Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
roughdry
U
بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
smoothed
U
صافکاری کردن
smooth
U
صافکاری کردن
smoothest
U
صافکاری کردن
smoothen
U
صافکاری کردن
smooths
U
صافکاری کردن
spreading
U
صافکاری
blinding
U
صافکاری
blindingly
U
صافکاری
bright finish
U
صافکاری براق
blindage
U
صافکاری ساختمان
pallets
U
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallet
U
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
run through
<idiom>
U
ازاول تا آخر بدون توقف کردن تمرین کردن
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
deice
U
بدون یخ کردن
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
delouses
U
بدون شپش کردن
deloused
U
بدون شپش کردن
delouse
U
بدون شپش کردن
depolarize
U
بدون قطب کردن
delousing
U
بدون شپش کردن
degum
U
بدون صمغ کردن
denitrify
U
بدون نیترات کردن
unseam
U
بدون درز کردن
disequilibrate
U
بدون تعادل کردن
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
prejudge
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudging
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
prejudged
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
unvoice
U
بدون صدا ادا کردن
ad-libbed
U
بدون نوشته صحبت کردن
prejudges
U
بدون رسیدگی قضاوت کردن
ad-libs
U
بدون نوشته صحبت کردن
ad-libbing
U
بدون نوشته صحبت کردن
ad-lib
U
بدون نوشته صحبت کردن
live in a small way
U
بدون سر و صدا زندگی کردن
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cohabited
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabit
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
no answer
[n/a]
[in forms]
U
بدون پاسخ
[در برگه برای پر کردن]
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
cold turkey
<idiom>
U
ترک کردن اعتیاد بدون دارو
lynches
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynched
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
lynch
U
بدون محاکمه مجازات کردن یاکشتن
glide
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
glided
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
do without
<idiom>
U
بدون هیچ چیزی کار کردن
glides
U
پرواز کردن بدون نیروی موتور
knock about
<idiom>
بدون برنامه ریزی سفر کردن
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
cohabits
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
cohabiting
U
با هم زندگی کردن بدون ازدواج رسمی
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
drip dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
drip-dry
U
خشک کردن پارچه بدون چلاندن ان
to grope women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to make a grab at women
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
to feel women up
U
عشقبازی کردن با زنها
[بدون رضایت زن]
Give the benefit of the doubt
<idiom>
U
[باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
adlib
U
بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
free lance
U
کار کردن بدون وابستگی بحزب یا جماعتی
multitasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
multi tasking
U
همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
To play for love .
U
عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
to do without any thing
U
ازچیزی صرف نظرکردن بدون چیزی گذران کردن
pirating
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirated
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirates
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
pirate
U
بدون اجازه ناشر یا صاحب حق طبع چاپ کردن
goose step
U
رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
standalone
U
که بدون نیاز به وسیله دیگر قابل کار کردن است
seamless integration
U
فرایندشامل کردن وسیله بانرم افزارجدیددر سیستم بدون مشکل
licence
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
U
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
bottoming reamer
U
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tile
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
tiles
U
مرتب کردن گروهی از پنجره ها به طوری که در کنار هم و بدون برخورد روی هم نمایش داده شوند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
intensive cultivation
U
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
earom
U
Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
rifles
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifle
U
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
piracy
U
چاپ کردن تالیف دیگری بدون اجازه تقلید غیر قانونی اثر دیگری privateer
dehydrogenate
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
dehydrogenize
U
هیدروژن چیزی را گرفتن بدون هیدروژن کردن
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
U
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
innocent passage
U
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
and no mistake
U
بدون شک
bottomless
U
بدون ته
ex-
U
بدون
unstressed
U
بدون مد
undoubted
U
بدون شک
sans
U
بدون
goalless
U
بدون گل
acheilos
U
بدون لب
ex
U
بدون
acheilous
U
بدون لب
obtrusively
U
بدون حق
indubitable
U
بدون شک
doubtlessly
U
بدون شک
wanting
U
بدون
but
U
بدون
without
U
بدون
undoubtedly
U
بدون شک
to a certainty
U
بدون شک
not nearctic
U
بدون
i'll warrant
U
بدون شک
ingenuously
U
بدون تزویر
inofficial
U
بدون اجازه
tax-free
<adj.>
U
بدون مالیات
zero elasticity
U
بدون کشش
wing it
<idiom>
U
بدون آمادگی
unfurnished
U
بدون اثاثیه
unprofitable
U
بدون سود
achlamydeous
U
بدون پوشش
nothing if not
<idiom>
U
مطمئنا،بدون شک
decaffeinated
U
بدون کافئین
bared
U
بدون روکش
without milk
U
بدون شیر
achromic
U
بدون ترخیم
workless
U
بدون عمل
inelastic
U
بدون کشش
unbiased
U
بدون تبعیض
acid free
U
بدون اسید
excluding meals
U
بدون غذا
achromatic
U
بدون ترخیم
by rote
U
بدون فکر
in vain
<idiom>
U
بدون تفثیروموفقیت
inoperculate
U
بدون دریچه
cold turkey
U
بدون آمادگی
standstill
U
بدون حرکت
avirulent
U
بدون شدت
indiscriminately
U
بدون تمیز
intolerantly
U
بدون بردباری
tenantless
U
بدون مستاجر
bares
U
بدون روکش
termless
U
بدون شرط
terrorless
U
بدون ترس
backless
U
بدون پشتی
backless
U
بدون پشت
bare
U
بدون روکش
unattended
U
بدون متصدی
to be sure
<idiom>
U
مطمئنا ،بدون شک
baring
U
بدون روکش
barest
U
بدون روکش
awless
U
بدون بیم
unruffled
U
بدون موج
continuously
U
بدون توقف
irrespective of
U
بدون ملاحظه
irreflexive
U
بدون واکنش
inviscid
U
بدون لزوجت
acarpous
U
بدون میوه
under one's own steam
<idiom>
U
بدون کمک
confidently
U
بدون شبهه
unresponsive
U
بدون احتیاط
aimlessly
U
بدون مقصد
on the square
U
بدون کجی
asymptomatic
U
بدون علامت
sans recours
U
بدون رجوع
flawless
<adj.>
U
بدون مشکل
pathless
U
بدون جاده
scoreless
U
بدون امتیاز
toothless
U
بدون دندانه
bareheaded
U
بدون کلاه
searchless
U
بدون جستجو
sound
<adj.>
U
بدون مشکل
nonboresafe
U
بدون ضامن
impeccable
<adj.>
U
بدون مشکل
faultless
<adj.>
U
بدون مشکل
ametabolous
U
بدون دگردیسی
ametabolic
U
بدون دگردیسی
non delay
U
بدون تاخیر
humble
U
بدون ارتفاع
air dry
U
بدون رطوبت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com