English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
unformed U بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
informally U بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation U بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
flattest U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat U ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently U آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest U بدون اهمیت [بدون جلب توجه]
Taoism U روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis U مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law U مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous U بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched U بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed U بدون اضطراب بدون کشش
offhand U بدون مقدمه بدون تهیه
Floret [rosette] U [طرح گل رزی با حالتی منظم و هندسی که جلوه ای از یک شکوفه را مجسم می سازد.]
recoilless U جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate U بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
diagrammatic U وابسته بشکل یاخط هندسی نمایش داده شده باخطوط هندسی
wanting U بدون
ex- U بدون
and no mistake U بدون شک
obtrusively U بدون حق
unstressed U بدون مد
i'll warrant U بدون شک
goalless U بدون گل
undoubtedly U بدون شک
acheilous U بدون لب
acheilos U بدون لب
ex U بدون
doubtlessly U بدون شک
bottomless U بدون ته
without U بدون
not nearctic U بدون
to a certainty U بدون شک
undoubted U بدون شک
sans U بدون
but U بدون
indubitable U بدون شک
under one's own steam <idiom> U بدون کمک
without recourse U بدون رجوع
to be sure <idiom> U مطمئنا ،بدون شک
workless U بدون عمل
backless U بدون پشت
wing it <idiom> U بدون آمادگی
in vain <idiom> U بدون تفثیروموفقیت
nothing if not <idiom> U مطمئنا،بدون شک
faceless U بدون صورت
excluding meals U بدون غذا
decaffeinated U بدون کافئین
without milk U بدون شیر
acarpous U بدون میوه
inapproachable U بدون دسترسی
glabrous U بدون کرک
backless U بدون پشتی
cold turkey U بدون آمادگی
faceless U بدون ویژگی
unceasing U بدون وقفه
unexceptional U بدون استثنا
unmanned U بدون سرنشین
incommunicable U بدون رابطه
safely U بدون خطر
constantly U بدون تغییر
unprofitable U بدون سود
incognizant U بدون شناسایی
indistinctively U بدون فرق
unoccupied U بدون مستاجر
unselfish U بدون خودخواهی
adrift U بدون هدف
zero elasticity U بدون کشش
immusical U بدون هماهنگی
smokeless U بدون دود
acid free U بدون اسید
seamless U بدون درز
intestate U بدون وصیت
exposed U بدون پوشش
undoubted U بدون تردید
indolently U بدون درد
ametabolous U بدون دگردیسی
ametabolic U بدون دگردیسی
air dry U بدون رطوبت
guilelessly U بدون تزویر
hands down U بدون احتیاط
holdless U بدون گیره
acranial U بدون کاسهء سر
acold U بدون احساسات
irrespective U بدون مراعات
immethodical U بدون اسلوب
achlamydeous U بدون پوشش
immediately U بدون واسطه
aimlessly U بدون مقصد
anechoic U بدون انعکاس
unconditional U بدون قیدوشرط
standstill U بدون حرکت
indiscriminately U بدون تمیز
free trader U بدون گمرک
disposed U بدون پوشش
unwary U بدون نگرانی
achromic U بدون ترخیم
achromatic U بدون ترخیم
without recourse U بدون حق مراجعه
unblushing U بدون شرم
undue U بدون مداخله
no doubt U بدون تردید
non delay U بدون تاخیر
nonboresafe U بدون ضامن
humble U بدون ارتفاع
humblest U بدون ارتفاع
soilless U بدون خاک
nonstop U بدون توقف
shockless U بدون ضربه
stemless U بدون ساقه
stemless U بدون تنه
strikeless U بدون ضربت
inoffensive U بدون زنندگی
expired U بدون اعتبار
unaligned U بدون صف ارایی
unadvised U بدون اطلاع
toeless U بدون پنجه
confidently U بدون شبهه
terrorless U بدون ترس
termless U بدون شرط
tenantless U بدون مستاجر
nonsyllabic U بدون هجایی
shadeless U بدون سایه
recoilless U بدون لنگر
quiescently U بدون جنبش
prosaically U بدون لطافت
insecure U بدون ایمنی
pathless U بدون جاده
notwithstanding U بدون توجه
involuntarily U بدون اراده
toothless U بدون دندانه
bloodless U بدون خونریزی
indubitable U بدون تردید
run on U بدون وقفه
continuously U بدون توقف
searchless U بدون جستجو
unfurnished U بدون اثاثیه
bachelor U بدون عیال
bachelors U بدون عیال
scoreless U بدون امتیاز
inaction U بدون فعالیت
sans recours U بدون رجوع
sans ceremonie U بدون تشریفات
unresponsive U بدون احتیاط
on the square U بدون کجی
irrespective of U بدون ملاحظه
without justification U بدون مجوز
faultless U بدون خطا
valveless U بدون سوپاپ
vacant succession U بدون جانشین
inofficial U بدون اجازه
unvocal U بدون موسیقی
unvalued U بدون ارج
untitled U بدون سراغاز
inoperculate U بدون دریچه
untitled U بدون عنوان
vibrationless U بدون لرزه
consistently U بدون تناقض
voteless U بدون رای
inelastic U بدون کشش
unalloyed U بدون الیاژ
ingenuously U بدون تزویر
with in compass U بدون مبالغه
weanting U بدون بی منهای
wayless U بدون جاده
intolerantly U بدون بردباری
warless U بدون جنگ
unsigned U بدون امضاء
vainly U بدون نتیجه
unlined U بدون پوشش
unlined U بدون استر
unfunded U بدون سرمایه
inviscid U بدون لزوجت
irreflexive U بدون واکنش
unfinanced U بدون پشتوانه
unfeigned U بدون تصنع
endless U بدون پایان
undeviating U بدون تردیدرای
unattended U بدون متصدی
unspotted U بدون الودگی
unsprung U بدون فنر
blankly U بدون مقصودیامعنی
unequivocal U بدون ابهام
unequivocally U بدون ابهام
unpromising U بدون امید
unmennerly U بدون اداب
unmannered U بدون اداب
unmaned U بدون سرنشین
undeviating U بدون انحراف
fruitlessly U بدون نتیجه
sound <adj.> U بدون مشکل
flawless <adj.> U بدون مشکل
non-taxable <adj.> U بدون مالیات
bared U بدون روکش
tax-exempt <adj.> U بدون مالیات
immaculate <adj.> U بدون مشکل
tax-free <adj.> U بدون مالیات
free from error <adj.> U بدون مشکل
zero-rated <adj.> U بدون مالیات
barer U بدون روکش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com