Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pon my life
U
بجان خودم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ploddingly
U
بجان کنی
to reduce to extremity
U
بجان اوردن
with all my soul
U
بجان ودل
To set people by the ears.
U
مردم را بجان هم انداختن
he was inured to drudgery
U
بجان کنی خو کرده بود
to play off
U
از سر خود وا کردن و بجان دیگری انداختن
myself
U
خودم
number one
U
خودم
owns
U
خودم
owning
U
خودم
myself
U
من خودم
own
U
خودم
owned
U
خودم
siree
U
اقای خودم
with my proper eyes
U
با چشم خودم
onmy own responsibility
U
به مسئولیت خودم
on my own account
U
بابت خودم
on my own account
U
بحساب خودم
for my part
U
از سهم خودم
myself
U
شخص خودم
for my parts
U
از سهم خودم
With my own capital .
U
با سرمایه شخصی خودم
own
U
شخصی مال خودم
owning
U
شخصی مال خودم
I cant help it. It is beyond my control.
U
دست خودم نیست
owned
U
شخصی مال خودم
owns
U
شخصی مال خودم
i may thank myself
U
گناه از خودم است
i saw it my self
U
من خودم انرا دیدم
sirree
U
اقاجان اقای خودم
it is my own
U
مال خودم است
imyself saw it
U
من خودم انرا دیدم
I have entangled myself with the banks .
U
خودم را گرفتار بانک ها کردم
on your own
U
خودم تنهایی
[کاری را کردن]
I can manage that.
<idiom>
U
خودم از پسش برمی آیم.
That is my line ( field ) .
U
خودم این کاره هستم
I could pass for a Greek .
U
می توانم خودم رایونانی جابزنم
I saw it for myself . I was an eye –witness
U
خودم شاهد قضیه بودم
in p of my statement
U
برای اثبات گفته خودم
What a mes I made of my life .
U
دیدی چه بروز خودم آوردم
I wI'll get there somehow.
U
یکجوری خودم را آنجا می رسانم
I'd like to have a place of my own
[to call my own]
.
U
من منزل خودم را می خواهم داشته باشم.
I can manage, thank you.
U
خودم از پسش برمی آیم، متشکرم.
I weighed myself today .
U
امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
I stayed in concealment until the danger passed.
U
خودم را پنهان کردم با خطر گذشت
I sat down with no fuss or bother .
U
برای خودم قشنگ گرفتم نشستم
I should bring you round to my way of thinking .
U
باید تو راهم با خودم همفکر کنم
I know best where my interests lie.
U
صلاح کارم را خودم بهتر می دانم
I wI'll do it on my own responsibility .
U
به مسئولیت خودم این کاررا خواهم کرد
I wI'll do that all by myself.
U
من خودم بتنهایی آنرا انجام خواهم داد
No one sent me, I am here on my own account.
U
هیچکسی من را نفرستاد من بحساب خودم اینجا هستم.
I accidentally locked myself out of the house.
U
من به طور تصادفی خانه ام را روی خودم قفل کردم.
This house is my own .
U
این خانه مال خودم است ( اجاره یی نیست )
I wI'll try to catch up.
U
سعی می کنم خودم را برسانم ( جبران عقب افتادگه )
I'm old enough to take care of myself.
U
من به اندازه کافی بزرگ هستم که مواضب خودم باشم.
I'm doing it on my own account, not for anyone else.
U
این را من فقط بابت خودم میکنم و نه برای کسی دیگر.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com