxes
<adj.>
U
بدون مالیات
taxless
<adj.>
U
بدون مالیات
discontinuously
U
بدون اتصال
baring
U
بدون روکش
smooth
<adj.>
U
بدون دشواری
flavorless
U
بدون مزه
tax-free
<adj.>
U
بدون مالیات
sans ceremonie
U
بدون تشریفات
intestate
U
بدون وصیت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com