English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
post free U بدون نیاز به تمبر زدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
LUT U مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند توسط برنامه بدون نیاز به محاسبه هر نتیجه در صورت نیاز
stamped addressed envelope پاکتی که بر روی آن تمبر زده و میفرستند تا طرف مقابل در آن چیزی گذاشته و بدون پرداخت هزینه ای آنرا برگرداند
addressing U بدون نیاز به موارد خاص
short U بدون نیاز به حمل کننده مسیر
shortest U بدون نیاز به حمل کننده مسیر
shorter U بدون نیاز به حمل کننده مسیر
auto U خودکار یا آنچه بدون نیاز به کابر کار کند
automatic U آنچه خودش و بدون نیاز اپراتور کار میکند
autos U خودکار یا آنچه بدون نیاز به کابر کار کند
automatics U آنچه خودش و بدون نیاز اپراتور کار میکند
standalone U که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
stamp duty U تمبر عوارض تمبر مالیاتی
stamp tax U تمبر عوارض تمبر مالیاتی
first-day cover U پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
first-day covers U پاکت یا کارت پستال که در روز اول فروش تمبر جدید ارسال شده و تاریخ آن روز را روی تمبر مهر زدهاند
native U زبانی که توسط پردازنده اجرا میشود بدون نیاز به نرم افزار خاص
natives U زبانی که توسط پردازنده اجرا میشود بدون نیاز به نرم افزار خاص
monofuel U سوختی که بتنهایی و بدون نیاز به هوا یا اکسیدکننده دیگر مورد استفاده قرارمیگیرد
unattended operation U سیستمی که بدون نیاز به اپراتور یا شخص دیگر برای بررسی کار میکند
machines U دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machined U دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
machine U دستوری که مستقیما CPU را کنترل میکند و بدون نیاز به ترجمه تشخیص داده میشود
internal memory U بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
internal store U بخشی از RAM Rom که واحد پردازش مرکزی مستقیما وصل است بدون نیاز به واسط
null cycle U زمان مورد نیاز برای چرخیدن درون یک برنامه کامل بدون تعریف دادههای جدید چرخه تهی
inherent addressing U دستوری که حاوی تمام داده مورد نیاز برای آدرس ی که باید دستیابی شود است بدون عمل اضافی
operate U نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
storage U TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
scalable software U برنامه کاربردی گروهی که میتواند کاربردن بیشتری را روی شبکه بدون نیاز به گسترش نرم افزار جدید جا دهد
operates U نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
operated U نرم افزاری که عملیات ابتدایی و سطح پایین سخت افزار و مدیریت فایل را انجام میدهد بدون نیاز به کاربر
translation tables U جدولهای جستجو یا مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت توسط پردازنده قابل دستیابی هستند بدون نیاز به محاسبه نتیجه
batches U ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
batch U ارسال سریع حجم بزرگی از داده بدون نیاز به تصدیق گیرنده برای هر داده
philately U تمبر جمع کنی جمع اوری تمبر
OS U نرم افزاری که عملیات سخت افزاری ابتدایی و سطح پایین را انجام میدهد و مدیریت فایل بدون نیاز به کاربر
viewers U امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود
viewer U امکانی که کاربر داده میشود تا محتوای یک تصویر یا فایل متن فرمت شده را ببیند بدون نیاز به اجرای برنامهای که آنرا ایجاد کرده بود
rams U حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
rammed U حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
ram U حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory
direct dyes U رنگینه های مستقیم [که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
clean U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
discretionary U آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
stamp duty U حق تمبر
stamp U تمبر
stamp duties U حق تمبر
stamps U تمبر
stamper U تمبر الصاق کن
postmark U اثرمهر تمبر
food stamps U تمبر خوراک
philately U تمبر شناسی
philatelist U تمبر شناس
stamps U تمبر یا مهرزدن
philatelists U تمبر شناس
stamp U تمبر یا مهرزدن
stamped U تمبر خورده
stamp duties U پول تمبر
food stamp U تمبر خوراک
postmarks U اثرمهر تمبر
postage U تمبر پستی
tamarind U تمبر هندی
postage stamps U تمبر پست
postage stamp U تمبر پست
poststamp U تمبر پست
philatelic U مربوط به تمبر شناسی
it is sufficiently stamped U کم تمبر خورده است
Do you have any stamps? U آیا تمبر دارید؟
by under stamped U کسر تمبر داشتن
The stamp doesnt stick. U این تمبر نمی چسبد
stamp U تمبر پست الصاق کردن
put into circulation U به جریان انداختن [پول، تمبر و ... ]
stamps U تمبر پست الصاق کردن
postmarks U مهر باطله تمبر پست
postmark U مهر باطله تمبر پست
postmarks U تمبر رابوسیله مهر باطل کردن
postmark U تمبر رابوسیله مهر باطل کردن
face value <idiom> U عکس چاپی روی پول ،تمبر،...
slipped U پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slips U پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slip U پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
without any reservation U بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally U بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed U بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flattest U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently U آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest U بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
franking machine U دستگاهی که تاریخ و هزینه پست را روی کاغ چاپ میکند نقش تمبر
Taoism U روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis U مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law U مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous U بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched U بدون انشعاب بدون شعبه
offhand U بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed U بدون اضطراب بدون کشش
post card U کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
need U نیاز
self sufficing U بی نیاز
needless U بی نیاز
needed U نیاز
needing U نیاز
self-sufficient U بی نیاز
want U نیاز
demand U نیاز
demanded U نیاز
demand U نیاز
need U نیاز
requirement U نیاز
requirement U نیاز
demands U نیاز
self explaining U بی نیاز از توصیف
affiliation need U نیاز پیوندجویی
demand U نیاز احتیاج
agamic U بی نیاز ازتخم نر
self contained U برون بی نیاز
achievement need U نیاز پیشرفت
quasi need U شبه نیاز
urgency of need U ضرورت نیاز
demanded U نیاز احتیاج
cognizance need U نیاز شناخت
nurturance need U نیاز مهرورزی
n affiliation U نیاز پیوندجویی
self explanatory U بی نیاز از توصیف
wanted U نقصان نیاز
succorance need U نیاز مهرطلبی
sweet nothings U راز و نیاز
construction need U نیاز سازندگی
n achievement U نیاز پیشرفت
self-evident U بی نیاز از اثبات
social need U نیاز اجتماعی
demands U نیاز احتیاج
manifest need U نیاز اشکار
capital requirement U نیاز سرمایه
felt need U نیاز هشیار
prerequisites U پیش نیاز
prerequisite U پیش نیاز
self-explanatory U بی نیاز از توصیف
requirement U مورد نیاز
necessity U نیاز نیازمندی
need gratification U ارضای نیاز
want U نقصان نیاز
structural requirement U نیاز استاتیکی
obviated U رفع نیاز کردن
demand processing U پردازش بر اساس نیاز
obviates U رفع نیاز کردن
chemical oxygen demand U نیاز شیمیایی اکسیژن
dominance need U نیاز سلطه گری
criminal court U راز و نیاز کردن
need press theory U نظریه نیاز- فشار
obviate U رفع نیاز کردن
self sufficient U مستغنی بی نیاز از غیر
lime requirement U اهک مورد نیاز
c.o.d U نیاز شیمیایی به اکسیژن
floor space occupied U فضای مورد نیاز
deference need U نیاز دنباله روی
custom ROM U مین نیاز مشتری
defendance need U نیاز خویشتن پایی
reserve requirements U ذخائر مورد نیاز
obviating U رفع نیاز کردن
bank capital requirement U سرمایه مورد نیاز بانک
requiring U نیاز داشتن لازم بودن
postfix U و نیاز به کروشه را از بین می برد.
requires U نیاز داشتن لازم بودن
required U نیاز داشتن لازم بودن
notations U و دیگر نیاز به کروشه نیست
demand paging U صفحه بندی مورد نیاز
notation U و دیگر نیاز به کروشه نیست
overproduce U بیش ازفرفیت یا نیاز تولیدکردن
require U نیاز داشتن لازم بودن
biochemical oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
iam in bad U بسیار نیاز مند هشتم
netblock U ابشاری که نیاز به دفاع ندارد
common goods U کالای مورد نیاز عموم
requirements U آنچه مورد نیاز است
demand satisfaction U تحویل اماد مورد نیاز
required supply rate U نواخت مهمات مورد نیاز
combat essential U مورد نیاز حتمی رزمی
biological oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
b.o.d U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
parallelling U اگر به توجه نیاز داشته باشند
To leave someone in the lurch . U کسی را قال گذاشتن ( هنگام نیاز )
parallels U اگر به توجه نیاز داشته باشند
You are needed . They need you . U وجود شما مورد نیاز است
parallel U اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleled U اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleling U اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallelled U اگر به توجه نیاز داشته باشند
completed U آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
supply U تامین چیزی که مورد نیاز است .
supplied U تامین چیزی که مورد نیاز است .
specifies U بیان واضح آنچه نیاز است
completing U آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
materials requirements planning U برنامه ریزی مواد مورد نیاز
supplying U تامین چیزی که مورد نیاز است .
complete U آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completes U آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com