Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
inapproachable
U
بدون دسترسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
Other Matches
poaching
U
دسترسی به لیست ها که فایل یا برنامه ها به منظورجستجوی اطلاعاتی که استفاده کننده مستحق دسترسی به انها نیست
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
access
U
دسترسی
gateway
U
دسترسی
access
U
دسترسی
approachability
U
دسترسی
accessing
U
دسترسی
accesses
U
دسترسی
accessed
U
دسترسی
range
U
دسترسی
reaching
U
دسترسی
access code
کد دسترسی
reached
U
دسترسی
accession
U
دسترسی
reaches
U
دسترسی
accessibility
U
دسترسی
ranges
U
دسترسی
reach
U
دسترسی
ranged
U
دسترسی
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
accessed
U
دسترسی راه
inaccessibility
U
عدم دسترسی
inaccessibility
U
دسترسی ناپذیری
inaccessibility
U
غیرقابل دسترسی
direct access
U
دسترسی مستقیم
access road
U
راه دسترسی
access road
U
جاده دسترسی
access duct
U
مجرای دسترسی
accessing
U
دسترسی راه
access code
U
رمز دسترسی
access arm
U
بازوی دسترسی
accesses
U
دسترسی راه
access
U
دسترسی راه
outreach
U
دسترسی پیداکردن
non access
U
عدم دسترسی
inaccessible
U
دسترسی ناپذیر
video disk
U
دسترسی مستقیم
availability
U
میزان دسترسی
availability principle
U
اصل دسترسی پذیری
random access
U
دسترسی به اطلاعات به طورناموزون
direct access
U
دسترسی مستقیم به اطلاعات
come at able
U
قابل دسترسی کنارامدنی
multiple access network
U
شبکه با دسترسی چندگانه
disk access time
U
زمان دسترسی دیسک
access
U
دسترسی یا مجال مقاربت
availability
U
شخص مفید دسترسی
accessed
U
دسترسی یا مجال مقاربت
accessing
U
دسترسی یا مجال مقاربت
accesses
U
دسترسی یا مجال مقاربت
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
inaccessibly
U
بطور غیر قابل دسترسی
accessor
U
شخصی که به داده دسترسی دارد
multiaccess computer
U
کامپیوتر با دسترسی چند گانه
exclusion area
U
منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
access to classified material
U
دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
it is not pervious to reasonov
U
بدان دسترسی ندارد خردانرانمیتواند دریابد
accessible
U
آنچه قابل دستیابی و دسترسی است
to get to somebody
[something]
U
به کسی دسترسی پیدا کردن
[ به چیزی رسیدن]
to open something to
[the]
traffic
U
چیزی را برای
[دسترسی به]
ترافیک باز کردن
concentrator
U
گرهای که دسترسی را از یک یا چند ایستگاه به شبکه ممکن می سازد
nympholepsy
U
جنون و علاقه شدید برای دسترسی به چیزهای غیرقابل حصول
ambitus
U
[اختصاص دادن فضایی در اطراف قبر یا آرامگاه برای دسترسی به کلیسا]
mirror writing shadow reading
U
کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
inaccessibily
U
بطور غیر قابل دسترسی چنانکه نتوان به او نزدیک شدیا اورادید
nympholept
U
کسیکه جنوی یافتن کمال مطلوب یا پی کردن چیز غیرقابل دسترسی را دارد
bulletin board system
U
پایگاه داده اطلاعات و پیام که توسط مودم و اتصال کامپیوتری قابل دسترسی است
Internet
U
می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
externals
U
حافظهای که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قراد دراد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
external
U
حافظهای که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قراد دراد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
half
U
مجموعه بیتتها که نیمی از کلمه استاندارد را می گیرند ولی به عنوان واحد مجزا قابل دسترسی اند
cells
U
محل تک حافظهای قادر به ذخیره سازی یک کلمه داده که توسط یک آدرس مشخص قابل دسترسی است
cell
U
محل تک حافظهای قادر به ذخیره سازی یک کلمه داده که توسط یک آدرس مشخص قابل دسترسی است
aliens
U
وسیله جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد به داده روی دیسک از کامپیوترها یا سیستمهای دیگر دسترسی داشته باشد
alien
U
وسیله جانبی که به کامپیوتر اجازه میدهد به داده روی دیسک از کامپیوترها یا سیستمهای دیگر دسترسی داشته باشد
Delphi
U
مین کننده online تجاری اطلاعات که حاوی بخشهایی است که به پایگاه داده خود اینترنت دسترسی دارند
extensions
U
فضای ذخیره سازی که خارج ازسیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
logo
U
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که فرض میکند استفاده کننده به انواعی ازترمینالهای گرافیکی دسترسی دارد لوگو
arrays
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
externals
U
رسانه ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی از طرف CPU قابل دسترسی است
external
U
رسانه ذخیره سازی که خارج از سیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی از طرف CPU قابل دسترسی است
extension
U
فضای ذخیره سازی که خارج ازسیستم کامپیوتر اصلی قرار دارد ولی توسط CPU قابل دسترسی است
SMB
U
که به کاربر امکان دسترسی به فایل ها و وسایل جانبی کامپیوتر دیگر روی شبکه را میدهد به طوری که مانند منابع محلی باشد
isolating
U
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolates
U
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
isolate
U
فضای ذخیره سازی که مستقیما از طرف برنامه کاربر قابل دسترسی نیست و آنرا از حذف ناگهانی در امان نگه می دارد
averaged
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
average
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
averages
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
averaging
U
متوسط زمان لازم که کاربر باید صبر کند تا به خط ارتباطی دسترسی پیدا کند
freedom of information act
U
قانون فدرالی که به شهروندان عادی اجازه میدهد تا به اطلاعاتی که توسط نمایندگی فدرالی جمع اوری شده است دسترسی یابند
accession
U
قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
U
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
Viewdata
U
سیستم خانگی تحویل اطلاعات که از طریق ان استفاده کنندگان می توانند بطورمحاورهای از تلویزیونهای محلی خود به پایگاه داده مرکزی دسترسی پیدا کنند داده نما
transparent
U
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently
U
نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
unstressed
U
بدون مد
undoubtedly
U
بدون شک
and no mistake
U
بدون شک
undoubted
U
بدون شک
indubitable
U
بدون شک
not nearctic
U
بدون
without
U
بدون
goalless
U
بدون گل
doubtlessly
U
بدون شک
but
U
بدون
sans
U
بدون
i'll warrant
U
بدون شک
to a certainty
U
بدون شک
bottomless
U
بدون ته
acheilous
U
بدون لب
acheilos
U
بدون لب
ex
U
بدون
ex-
U
بدون
wanting
U
بدون
obtrusively
U
بدون حق
humble
U
بدون ارتفاع
unfinanced
U
بدون پشتوانه
unfeigned
U
بدون تصنع
shockless
U
بدون ضربه
undeviating
U
بدون تردیدرای
on the square
U
بدون کجی
trouble-free
<adj.>
U
بدون دردسر
undeviating
U
بدون انحراف
unblushing
U
بدون شرم
nonsyllabic
U
بدون هجایی
smooth
<adj.>
U
بدون دشواری
unspotted
U
بدون الودگی
unlined
U
بدون پوشش
unlined
U
بدون استر
no doubt
U
بدون تردید
problem-free
<adj.>
U
بدون دردسر
non delay
U
بدون تاخیر
nonboresafe
U
بدون ضامن
unfunded
U
بدون سرمایه
nonstop
U
بدون توقف
pathless
U
بدون جاده
endless
U
بدون پایان
unequivocal
U
بدون ابهام
unattended
U
بدون متصدی
faultless
U
بدون خطا
unequivocally
U
بدون ابهام
tenantless
U
بدون مستاجر
run on
U
بدون وقفه
consistently
U
بدون تناقض
sans recours
U
بدون رجوع
termless
U
بدون شرط
terrorless
U
بدون ترس
scoreless
U
بدون امتیاز
voteless
U
بدون رای
unaligned
U
بدون صف ارایی
prosaically
U
بدون لطافت
soilless
U
بدون خاک
stemless
U
بدون ساقه
unadvised
U
بدون اطلاع
toeless
U
بدون پنجه
shadeless
U
بدون سایه
searchless
U
بدون جستجو
stemless
U
بدون تنه
strikeless
U
بدون ضربت
quiescently
U
بدون جنبش
sans ceremonie
U
بدون تشریفات
dimensionless
U
بدون بعد
diamensionless
U
بدون بعد
diamensionless
U
بدون اندازه
vainly
U
بدون نتیجه
deice
U
بدون یخ کردن
degas
U
بدون گازکردن
dealated
U
بدون بال
unalloyed
U
بدون الیاژ
disconnectedly
U
بدون ارتباط
discontinuously
U
بدون اتصال
inoffensive
U
بدون زنندگی
flavorless
U
بدون مزه
undue
U
بدون مداخله
asymptomatic
U
بدون علامت
failure free
U
بدون خرابی
exclusive of
U
بدون در نظرگرفتن
expired
U
بدون اعتبار
adrift
U
بدون هدف
cordless
U
بدون سیم
unselfish
U
بدون خودخواهی
acold
U
بدون احساسات
acranial
U
بدون کاسهء سر
awless
U
بدون بیم
avirulent
U
بدون شدت
air dry
U
بدون رطوبت
unaccompanied
U
بدون مصاحب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com